× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

ارتباط نامربوط

نوع اثر : کتاب

ناشر : نسل نواندیش

نویسنده :

صفحات کتاب : 516

کنگره : PIR۸۱۳۴‭ /ف۳۴۵۶‏‫‭‮الف‬۳۷ ۱۳۹۷

دیویی : ۸‮فا‬۳/۶۲‬

کتابشناسی ملی : 5119059

شابک : 978-964-236-934-8‬‬

سال نشر : 1397

خلاصه اثر

مهرنوش صفایی کتاب ارتباط نامربوط را در ژانر رمان روانشناسی بر اساس داستانی حقیقی نوشته و به انواع ارتباطات نامربوط بین زن و مرد می پردازد.

گاهی دو نفر با هم در ارتباط اند، اما از نظر فرهنگ خانوادگی با یکدیگر تفاوت دارند، گاهی از نظر سن با هم مرتبط نیستند و گاهی هم از نظر جایگاه اجتماعی با هم سازگاری ندارند. صفایی کتاب ارتباط نامربوط را از نتیجه ی تحقیقات روانشناسی موردهای عینی که برای مشاوره به او مراجعه داشته اند، تالیف کرده است.

جملات برگزیده کتاب ارتباط نامربوط:

- وقتی یه طرف رابطه، با همه وجودش توی بازی نیست؛ آخرش بازنده ای!
- آنچه مسیر سرنوشت مردم رو می سازه، بازتاب اعمالیه که خودشون انجام دادن.
- جنگیدن و خرد و خمیر شدن، شرط اول عشقه، خمیره عشقه؛ غیر از این باشه اصلاً عاشق نیستی!
- غمگین ترین پایان عاشقانه دنیا، مرگ نیست، دوست داشتن کسی است که هست اما کنارِ تو نیست!

در بخشی از کتاب ارتباط نامربوط می خوانیم:

رؤیا از دیدن ویلای سفید لب آب حسابی جا خورد. فکرش را هم نمی کرد من چنین بهشت بَرینی داشته باشم. مخصوصاً از دیدن اتاق هایی که ویوی پنجره شان دریا و ساحل بود و بیشتر از آن، از دیدن حیاط سرسبز و مشجر ویلای سفید که در نهایت به آغوش آبی دریا ختم می شد، حسابی هیجان زده شد. مش حیدر هم خدایی کم نگذاشته بود… هرچی چراغ و آب نما و نورپردازی مخفی و غیرمخفی روزی توی ساختمان این ویلا کار شده بود، همه را باهم روشن کرده بود. دست آخر هم یک میز شام مفصل برایمان لب آب تدارک دیده بود… کباب چنچه و دل و جگر، با ماست محلی و دوغ و ترشی و کلم شور و نان تازه سنگک!! نمی دانم کی وقت کرده بود این همه غذا را تهیه و تدارک ببیند! کی رفته بود خرید؟! کی پخته بود؟ کی رُفته بود؟! خدایی من که سر از کارش درنیاوردم!

حالا هم ایستاده بود گوشه ایوان و داشت با چشم های ریز شده و لب های درهم غنچه شده، حالت صورت متعجب و حیرت زده رؤیا را برانداز می کرد. بالاخره رؤیا با ذوق گفت: «عجب جای رؤیایی و دنجی… جون می ده واسه اینکه بیای اینجا اتراق کنی و کتاب بنویسی!»

با لبخند عاشقانه ای از ته دل گفتم: «کاش واسه یه بار هم که شده، تو بیای اینجا اتراق کنی و کتاب بنویسی!»

کتاب دیجیتال

18,900 تومان

حجم : 1.9 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 506

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

موضوعات

فهرست

بخش اول
فصل اول
فصل دوم
فصل سوم
فصل چهارم
پایان نامه

محصولات مشابه

بیشتر