× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
2.5 امتیاز
2 نفر

زن آقا

سفرنامه

نوع اثر : کتاب

ناشر : سوره مهر

نویسنده :

ویراستار : سپیده شاهی

طراح جلد : محسن راستی پور

صفحات کتاب : 139

کنگره : ‏‫PIR۸۳۵۸‭‬‭ /‮الف‬۴‏‫‬‮‭ز۹ ۱۳۹۸

دیویی : ‏‫‬‭۸‮فا‬۳/۶۲

کتابشناسی ملی : 5489159

شابک : 978-600-03-2844-3

سال نشر : 1398

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

دریافت این اثر

کتاب دیجیتال (EPUB) 9,000 تومان

خرید نسخه چاپی

خلاصه اثر

خاطرات سفر، حضور و زندگی با یک طلبه جوان که برای اولین بار به سفر تبلیغی رفته است. زن و شوهری طلبه همراه با فرزندانشان برای ایام ماه مبارک رمضان به نقطه ای در جنوب ایران سفر می کنند.

در این سفر علاوه بر مهربانی و مهمان نوازی مردم تجربه و اتفاقاتی برایشان رقم می خورد که به پخته شدن آن ها کمک می کند.

ظهر بود. قبل از نماز در زدند. پیرزن آبله رویی بود. گیس های حنا بسته اش را از وسط باز کرده بود. جثه درشتی داشت. چادرش را به گردن بسته و یک آفتابه روی دوش گرفته بود. فهمیدن حرف هایش از بقیه راحت تر بود. واضح و کم لهجه صحبت می کرد. جلوی در می خواست دستم را ببوسد که اجازه ندادم. اخم هایش را کشید توی هم و گفت حتما توی گوش سیدعلی باد رفته یا بهش بو خورده و یک سری تشخیص هایی که ازش سر در نمی آوردم.

آفتابه را داد دستم و گفت:«این کریشکه! بچه را می بری حمام. خوب سر و بدنش رو می شوری. آخرِ کار این آفتابه رو می ریزی روی تمام بدنش. فهمیدی؟» اسمش چقدر هندی بود. و هند چقدر به جادو و اینجور خرافات نزدیک. لابد یک جوری آن محلول به جادو و جنبل مرتبط بود.

توی آفتابه را نگاه کردم. آبِ سیاهی لب پَر می زد. بوی عجیب و تلخی داشت. ترکیب پودر بال مگس با استخوان مارمولک آفریقایی و خون پشه!؟ تصورش هم چندش آور بود.

کتاب دیجیتال (EPUB)

9,000 تومان

حجم : 744.1 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 139

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

موضوعات

فهرست

انتهای نرگس، روبه‏ روی آب‏ انبار
بوی راه، بوی ماهی مرده
یک لیتر اسید و چند تا دستمال آبگیر
آفتاب وانیلی رنگ
چقدر ما شهری‏ ها تنهاییم!
نوری خوبه؟
تاریخچة پیدایشِ نخود و لوبیا
پاک های دست نیایش
اسفند و دونِره
یک مشت کدئینِ تعارفی
بعضی‏ ها بهش می‏ گن کلپوره
کیفور ‏ شدن از وجنات زن‏ آقای جدید
«پ» پسرِ کل غلام
سه جفت جوراب
هفت چاله که به هم راه دارند
سالاد ماست و صدای جمیله
کل ‏ مرادِ رایگان
نگاه لیزری
زره‏ پوشِ سفید
مثل مهتاب شدی!
مقام طبابت
زن‏آقای گل گلابی!
آویشن سِکّه
زن کدام آقا؟
آبگوشت
دست‏ هایی که اهل بهشتند
سخنرانی روز قدس
زیّ طلبگی یعنی هندوانه
با اعتقاد بخون
دُخی
برای آخرین نماز
بوی نان و چادرنماز

محصولات مشابه

بیشتر