× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

حماسه زینبیان

نوع اثر : کتاب

ناشر : نیلوفران

نویسنده :

صفحات کتاب : 80

کنگره : ‏‫DSR۱۶۲۷‭‬‭ /ز۹‏‫‭‮الف‬۵ ۱۳۹۳

دیویی : ‏‫‭۹۵۵/۰۸۴۳۰۹۲۲‭

کتابشناسی ملی : 3751391

شابک : 978-600-6393-87-2

سال نشر : 1393

خلاصه اثر

کتاب حاضر اثری از صغری کیخواه و عباس اسلامی پور می باشد که توسط انتشارات نیلوفران منتشر شده است.

غوغای نبرد هشت ساله دیر زمانی است که به ظاهر رخت بربسته است. نبردی که در آن چکمه پوشان بعثی به قصد تغییر نقشه جغرافیایی به خاک خوش نقش ایران اسلامی پای گذاشتند، اما با پایمردی مردانی از نسل آفتاب و عشق لبخند تجاوز آنان به سرعت و شتاب به پشیمانی و در ماندگی مبدل شد. مردان دیروز از جنس حریر و آینه بودند و در کنار آنان زنانی رعنا قامت ایستادگی سر دادند و هم دوش جوانان این دیار در سنگری مستحکم به غوغای هشت ساله پیوستند.

زنانی که اجر آنان اگر بیشتر از جوانان خوش چهره خط مقدم نباشند صد البته کمتر از آنان نخواهند بود؛ چرا که عارف مهربان جمارانی در جای جای عبارات تابناک و نورانی خود ، زینب های انقلاب را زنانی از نسل نور و عاطفه می دانست که در دامن پر مهر خود گوهری ناب را پرورش می دادند. حدیث ایستادگی و مقاومت زنان با عفاف میهن اسلامی در هشت فصل عاشقی سبب شد که این مجموعه و از نگاهی دیگر نقش و شجاعت مادران مهربان ایران زمین ترسیم گردد تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

این مجموعه با تلاش موسسه فرهنگی هنری غدیر شهرستان اندیمشک و وکنگره سرداران و یک هزار شهید شهرستان اندیمشک و همچنین حمایت معنوی بازماندگان از قافله شور و شهادت گردآوری شده و سعی در بیان مظلومیت و فداکاری زنان اندیمشکی در سنگرهای آتش بدوشی هشت ساله دارد. امید است که نگارنده به لطف کرم خدای تعالی و دعای خیر حضرت صاحب الزمان(عج) بهره ای معنوی برده و در پیشگاه شهیدان سرافراز و امام شهیدان سربلند باشد.

در بخشی از این کتاب می خوانیم :
"از اقوام نزدیک همسرم بود. یک روز ما را به خانه خود دعوت نمود. همراه دو فرزندم که آن زمان 2 ساله و 3 ساله بودند، به خانه آنها رفتیم. خانه ای کوچک 40 یا 50 متری که فقط یک اتاق داشت و وسایلی مختصر. یک رشته برق از منزل همسایه گرفته بود و آب هم به همین صورت. چراغ خانه محقر این بیوه زن، فقط یک پسر 13 ساله بود. فریدون خیلی با بچه های من بازی کرد. او با وجود سن کمش در برابر مادرش، بسیار احساس مسئولیت می کرد.

2 سال بعد، یک روز در نهایت ناباوری شنیدم که فریدون به جبهه رفته و در عملیات کربلای 5 به شهادت رسیده است. با خود گفتم: حتماً مادرش از غصه خواهد مرد. وقتی که به منزل آنها رفتم از فکر خود شرمنده شدم. مادرش آرام گریه می کرد و به دیگران که برای او ضجه می کشیدند و بی قراری می کردند دلداری می داد و می گفت: فریدون با من عهد کرده که اگر شهید شد، برایش بی قراری نکنم. او گفته: مادر ! بعد از شهادتم هر وقت دلتنگ شدی برای امام حسین (ع) گریه کن، من هم به خوابت می آیم."

کتاب‌الکترونیکی

1,300 تومان

حجم : 4.6 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 80

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

موضوعات

فهرست

عطر گل خوش بو
دیدار خوبان
مربی اخلاق
هدیه ای آسمانی
استقامت
تشنه ی ایثار
معلم دلسوز و متعهد
عطر معنویت
خانه بهشتی
لباس شهادت
فرمانده متواضع
زندگی و حیات جاوید
عملیات فتح المبین
نجوای عاشقانه
آذرنگ
سنگ صبور
پزشک شهید
مرزبان
اسمش حنظله
کودکان کربلایی
ندای حسینی
روستای رداده
وصیت شهید
قهرمان
دومین لاله
معلم
ایثار
جواد
جهیزیه
دفتر خاطرات
عمل چشم
عمو جواد و عمو نعمت
پرواز کبوتران
سید شهید
خواهران زینبی
رشیدترین
قلعه قاسم
عکس ها و یادها

محصولات مشابه

بیشتر