× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

سالار تکریت

خاطرات سیدحسین سالاری

نوع اثر : کتاب

ناشر : سوره مهر

نویسنده :

صفحات کتاب : 288

کنگره : DSR۱۶۲۹‭‬ ‭/س۲‏‫‬‮‭ز۸ ۱۳۹۷

دیویی : ۹۵۵/۰۸۴۳۰۹۲

کتابشناسی ملی : 5280716

شابک : 978-600-03-2751-4

سال نشر : 1397

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

دریافت این اثر

کتاب الکترونیکی (EPUB) 14,000 تومان

خرید نسخه چاپی

خلاصه اثر

برخلاف رسم آن زمان در یزد که بچّه ها را از کودکی و قبل از دبستان به مُلّا می فرستادند تا روخوانی و روان خوانی قرآن را یاد بگیرند، من بیشتر از یکی، دو ماه پیش مُلّا رُبابه نرفتم. نرفتنم دلیل داشت. یک روز وسط حیاط خانة ملّا چشمم به مرغ و خروس ها افتاد. یک تکه چوب برداشتم و افتادم به جان آنها و تارومارشان کردم. سروصدایشان حسابی درآمد. طولی نکشید که ملّا رسید و با دیدن وضعیّت پریشان مرغ و خروس ها عصبانی شد. چشم غُرّه ا ی به من رفت. از چشمانش خواندم که می خواهد تنبیهم کند. با یک ترکه نازکِ درخت انار، افتاد دنبالم. بدون معطّلی پا گذاشتم به فرار و از خانة او به سمت کوچه آمدم و از آنجا دور شدم. مقداری از راه را آمد، امّا خسته شد و ایستاد. به خاطر همین اتفّاق، وقتی به خانه آمدم به مادرم گفتم که دیگر نمی خواهم به ملّا بروم. واقعاً از تنبیهشدن می ترسیدم و از کتک خوردن بیشتر. از آن مدّت کم همین قدر یادم هست که ملّای ما از اهالی محل بود. به خانه اش می رفتیم و خیلی منظّم و دایره وار می نشستیم. او هم از حروف الفبای عربی شروع می کرد. با روش خاصّی که در قدیم برای تعلیم قرآن به کار می بردند، صداها را به شاگردان یاد می داد. بعد هم با هِجی کردن کلمات، خواندن قرآن را برای شاگردانش آسان می کرد. ادامه یادگرفتن قرآن برای من به فرصت هایی محدود شد که تابستان ها و در بین سال های رفتن به دبستان برایم وجود داشت.‬‬‬‬‬‬

کتاب الکترونیکی (EPUB)

14,000 تومان

حجم : 2.6 مگا بایت

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.