× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

شهید مریم فرهانیان

یادمان رزمنده امدادگر

نوع اثر : کتاب

ناشر : نیلوفران

گردآورنده : عبدالرضا سالمی نژاد

مجموعه اثر : کنگره سرداران و 23 هزار شهید کربلای خوزستان

قیمت نسخه چاپی : 1,000 تومان

صفحات کتاب : 33

کنگره : DSR1626/ف43‏‫‭س2 1387

دیویی : 955/0843092

کتابشناسی ملی : 1622222

شابک : 978-600-90533-2-2

سال نشر : 1387

خلاصه اثر

مریم فرهانیان وصیتنامه شهیده مریم فرهانیان – به ولایت فقیه ارج بنهیم و بدانیم که الان امام خمینی بر ما ولایت دارد
تولد : ۲۴ دی ماه سال ۱۳۴۲
محل تولد: آبادان در خانواده ای متوسط و مذهبی
تاریخ شهادت: ۱۳ مرداد ماه ۱۳۶۳
محل شهادت: گلستان شهداء آبادان در اثر اصابت خمپاره دشمن
محل دفن: گلزار شهدای آبادان

در ۱۴ سالگی با کمک برادر رشید خود «شهید مهدی فرهانیان» خود را مجهز به سلاح معرفت و بصیرت الهی کرد و با درک صحیح از وضعیت حاکم بر کشور و نیز ماهیت استکبار جهانی امپریالیسم، مبارزات خود را علیه ظلم های رژیم پهلوی آغاز کرد.

این شهیده بزرگوار با اوج گیری مبارزات مردم در جریان انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیمایی های مردمی علیه حکومت شاهنشاهی شرکت کرد و با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران به جمع این خیل عاشق پیوست و دوره های آموزشی را با موفقیت به پایان رساند. و با آغاز جنگ تحمیلی درشهر آبادان را ترک نکرد و دوشادوش برادران رزمنده به دفاع ازخاک کشورش پرداخت.

شهیده مریم فرهانیان درسن ۱۷ سالگی در بیمارستان امام خمینی (ره) آبادان مشغول امداد گری شد و به مدت سه سال به کار امدادگری و پرستاری از مجروحین جنگ در بیمارستان های مختلف آبادان ادامه داد که در این مدت یک بار به شدت زخمی شد و به اجبار در بیمارستان بستری شد.

وی کسی بود که زینب وار از برادران رزمنده مجروح پرستاری می کرد. مریم فرهانیان یکی از ۱۸ نفر خواهران، امدادگران داوطلب بود که در زمان جنگ در بیمارستان طالقانی آبادان در قسمتهای مختلف، خالصانه خدمت کرد وی در تمام مدت عمر گران بهایش با بیداری و هوشیاری سیاسی، دینی زندگی کرد رفتار و منش این شهیده الگوی زن مسلمان ایرانیست.

... مریم از همان کودکی با همه فرق می کرد، همیشه به پدرم می گفت که خواب امام زمان (عج) یا سایر ائمه هدی را دیده است. نماز خواندنش با فکر و عمیق بود هر جا می دید دارند درباره کسی بدگویی می کنند، بلافاصله بلند می شد و می رفت.

ابداً آرام و قرار نداشت. شب ها نماز شبش ترک نمی شد. قبل از شهادت مهدی در این حال و هوا بود.بعد از او، بدتر شد و می گفت حتماً باید برگردم آبادان. مریم رفت بسیج.

کتاب الکترونیکی

500 تومان

حجم : 7.1 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 33

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.