× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

سرگیجه

نوع اثر : کتاب

ناشر : روزگار

نویسنده :

قیمت نسخه چاپی : 7,000 تومان

تعداد صفحات نسخه چاپی : 64

رده بندی کنگره : ‏‫PIR8013‭‬‭ /ب9724‭س4 1394‬

رده بندی دیویی : ‏‫‭8‮فا‬3/62‬‬

شماره کتابشناسی ملی : 2985693‬

شابک : ‭978-964-374-445-8 ‬‬‬

سال نشر : 1394

خلاصه اثر

کتاب سرگیجه، مجموعه ای از داستان های خواندنی مجتبی حبیبی است که در آن از موضوعات مختلفی سخن به میان آمده است.

مجتبی حبیبی به سال ۱۳۳۹ در مشکین شهر به دنیا آمد. در سال ۱۳۶۹ مجموعه اشعار زمزمه های پاییزی خود را منتشر کرد. در ۱۳۷۰ به مدت یک سال عضو شورای خبر صدا و سیما شد. سپس به مدت سه سال به نوشتن برنامه های راه شب در شبکه سراسری صدا مشغول شد. حبیبی همچنین دو سال هم با رادیو جوان ادامه همکاری دارد. از سال ۱۳۸۲ با خبرگزاری مهر، فارس، ایرنا و... همکاری کرد و در روزنامه های کیهان، جوان، سیاست روز - شرق - همشهری - مردم سالاری و... به نقد آثاری هنری پرداخت. وی عضو انجمن قلم ایران و عضو انجمن منتقدان خانه سینما است.

در بخشی از کتاب سرگیجه می خوانیم:

گام سنگین مرد، وقتی بر روی آخرین پله گذاشته شد، او با خود گفت: «این هم چهل و دو پله و هیجده بار اومدن، تف!»

نگاهش با نگاه های چند تن آشنا که پشت در اتاق قاضی بودند، تلاقی کرد. خواست راه خود را به داخل اتاق قاضی باز کند که مردی میانسال با لبخند گفت: «به به آقای پریشان! ما خیال کردیم امروز نمی آیی و شاید نوبت به ما برسد؟» آقای پریشان سر تکان داد و کیفش را از میان جمعیت به در آورد و به در اتاق نزدیک شد. خانمی کهنسال راهش را بست و با رو ترش کردن گفت: «آقای پریشان! یه امروز وقت قاضی رو نگیری، ما مشکلمون حل می شه!»

پریشان سر تکان داد و به داخل اتاق وارد شد. درخواستش را بر روی میز کارمند دفتر قاضی گذاشت. کارمند همین که چشمش به دادخواست او و قیافه رنجورش افتاد، با لبخندی که به قهقهه می مانست، گفت: «به به، سلام آقای پریشان! مشتری پر و پا قرص! باز هم روز از نو روزی از نو؟» آقای پریشان آهی کشید و گفت: «این یکی فرق می کنه!» در آن سوی اتاق، قاضی پشت میز خود مشغول نوشتن بود.

کارمند درخواست پریشان را روی میز، جلوی قاضی گذاشت و به پشت میز خود برگشت و رو به پریشان گفت: «بیرون باشید تا صداتون کنم.» پریشان دسته ای کپی از برگه های تمبر زده و کپی شده را از کیفش بیرون آورد و خواست اعتراض بکند. لحظه ای مردد ماند و توجهش به لرزش دست ها و اجزای صورتش جلب شد.

کپی ها را دوباره توی کیفش گذاشت. با عقب گردی چون نظامیان از اتاق بیرون آمد. سلام و علیک با خنده و یا با احساس همدردی چند نفر را شنید. به جمعیت سرگردان و خسته و پریشان چون خودش نگاه کرد. گوشه ای خلوت به دور از ورودی اتاق قاضی نظرش را جلب کرد. کنار سه کنج دیوار چمباتمه بر زمین نشست.

هنوز چهار زن شاکی از پیرمرد همسرشان ادامه داشت. طبق معمول بعد از جر و بحث ها، حال پیرمرد خراب شده بود و او را کشان کشان به طرف پله ها می بردند. زن اولی مسن تر از سه نفر بعدی بود. ناراحت ترینشان زن چهارم بود که حدود سی ساله می نمود و می گفت: «آخر بعد از من چرا؟»

کتاب دیجیتال (قالب باز)

2,800 تومان

حجم : 188.3 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 54

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید یا iOS و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

موضوعات

فهرست

سرگیجه
پژواک در سوادکوه
دل خوش سیری چند
چراغ های خاطره
پزشک روح
مناظره
حکایت ها
بازتاب
خاموشی نجواها
پندارها
آینه بر دوش
مرغ همسایه غازه
آینه شکسته

محصولات مشابه

بیشتر