5 امتیاز
1 نفر

گناه و گلوله

نوع اثر : کتاب

ناشر : ستاره ها

نویسنده :

مجموعه اثر : -

قیمت نسخه چاپی : 500 تومان

تعداد صفحات نسخه چاپی : 106

رده بندی کنگره : ‏‫‭DSR1626/م97‏‫‭ف9 1386

رده بندی دیویی : ‏‫‬‮‭955/0843092

شماره کتابشناسی ملی : 1167948

شابک : 964-7434-03-0‬

سال نشر : 1386

خلاصه اثر

کتاب "گناه و گلوله" مجموعه ای است از خاطرات ارزندۀ یکی از فرماندهان دفاع مقدس . فرمانده ای شجاع که در سنین جوانی به برکت نفس قدسی امام خمینی (ره ) همانند بسیاری از جوانان دیگر، ره صد سالۀ عشق و عرفان را یک شبه پیمود و برای اثبات این نکته که عرفان فقط لقلقۀ زبان نیست عرصۀ جهاد را برگزید.

سردار رشید اسلام شهید حاج مهدی میرزایی در سال 1341 در شهر مقدس مشهد دیده بر جهان پر رمز و راز هستی گشود. او در خانواده ای مذهبی و با شرایط دشوار اقتصادی کودکی را سپری کرد. هوش و ذکاوت، حس کنجکاوی و تحرک و انرژی فراوان او از همان کودکی برجسته و قابل توجه بود.

او در محیطی که خانوادۀ مذهبی اش آن را فراهم کرده بودند احکام الهی را در همان سنین آموخت پس از آن که دوران تحصیل را در مقطع ابتدایی به پایان برد علی رغم آنکه در تحصیل موفق بود. شرایط پیرامون، او را به میدان کار و تلاش راهی کرد. در محیط کار نیز استاد کاری متدین در مسیر زندگی او قرار گرفت. او، مهدی را به وادی سیاست کشانید و از این رهگذر چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با مبارزات انقلابی امام خمینی (ره ) بر علیه رژیم پهلوی آشنا شد. جلسات مخفیانه ضد رژیم مکانی بود تا مهدی را در جریان مبارزات آبدیده تر کند.

در بخشی از این کتاب می خوانید:

میرزایی توی جبهه دمپایی پایش می کرد و همه جا با همان دمپایی می رفت. توی خط، توی میدان مین، یا حتی به جلسات فرماندهان.
وقتی مورد سؤال واقع می شد، می گفت: «اصل آن است که من کارم را انجام بدهم، با دمپایی هم می توانم کارم را انجام بدهم»

بعد که پاسدار شد و لباس سپاه را تنش کرده بود، در شهر بستان او را دیدم که قیافۀ خیلی جدی پیدا کرده بود. لباس سپاه را پوشیده و چکمه پایش بود. بی اختیار خنده ام گرفت. او هم چند نفر را که آن جا بودند مرخص کرد و پیش من آمد و گفت: «مسعود تو را به خدا نخند.»
گفتم: «به تو نمی آید این طور شَق و رَق راه بروی. دمپایی هایت کو؟»
گفت: «باور کن مجبورم خودم را این طوری نگه دارم، دلم لک زده یک لحظه آن دمپایی ها را پایم کنم، این طوری عذاب می کشم!»

متنی

500 تومان

حجم : 203.0 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 91

موضوعات

فهرست

مقدمه
زندگی نامه شهید حاج مهدی میرزایی
خاطرات
دلش شکسته بود
قهرمان موتورسواری
زنده به گور
اگر خدا نخواهد
خواب آرام
موشک پرانی
مین غلتان
جمع یاران
دیگر اسم از جنازه نبرد
واقعاً نمی ترسید
عاشق دیدار امام
گناه و گلوله
نمی دانم چه مشکلی دارم
شب در قبرستان
پرواز
خواب روی موتور
گریز از بیمارستان
بی خود کردی جبهه رفتی
موتورسواری روی خاکریز
عراقی جسور
اطاعت
جِزغاله
پا برهنه
شوخ طبعی
غَلتَک
مثل بقیه بسیجی ها
بی ریا
تی ان تی
فرمانده و پیک
گروه انفجار
مانور
وظیفه
روزهای پشت جبهه
بچه های تخریب
شنا - غسل جمعه
چراغ روشن
از طرف عراقی ها می آمد
اصلاً نمی ترسید
دَمپایی
آب کربلا!
چند سال حقوق
ما شهید ندادیم که برای خودمان تبلیغ کنیم
زخمهایم فقط در جبهه خوب می شود
لیاقت
حاجت حج
مشت و شیشه
خودتان ببینید
گروگان
کلید شهادت
نگران نباشد
دو نفر، یک خواب
درگیری
غریب
صعود
راضی باشید
هنوز گریه می کرد
از مدینه تا مکه
شما برای چه گریه می کنید
آیه و اشک
باید دِق کنیم
آخرین دیدار
دوست دارم سر نداشته باشم
شهادت در محرم
دوباره حلالیت
بنویس سردار عزیز مهدی میرزایی
وصیت نامه

محصولات مشابه