× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
5 امتیاز
1 نفر

عروس بیستم

زندگی پرماجرای مهرالنساء ملکه ایرانی هندوستان

نوع اثر : کتاب

ناشر : روزگار

نویسنده :

مترجم : امیرحسین اکبری‌ شالچی

قیمت نسخه چاپی : 7,500 تومان

صفحات کتاب : 472

کنگره : PS3612‭‬ ‭/و9‏‫‭ع4 1387

دیویی : 813/54

کتابشناسی ملی : 1235489

شابک : 978-964-374-151-8

سال نشر : 1387

خلاصه اثر

کتاب عروس بیستم (زندگی پرماجرای مهرالنساء ملکه ایرانی هندوستان)، اثر ایندو ساندارسان، داستانی است که بر پایه هایی راستین استوار است. داستانی پندوار از زندگی زناشویی مهرالنسای سی و چهار ساله با جهانگیر، که البته ریشه در تاریخ دارد.

مهرالنسا سی و چهار ساله بود که با جهانگیر، پادشاه هندوستان زناشویی کرد. وی پانزده سال پس از آن، به نام جهانگیر همه ی کشور را می گرداند. رهسپاران اروپایی سده ی هفدهم که به دربار پادشاه هند گام نهاده اند، در گزارش هایشان نگرش بسیاری به مهرالنسا کرده اند، چون او در همان هنگام در اوج دستگاه و توان بوده است. هیچ کدام از آن مردها نتوانسته براستی چهره ی او را ببیند.

همه ی آن ها اشاره هایی بر داستان اندوه آمیز زایش او، بر پیوندهای مهرآمیز او با سلیم پیش از تاج گذاری وی، و نیز بدگمانی وی در زمینه ی کشته شدن شوهرش به دست پادشاه دارند. بیشتر تاریخ پژوهان روزگار ما این را پس می زنند و نمی پذیرند. اما همه ی تاریخ نویسان در یک نکته با هم هماهنگ اند: جهانگیر دیگر هرگز زن نگرفت؛ مهرالنسا زن بیستم و واپسین زن او بود. با این که وی در یادمان های خود تنها اندکی مهرالنسا را نشان داده، اما تا مرگش، سال 1627، مهمترین کس در زندگی جهانگیر بوده است. سودای مهرالنسا خود جُستاری برای تاریخ، ترانه ها، و داستان های هندی شده است. سروده ی «لاله رخ» نوشته ی توماس مور نویسنده ی رمانتیک ایرلند، نیز در باره ی اوست.

در کتاب عروس بیستم می خوانیم، این زنی که خود را پشت چادر پنهان کرده بود و از سویی دیگر افسانه ها برایش ساخته می شد، که بود؟ چگونه توانسته بود جایگاهی استوار در بارگاه پادشاه بیابد؟ چرا تا این اندازه در اندیشه ی قدرت بود؟ مهرالنسا در زمانی که هیچ کسی نه آوای زن را می شنید و نه رخسارش را می دید، نقش چهره ی خود را بر روی سکه ها زد و دستور داد پیوند بازرگانی با کشورهای بیگانه و دور پا بگیرد، چند کشتی داشت که همیشه در دریای پارس در رفت و آمد بودند، از هنرها پشتیبانی می کرد، و باغ ها و آرامگاه های فراوانی را ساخت که بیشترشان هنوز هم پا بر جا مانده اند. باری به سخن دیگر عرف روزگار خود را زیر پا گذاشت و بر باد کرد. همه ی این کارها را از راه مردی انجام داد که می پرستید.

کتاب عروس بیستم داستانی پندارآمیز از زندگی وی پیش از زناشویی اش با جهانگیر است. از زنانی که این شاهان با آن ها زناشویی کرده اند یا توانی که در دستگاه داشته اند، کمتر یادی شده است. «عروس بیستم» می کوشد این شکاف را تا اندازه ای پر کند.

نخستین رمان ایندو ساندارسان (Indu Sundaresan) "زن بیستم" است که از یک بیوه جوان به نام مهرالنسا می گوید، دختر پناهندگان ایرانی و همسر یک فرمانده فرانسوی. دومین رمان او "جشن گل های رز" است. او همچنین کتاب "شکوفه سکوت"، را نوشته است که یک داستان تاریخی است.

در بخشی از کتاب عروس بیستم (The twentieth wife) می خوانیم:

دیوارهای دژ لاهور دور از خانه ها و دکان هایی که در خیابان اصلی شهر فشرده در کنار هم بودند، سر به آسمان برده بودند. آن ها کاخ فرمانروا را از باغ های شهر جدا می ساختند.

مردم شهر جشن گرفته بودند. جشن عروسی شاهزاده سلیم بزرگ ترین پسر اکبر و جانشین آینده ی او سه روز بعد، در سیزدهم فوریه ی 1585 برگزار می شد. سلیم از میان برادرهایش، نخستین شاهزاده ای بود که داماد می شد و هر چند گرما در آن سال زود از راه رسیده بود و گرد و خاک و سروصدا هم بی اندازه بود، مردم نتوانسته بودند دندان روی جگر بگذارند و در چنین روزی راهی بازار نشوند.

در حیاط خانه ی غیاث بیگ، دور از آوای نی و جنب وجوش بازار، خاموشی فرمان می راند. هیچ بادی نمی وزید و هوا آکنده از بوی خوش رز و یاسمن بود. چشمه ای در گوشه ای می تراوید و آب داغش در جوی سنگی می تازید و می رفت. یک درخت انجیر هندی با برگ های سه گوش و شاخه های نورسته اش در میان حیاط، قامت خود را افراخته بود.

کتاب دیجیتال

7,500 تومان

حجم : 1.9 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 454

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.