× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

ورودی ۶۲

خاطرات دانشجوی داروسازی شهید مهدی محراب خانی

نوع اثر : کتاب

ناشر : ستاره ها

نویسنده :

مجموعه اثر : روپوش های سفید

قیمت نسخه چاپی : 5,000 تومان

تعداد صفحات نسخه چاپی : 80

رده بندی کنگره : DSR۱۶۲۶‭‬ ‭/م۲۶۵۳۴‏‫‬‮‭ق۴ ۱۳۹۶

رده بندی دیویی : 955/0843092

شماره کتابشناسی ملی : 5090272

شابک : 978-600-254-053-9

سال نشر : 1396

خلاصه اثر

کتاب ورودی ۶۲: خاطرات دانشجوی داروسازی شهید مهدی محراب خانی نوشته ی مریم قربان زاده، مجموعه ای از خاطرات این شهید بزرگوار است که در مجموعه ای با نام روپوش های سفید منتشر شده است. این کتاب توسط خانواده ی شهید مهدی محراب خانی با بیانی سلیس روایت می شود.

در بخشی از کتاب ورودی ۶۲ می خوانیم:
چندین سال بود به خاطر بچه ها سفر نرفته بودیم. بزرگ تر که شدند تصمیم گرفتیم برویم سوریه. من و حاج آقا و عاطفه که آن موقع سه، چهار ساله بود.

مهدی آن زمان دانشگاه می رفت. شب مثل همیشه عاطفه را گذاشته بود روی پایش و قربان صدقه اش می رفت. موهایش را ناز می کرد و... تا خوابش ببرد. همین طور که به پاسیون تکیه داده بود و عاطفه را تکان می داد گفت: «نمی شه سوریه نرین؟!». پدرش گفت: «مامانتون خیلی خسته شده. چندین سال بچه داری، دوقلوها، انقلاب و کارهای دیگه... الان دیگه کارامون کمتر شده. یک سفر ببرم مامان رو تا دلش یک هوایی بخوره». ما خاطرمان جمع بود که مهدی هست! اما او هم نمانده بود مشهد.


... مثل همه مادرها روی رفت و آمد بچه ها حساس بودم. اگر مهدی می رفت بیرون و می گفت مثلاً ساعت 7 برمی گردم، باید رأس 7 برمی گشت وگرنه صدبار تا سر کوچه می رفتم و خبر می گرفتم. زود دلشوره می گرفتم. اگر نیم ساعت دیر می آمد دلم هزار راه می رفت و می رفتم دم در منتظر می ماندم. خودش هم همیشه سعی می کرد سر ساعتی که گفته خانه باشد. می گفت: «مامان! تو رو خدا این کار رو نکن. دوستانم بهم میگن بچه ننه!».

کتاب دیجیتال (قالب باز)

1,500 تومان

حجم : 88.7 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 30

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید یا iOS و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

موضوعات

فهرست

مقدمه ناشر
1-همیشه با وضو بودم
2- پای ثابت جلسات آقای تدین
3- به بیست سالگی نمی رسه
4- احضارمان کردند
5- جُک وسپا ...
6- دکتر ماشین ها!
7- هفت خوان رستم
8- شاد و شلوغ
9- قد؛ اندازه یک تفنگ!
10- نمی شه سوریه نرین؟!
11- بچه ننه!
13- در دو رشته قبول شد
14- لالایی برای عاطفه
15- مامان!
16- رضایت مادر
17- تصادف
18- عطر تی رُز
19- پیراهن آبی
20- قسمت نشد...
21- مهدی بود و همین موتور...
22- تصادف دوم!
23- نمره شهید مهدی
24- دو ویژگی
26- دیوارنویسی
27- حکم شیشه شکسته دارو
28- به زبان اصلی

محصولات مشابه

بیشتر