× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

روی جاده نمناک

نوع اثر : کتاب

ناشر : روزگار

نویسنده :

قیمت نسخه چاپی : 6,000 تومان

تعداد صفحات نسخه چاپی : 486

رده بندی کنگره : PIR8171‭‬ ‭/‮الف‬56176‏‫‬‭‬‭‬‭ر9 1384

رده بندی دیویی : ‏‫‬‭‬‭8‮فا‬3/62

شماره کتابشناسی ملی : ‭م‌83-41314

شابک : ‭‎964-374-079-X

سال نشر : 1384

خلاصه اثر

در کتاب روی جاده نمناک، به تالیف خدیجه قاسمی، شاهد دگرگونی زندگی آدم ها هستیم و باز هم مانند همیشه عشق پا پیش گذاشته و همه چیز را تغییر می دهد.

ایلیا که از شخصیت های داستان کتاب روی جاده نمناک است، جوانی حساس و زود رنج است. او که در طلاتم زندگی شنا می کند، ناگهان با عشق روبرو می شود. که نه ‏تنها زندگی و افکار ایلیا که زندگی همه را دگرگون می کند. او پس از آن به کارهایی دست می زند که هرگز فکرش را هم نمی ‏کرده است...

مخاطب کتاب روی جاده نمناک، هم گروه عام می تواند باشد، هم خاص. خدیجه قاسمی نام کتاب روی جاده نمناک را از صادق هدایت وام گرفته است. موضوع کتاب ما را به دهه 50 می برد.

خدیجه قاسمی در رمان اولش "روی جاده نمناک" و در دومین اثرش یعنی "مسافران مه" که رمانی اجتماعی و سیاسی در حوزه ی دفاع مقدس بود، به خوبی نشان داد که داستان نویسی فطری و تواناست. قدرت او در فضاسازی شخصیت پردازی و پیش برد داستان شگرف و تحسین برانگیز است استقبال خوانندگان از روی جاده نمناک و چاپ های مکرران در اندک زمان شاهدی براین مدعاست. شم داستان نویسی ذاتی و تسلط نویسنده بر شیوه های قصه گویی و شناخت منطقی از حوادث روزگار رمان های او را جذاب و خواندنی کرده است.

در بخشی از کتاب روی جاده نمناک می خوانیم:

چند روزی بود رفتار پدرم مشکوک شده بود. آهسته با کسی تلفنی حرف می زد و شب ها خیلی دیر به خانه می آمد. یا در اتاقش مهمان داشت و نمی خواست من مهمانش را ببینم. خیلی کنجکاو شده بودم بفهمم پدرم چه کار می کند. صبح ها نگران بود و حواسش جایی دیگر بود. دیگر حوصله ام را نداشت و کم تر با من حرف می زد. نمی توانستم از کارش سردر بیاورم. دیگر مثل همیشه سرحال نبود بلکه سایه ی اندوهی صورتش را پوشانده بود.

او داشت چیزهایی را از من مخفی می کرد. چیزهایی که با من هم در ارتباط بود. نگران بودم. نمی توانستم موقع کار خوب تمرکز داشته باشم. دوروبرم داشت اتفاقاتی می افتاد که من از آن ها بی خبر بودم. باید امشب حتماً پدرم را وادار می کردم که حقیقت را به من هم بگوید. دیگر نمی توانستم در اضطراب زندگی کنم.

شب که وارد خانه شدم پدر توی مبل در خود مچاله شده بود و رنگ و رویش پریده بود. با سرعت خودم را به او رساندم.

سلام پدر. چی شده؟! حالتون خوب نیست؟

کتاب دیجیتال

6,000 تومان

حجم : 1.7 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 296

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید یا iOS و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.