× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
5 امتیاز
3 نفر

گزیده اشعار امیرخسرو دهلوی

نوع اثر : کتاب

ارائه دهنده : ganjoor.ir

دریافت این اثر

کتاب دیجیتال رایگان

خلاصه اثر

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاصل کرد. وی از موسیقی نیز بهرمند بوده و از موسیقیدانان مشهور زمان خود به شمار می رفته است. وی در نظم و نثر استاد بود و آثار بسیاری از خود باقی گذاشته که ازجملهٔ آنها دیوان قصاید و غزلیات اوست. علاوه بر آن خمسهٔ نظامی گنجوی را نیز استقبال کرده و آن را جواب گفته است. وی سرانجام در سن هفتاد و پنج سالگی در سال ۷۲۵ هجری قمری در دهلی وفات یافت.

کتاب دیجیتال

رایگان

حجم : 2.5 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 1834

کاربر گرامی، برای مطالعه این کتاب ابتدا می بایست نرم افزار کتابخوان فراکتاب را دانلود و نصب نمایید.جهت دریافت بر روی لینک زیر کلیک کنید.
دریافت نسخه اندروید

موضوعات

فهرست

درباره صاحب اثر
غزلیات
گزیدهٔ غزل ۱: چو خاک بر سر راه امید منتظرم
گزیدهٔ غزل ۲: رخ برفروز و زلف مسلسل گره بزن
گزیدهٔ غزل ۳: بشگفت گل در بوستان آن غنچهٔ خندان کجا؟
گزیدهٔ غزل ۴: چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا
گزیدهٔ غزل ۵: دلم در عاشقی آواره شد آواره تر بادا
گزیدهٔ غزل ۶: قدری بخند و ازرخ قمری نمای ما را!
گزیدهٔ غزل ۷: گر در شراب عشقم از تیغ میزنی حد
گزیدهٔ غزل ۸: چه اقبالست این یارب که دولت داده‌ای ما را
گزیدهٔ غزل ۹: گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را
گزیدهٔ غزل ۱۰: رفت آنکه چشم راحت خوش می‌غنود ما را
گزیدهٔ غزل ۱۱: رفتند رفیقان دل صد پاره ببردند
گزیدهٔ غزل ۱۲: دیوانه میکنی دل و جان خراب را
گزیدهٔ غزل ۱۳: از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگر
گزیدهٔ غزل ۱۴: یارب که داد آینه آن بت پرست را
گزیدهٔ غزل ۱۵: شفاعت آمدم ای دوست دیدهٔ خود را
گزیدهٔ غزل ۱۶: پیر شدی گوژ پشت دل بکش از دست نفس
گزیدهٔ غزل ۱۷: من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را
گزیدهٔ غزل ۱۸: برقع برافگن ای پری حسن بلاانگیز را
گزیدهٔ غزل ۱۹: آورده‌ام شفیع دل زار خویش را
گزیدهٔ غزل ۲۰: ای باد برقع برفگن آن روی آتش‌ناک را
گزیدهٔ غزل ۲۱: هر طرفی و قصه‌ای ورچه که پوشم آستین
گزیدهٔ غزل ۲۲: دوش زیاد رخت اشک جگر سوز من
گزیدهٔ غزل ۲۳: بس بود این که سوی خود راه دهی نسیم را
گزیدهٔ غزل ۲۴: برو ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را
گزیدهٔ غزل ۲۵: از درونم نمیروی بیرون
گزیدهٔ غزل ۲۶: مهر بگشای لعل میگون را
گزیدهٔ غزل ۲۷: بهار پرده بر انداخت روی نیکو را
گزیدهٔ غزل ۲۸: سری دارم که سامان نیست او را
گزیدهٔ غزل ۲۹: ای صبا بوسه زن ز من در او را
گزیدهٔ غزل ۳۰: جانا به پرسش یاد کن رو زی من گم بوده را
گزیدهٔ غزل ۳۱: سوختهٔ رخت اگر سوی چمن گذر کند
گزیدهٔ غزل ۳۲: جان ز نظاره خراب و ناز او ز اندازه بیش
گزیدهٔ غزل ۳۳: بس که خوشدل با غم شبهای در خویش را
گزیدهٔ غزل ۳۴: رخ بنما برمراد ارنه به خون منی
گزیدهٔ غزل ۳۵: جان برلب است عاشق بخت آزمای را
گزیدهٔ غزل ۳۶: مخز به نیم جو آن صحبتی که باغرض است
گزیدهٔ غزل ۳۷: برسرکوی تو فریاد که از راه وفا
گزیدهٔ غزل ۳۸: که ره نمود ندانم قبای تنگ ترا
گزیدهٔ غزل ۳۹: دلبرا عمریست تا من دوست می‌دارم ترا
گزیدهٔ غزل ۴۰: تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
گزیدهٔ غزل ۴۱: خبرت هست ؟
گزیدهٔ غزل ۴۲: نازنینا زین هوس مردم که خلق
گزیدهٔ غزل ۴۳: وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا
گزیدهٔ غزل ۴۴: گم شدم در سر آن کوی مجویید مرا
گزیدهٔ غزل ۴۵: دی غمزهٔ تو کرد اشارت به سوی لب
گزیدهٔ غزل ۴۶: سیم خیال تو بس با قمر چکار مرا؟
گزیدهٔ غزل ۴۷: رسید باد صبا تازه کرد جان مرا
گزیدهٔ غزل ۴۸: گر چه بربود عقل و دین مرا
گزیدهٔ غزل ۴۹: ترسم از بوی دل سوخته ناخوش گردد
گزیدهٔ غزل ۵۰: دی خرامان در چمن ناگه گذشتی لاله گفت
گزیدهٔ غزل ۵۱: ای طبیب از ما گذر درمان درد مام جوی
گزیدهٔ غزل ۵۲: بتا نامسلمانیی میکنی
گزیدهٔ غزل ۵۳: بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها
گزیدهٔ غزل ۵۴: من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها
گزیدهٔ غزل ۵۵: زین سان که بکشتی بشکر خنده جهانی
گزیدهٔ غزل ۵۶: دل که ز دعوای صبر لاف همی زد کنون
گزیدهٔ غزل ۵۷: روز عید ست به من ده می نابی چو گلاب
گزیدهٔ غزل ۵۸: هست ما را نازنین می پرست
گزیدهٔ غزل ۵۹: تاب زلفت سر به سر آلودهٔ خون من است
گزیدهٔ غزل ۶۰: تا گل از شرم رویت آب شود
گزیدهٔ غزل ۶۱: منم و قامت آن لب بر وای خواجه مؤذن
گزیدهٔ غزل ۶۲: مرا ز ابروی تو شبهه می‌رود به نماز
گزیدهٔ غزل ۶۳: زلف تو کژ پیچ پیچ هرسر موی کژت
گزیدهٔ غزل ۶۴: با خیال زلف و رویت چشم من
گزیدهٔ غزل ۶۵: زهی نموده از آن زلف و خال و عارض خواب
گزیدهٔ غزل ۶۶: بلای مردم اهل نظر بود چشمش
گزیدهٔ غزل ۶۷: نرگس همه تن گل شد و در چشم تو افتاد
گزیدهٔ غزل ۶۸: تمنای دلم کردی و دادم
گزیدهٔ غزل ۶۹: هست سر بردوش من باری و باری می کشم
گزیدهٔ غزل ۷۰: صد دوست بیش کشت منش نیز دوستم
گزیدهٔ غزل ۷۱: چه کرد پیش رخت گل که گل فروش او را
گزیدهٔ غزل ۷۲: جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟
گزیدهٔ غزل ۷۳: دل رقیب نسوزد ز آه من چه کنم
گزیدهٔ غزل ۷۴: عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت
گزیدهٔ غزل ۷۵: صفتی است آب حیوان ز دهان نو شخندت
گزیدهٔ غزل ۷۶: ای ابر گه گاهی بگو آن چشمهٔ خورشید را
گزیدهٔ غزل ۷۷: ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
گزیدهٔ غزل ۷۸: نسیما آن گل شبگیر چون است؟
گزیدهٔ غزل ۷۹: بیا کز رفتنت جانم خراب است
گزیدهٔ غزل ۸۰: ندارد چشمهٔ خورشید آبی
گزیدهٔ غزل ۸۱: آنجاست دل من و هم آنجاست
گزیدهٔ غزل ۸۲: شربت و صلت نجویم کار من خون خوردنست
گزیدهٔ غزل ۸۳: کشتهٔ تیغ جفایت دل درویش من است
گزیدهٔ غزل ۸۴: نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل دردست
گزیدهٔ غزل ۸۵: نرگس مست تو خواب آلودست
گزیدهٔ غزل ۸۶: ای شوخ تا تو در دل من جای کرده‌ای
گزیدهٔ غزل ۸۷: چه نقش بندی از اندیشه‌ای که بی عشق است
گزیدهٔ غزل ۸۸: بلای خفته سر برداشت از خواب
گزیدهٔ غزل ۸۹: جعد مرغولت که در هربند او صد حلقه است
گزیدهٔ غزل ۹۰: درین غم که مبادا گره به تار بود
گزیدهٔ غزل ۹۱: جان ببردی خوش هنوز نه ای
گزیدهٔ غزل ۹۲: تلخی نشنیدم از لبت هیچ
گزیدهٔ غزل ۹۳: در شب هجر که از روز قیامت بتر است
گزیدهٔ غزل ۹۴: سر اندازیم به که رانی ز در
گزیدهٔ غزل ۹۵: مرا داغ تو بر جان یادگار است
گزیدهٔ غزل ۹۶: هر کرا کن مکن و هوش و خرد در کار است
گزیدهٔ غزل ۹۷: شاخ گل از نسیم جلوه گر است
گزیدهٔ غزل ۹۸: نظری کن کزان دو چشم سیاه
گزیدهٔ غزل ۹۹: به تشنگی بیابان عشق شد معلوم
گزیدهٔ غزل ۱۰۰: عاشق سوخته دل زنده به جان دگر است
گزیدهٔ غزل ۱۰۱: پندم مده که نشنوم ای نیک‌خواه از انک
گزیدهٔ غزل ۱۰۲: گر چه بدمستی است عیب حریف
گزیدهٔ غزل ۱۰۳: باغمت شادی جهان هوس است
گزیدهٔ غزل ۱۰۴: گر چه خفتن خوش بود با یار در شبهای وصل
گزیدهٔ غزل ۱۰۵: می‌گدازد لبت از بوسه زدن
گزیدهٔ غزل ۱۰۶: گرفته در بر اندام تو سیم است
گزیدهٔ غزل ۱۰۷: تن پاکت که زیر پیرهن است
گزیدهٔ غزل ۱۰۸: در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد
گزیدهٔ غزل ۱۰۹: به سرو باغ که بیند کنون که در هرباغ
گزیدهٔ غزل ۱۱۰: گفته‌ای ترک تو نخواهم گفت
گزیدهٔ غزل ۱۱۱: خبری ده به من ای باد که جانان چون است؟
گزیدهٔ غزل ۱۱۲: این جفا کاریت نو به نو است
گزیدهٔ غزل ۱۱۳: کسی که حاصل فردا شناخت بر امروز
گزیدهٔ غزل ۱۱۴: در چمن جان من سرو خرامان یکی است
گزیدهٔ غزل ۱۱۵: هر مژه از غمزهٔ خون ریز تو ناوک زنی است
گزیدهٔ غزل ۱۱۶: چشمم ار بی‌تو جهان بیند بگیرش عیب ازانک
گزیدهٔ غزل ۱۱۷: ای دل غمین مباش که جانان رسیدنی است
گزیدهٔ غزل ۱۱۸: لحظه‌ای با بنده بنشین کاینقدر
گزیدهٔ غزل ۱۱۹: ای نسیم صبح‌دم یارم کجاست؟
گزیدهٔ غزل ۱۲۰: هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
گزیدهٔ غزل ۱۲۱: صبر و دل و نام و ننگ ما بود
گزیدهٔ غزل ۱۲۲: پامال گشت در رهٔ ما خسرو ودیت
گزیدهٔ غزل ۱۲۳: گل ز رخسارهٔ تو بی آبست
گزیدهٔ غزل ۱۲۴: ما و مجنون در ازل نوشیده‌ایم از یک شراب
گزیدهٔ غزل ۱۲۵: جانم فدای زلف تو آندم که پرسمت
گزیدهٔ غزل ۱۲۶: جانها به باد داد که دایم شکسته باد
گزیدهٔ غزل ۱۲۷: سرو بستان ملاحت قامت رعنای تست
گزیدهٔ غزل ۱۲۸: ما جان فدای خنجر تسلیم کرده‌ایم
گزیدهٔ غزل ۱۲۹: دل من به جانانی آویختست
گزیدهٔ غزل ۱۳۰: زلف تو سیه چرا است ؟
گزیدهٔ غزل ۱۳۱: زلفت سرو پا شکسته زان است
گزیدهٔ غزل ۱۳۲: تا باد برد بوی تو در باغ پیش سرو
گزیدهٔ غزل ۱۳۳: به می سوگند خوردم جرعه‌ای بخش
گزیدهٔ غزل ۱۳۴: گواهی میده ای شب زا ریم را
گزیدهٔ غزل ۱۳۵: دل ندارم غم جانان زچه بتوانم خورد
گزیدهٔ غزل ۱۳۶: بی رخت از پا فتادم بی‌لبت رفتم ز دست
گزیدهٔ غزل ۱۳۷: هر شب من و از گریه سر کوی تو شستن
گزیدهٔ غزل ۱۳۸: نرخ کردی به بوسه‌ای جانی
گزیدهٔ غزل ۱۳۹: درد دلم را طبیب چاره ندانست
گزیدهٔ غزل ۱۴۰: خون من در گردنم کامروز دیدم روی او
گزیدهٔ غزل ۱۴۱: آنکه دلم شیفتهٔ روی اوست
گزیدهٔ غزل ۱۴۲: عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
گزیدهٔ غزل ۱۴۳: یکایک تلخی دوران چشیدم
گزیدهٔ غزل ۱۴۴: تاراج گشت ملک دل از جور نیکوان
گزیدهٔ غزل ۱۴۵: بیدار شو دلا که جهان جای خواب نیست
گزیدهٔ غزل ۱۴۶: عطار گو ببند دکان را که من ز دوست
گزیدهٔ غزل ۱۴۷: بوسه به قیمت دهد جان ببرد رایگان
گزیدهٔ غزل ۱۴۸: روی نیکوی تو ز مه کم نیست
گزیدهٔ غزل ۱۴۹: هزار سال ترا بینم و نگردم سیر
گزیدهٔ غزل ۱۵۰: مشنو سخن عاشقی از هرزه زبانان
گزیدهٔ غزل ۱۵۱: شب دوشینه جان سویش چنان رفت
گزیدهٔ غزل ۱۵۲: بیش رفتارت بیاید راه کبکم در نظر
گزیدهٔ غزل ۱۵۳: سرو را با قد تو هستی نیست
گزیدهٔ غزل ۱۵۴: بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
گزیدهٔ غزل ۱۵۵: تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
گزیدهٔ غزل ۱۵۶: امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
گزیدهٔ غزل ۱۵۷: سوزش سینهٔ من دید و کنارم نگرفت
گزیدهٔ غزل ۱۵۸: چون بگیتی هر چه می‌آید روان خواهد گذشت
گزیدهٔ غزل ۱۵۹: با غمش خو کردم امشب گرچه در زاری گذشت
گزیدهٔ غزل ۱۶۰: مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
گزیدهٔ غزل ۱۶۱: سرآن قامت چون سرو روان خواهم گشت
گزیدهٔ غزل ۱۶۲: درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا
گزیدهٔ غزل ۱۶۳: هر صبر و سلام که دل سوخته را بود
گزیدهٔ غزل ۱۶۴: بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
گزیدهٔ غزل ۱۶۵: مرگ فرهاد نه آن بود و هلاک شیرین
گزیدهٔ غزل ۱۶۶: برگ زیرآمد و برگ گل و گلزار برفت
گزیدهٔ غزل ۱۶۷: برگ ریز آمد و برگ گل و گلزار برفت
گزیدهٔ غزل ۱۶۸: من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشت
گزیدهٔ غزل ۱۶۹: شوق توأم باز گریبان گرفت
گزیدهٔ غزل ۱۷۰: ساقی بیار می که چنان سوخت دل زعشق
گزیدهٔ غزل ۱۷۱: مشکلست آزاد بودن دل که با دلبر نشست
گزیدهٔ غزل ۱۷۲: هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جام
گزیدهٔ غزل ۱۷۳: خصم بسی طعنه زد دوست بسی پند داد
گزیدهٔ غزل ۱۷۴: ستمی کز تو کشد مرد ستم نتوان گفت
گزیدهٔ غزل ۱۷۵: تر کن من دی سخن به ره می گفت
گزیدهٔ غزل ۱۷۶: ای بر سر خوبان جهان سر چشمت
گزیدهٔ غزل ۱۷۷: پیش تو بگو کای بت سوزنده چو هندویم
گزیدهٔ غزل ۱۷۸: در نیک کوش کت بد و نیک اربه طینتست
گزیدهٔ غزل ۱۷۹: ساقی بیا که موسم عیشست و موی
گزیدهٔ غزل ۱۸۰: دل بازبهوش آمد جانان که می‌آید؟
گزیدهٔ غزل ۱۸۱: کار حسن تو رسیدست به جایی که سزد
گزیدهٔ غزل ۱۸۲: نارسته می توان دید از زیر پوست خطت
گزیدهٔ غزل ۱۸۳: ای درج لعل دوست مگر خاتم جمی
گزیدهٔ غزل ۱۸۴: کسی تلخی من داند که بیند خندهٔ شیرین
گزیدهٔ غزل ۱۸۵: تغافل کردنت بی‌فتنه‌ای نیست
گزیدهٔ غزل ۱۸۶: ای که بر کندی دل از پیمان یاران قدیم
گزیدهٔ غزل ۱۸۷: ای که عمر از پی‌سودای تو دادیم بباد
گزیدهٔ غزل ۱۸۸: گفتم چگونه می کشی و زنده می‌کنی
گزیدهٔ غزل ۱۸۹: چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد
گزیدهٔ غزل ۱۹۰: باز گل می آید دل در بلا خواهد فتاد
گزیدهٔ غزل ۱۹۱: گر نیندیشد رقیب او بلای عاشقان
گزیدهٔ غزل ۱۹۲: ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
گزیدهٔ غزل ۱۹۳: من چون زیم که هیچ گه آن نوبهار حسن
گزیدهٔ غزل ۱۹۴: ایزد که به زلفت شکن و تاب نهاد
گزیدهٔ غزل ۱۹۵: چون خاک گردم درره وصلت همین بس باشدم
گزیدهٔ غزل ۱۹۶: ز گریه زیر دیوار تو هم غمناک و هم شادم
گزیدهٔ غزل ۱۹۷: در عرصهٔ بستان جهان سرو قباپوش
گزیدهٔ غزل ۱۹۸: سخن همان قدری گو که من توانم زیست
گزیدهٔ غزل ۱۹۹: دل نیست که در روی غم دلدار نگنجد
گزیدهٔ غزل ۲۰۰: مرا گویی که دل بر یار دیگر به نهم لیکن
گزیدهٔ غزل ۲۰۱: سر زلفت مترس بر باد خواهد داد میدانم
گزیدهٔ غزل ۲۰۲: هنوزت ناز گرد چشم خواب آلود می‌گردد
گزیدهٔ غزل ۲۰۳: خوش آن ساعت که از وی بوسه خواهم
گزیدهٔ غزل ۲۰۴: تو خود بوسه دهی جان ولی نیارد گفت
گزیدهٔ غزل ۲۰۵: بتم چو روی سوی خانهٔ کتاب آرد
گزیدهٔ غزل ۲۰۶: بت نو رسیدهٔ من هوس شکار دارد
گزیدهٔ غزل ۲۰۷: در زلف بتان پیچ ای دل
گزیدهٔ غزل ۲۰۸: تو خفته می‌گذری ماهروی مهد نشین
گزیدهٔ غزل ۲۰۹: جان تشنگی از شربت عناب تو دارد
گزیدهٔ غزل ۲۱۰: خالیست به کنج لب خون خوار رهٔ او وای
گزیدهٔ غزل ۲۱۱: مرا چون می کشی جانا شفاعت می‌کند جانم
گزیدهٔ غزل ۲۱۲: فلک با کس دل یکتا ندارد
گزیدهٔ غزل ۲۱۳: با ما سخن سمن مگویید
گزیدهٔ غزل ۲۱۴: مهمی گذشت که چشمم خبر زخواب ندارد
گزیدهٔ غزل ۲۱۵: نه عقل ماند و نه دانش نه صبر ماند و نه طاقت
گزیدهٔ غزل ۲۱۶ - غزلی که درپایان تصنیف قران السعدین سروده است: نامه تمام گشت ، به جانان که می‌برد؟
گزیدهٔ غزل ۲۱۷: چشمم که بود خانهٔ خیل خیال تو
گزیدهٔ غزل ۲۱۸: یاری دل ما به رایگان برد
گزیدهٔ غزل ۲۱۹: کی درد ناکتر بود از حسرت فراق
گزیدهٔ غزل ۲۲۰: لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
گزیدهٔ غزل ۲۲۱: سر زلف کاید همی برلبش
گزیدهٔ غزل ۲۲۲: گر کنی یاری و گر آزار بر من بگذرد
گزیدهٔ غزل ۲۲۳: زاهد از صومعه زنهار که بیرون نروی
گزیدهٔ غزل ۲۲۴: در خواب نبینید رخ آرام دگر بار
گزیدهٔ غزل ۲۲۵: شب !
گزیدهٔ غزل ۲۲۶: دارد اندر دل غباری گریه وقت تست هان
گزیدهٔ غزل ۲۲۷: دل ز تو بی‌غم نتوانیم کرد
گزیدهٔ غزل ۲۲۸: باز بوی گل مرا دیوانه کرد
گزیدهٔ غزل ۲۲۹: دی دلبر من که سر فرازی می‌کرد
گزیدهٔ غزل ۲۳۰: باد آمد و زان سرو خرامان خبرآورد
گزیدهٔ غزل ۲۳۱: باد بازآمد و بوی گل وریحان آورد
گزیدهٔ غزل ۲۳۲: اگر نه جان عزیزی چرا دمی بی‌تو
گزیدهٔ غزل ۲۳۳: دل دعوی صبا بری همی کرد
گزیدهٔ غزل ۲۳۴: ای اجل آن قدری صبر کن امروز که من
گزیدهٔ غزل ۲۳۵: چون عاشق صادق شدی ایمن منشین زانک
گزیدهٔ غزل ۲۳۶: بدینسان کز تب هجران تنم در زیر پیراهن
گزیدهٔ غزل ۲۳۷: نگارا از من مسکین چه خیزد
گزیدهٔ غزل ۲۳۸: سرو در باغ اگر هم‌چو تو موزون خیزد
گزیدهٔ غزل ۲۳۹: کجاست ساقی بیدار بخت و خواب آلود
گزیدهٔ غزل ۲۴۰: بر پنج روز نیکویی چندین مناز و بد مکن
گزیدهٔ غزل ۲۴۱: خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
گزیدهٔ غزل ۲۴۲: آتش همگی گلست و ریحان
گزیدهٔ غزل ۲۴۳: گویند بگسلد چو به غایت رسید عشق
گزیدهٔ غزل ۲۴۴: خطی که بر سمن آن گل عذار بنویسد
گزیدهٔ غزل ۲۴۵: از آن محراب ابرو یاد کردم
گزیدهٔ غزل ۲۴۶: از یاد تو دل جدا نخواهد شد
گزیدهٔ غزل ۲۴۷: بر ما فتد ار تا بی زان رخ چه شوی رنجه
گزیدهٔ غزل ۲۴۸: سخن می گفتم از لبهایش در کام زبان گم شد
گزیدهٔ غزل ۲۴۹: الا ای باد شبگیری به گلبرگ بنا گوشش
گزیدهٔ غزل ۲۵۰: گرنه زنجیر دل از طرهٔ خوبان کردند
گزیدهٔ غزل ۲۵۱: دیشبش گفتم فلانی!
گزیدهٔ غزل ۲۵۲: ز هجرش بس که در خود گم شدم آگاهیم نبود
گزیدهٔ غزل ۲۵۳: شوم فدای جمالی که گر هزاران سال
گزیدهٔ غزل ۲۵۴: دانم ای دوست که در خانه شرابت باشد
گزیدهٔ غزل ۲۵۵: دلی کز نیکوان دردی ندارد
گزیدهٔ غزل ۲۵۶: بتا تو سنگ دلی کی دلم نگه داری
گزیدهٔ غزل ۲۵۷: ترک عاشق کش من ترک جفا خوش باشد
گزیدهٔ غزل ۲۵۸: بلایی گشت حسنت بر زمین و هم‌چو تو ماهی
گزیدهٔ غزل ۲۵۹: بیفشان جرعه‌ای ساقی گرائی بر سرم روزی
گزیدهٔ غزل ۲۶۰: اگر به تربتم آیی هزار سال پس از من
گزیدهٔ غزل ۲۶۱: درشهر فتنه‌ای شد می‌دانم از که باشد
گزیدهٔ غزل ۲۶۲: گفتی که سرت خاک کنم بر سر این کو
گزیدهٔ غزل ۲۶۳: وی باد صبحگاهی کافاق می‌نوردی
گزیدهٔ غزل ۲۶۴: وفا در نیکوان چندان نباشد
گزیدهٔ غزل ۲۶۵: لبت را جان نخوانم حاش لله
گزیدهٔ غزل ۲۶۶: در مجلس وصالت دریا کشند مستان
گزیدهٔ غزل ۲۶۷: چو سنگ نازنینان گل بود برروی مشتاقان
گزیدهٔ غزل ۲۶۸: چند تن در مسجد و دل گرد کوی شاهدان
گزیدهٔ غزل ۲۶۹: شمشیر کین باز آن صنم برقصه دلها می کشد
گزیدهٔ غزل ۲۷۰: می کشد از چشم و خوشتر آنکه می‌گوید که خلق
گزیدهٔ غزل ۲۷۱: دلم برون شد از غمت غمت زدل برون نشد
گزیدهٔ غزل ۲۷۲: عقل وارون زتمنای تو معنی میکرد
گزیدهٔ غزل ۲۷۳: ساربان خیمه به صحرا زدوانیم عجب است
گزیدهٔ غزل ۲۷۴: ای آنکه ز دردت خبری نیست مکن عیب
گزیدهٔ غزل ۲۷۵: سیلاب سرشک هجران توأم دوش
گزیدهٔ غزل ۲۷۶: ره ده ای دیده و خار مژه را یک سو کن
گزیدهٔ غزل ۲۷۷: خرد و صبر سر خویش گرفتند و شدند
گزیدهٔ غزل ۲۷۸: که می آید چنین یارب مگر مه بر زمین آمد
گزیدهٔ غزل ۲۷۹: خبرم رسید امشب که نگار خواهی آمد
گزیدهٔ غزل ۲۸۰: صبا آمد ولی دل باز نامد
گزیدهٔ غزل ۲۸۱: دل من چرا چو غنچه نشو دریده صد جا
گزیدهٔ غزل ۲۸۲: ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
گزیدهٔ غزل ۲۸۳: ز اهل عقل نپسندد خردمند
گزیدهٔ غزل ۲۸۴: مرهم از لبهات می‌جویم بدین جان فگار
گزیدهٔ غزل ۲۸۵: آنانکه عاشقان ترا طعنه می‌زنند
گزیدهٔ غزل ۲۸۶: کسی که دل زخم زلف او برون آرد
گزیدهٔ غزل ۲۸۷: گل سیرآب من در باغ بشکفت
گزیدهٔ غزل ۲۸۸: مکن عیب ار بنالد جان چو نقد تن همه بردی
گزیدهٔ غزل ۲۸۹: ناز کم کن که نکویی به کسی دیر نماند
گزیدهٔ غزل ۲۹۰: گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
گزیدهٔ غزل ۲۹۱: آسان شود این مشکل درویش تو امشب
گزیدهٔ غزل ۲۹۲: عاقبت را بر زمین گردی نماند
گزیدهٔ غزل ۲۹۳: ز چشم کافرت کز غمزه لشکر میکشد هر سو
گزیدهٔ غزل ۲۹۴: ز گریه من نتوانم نوشت نامه به دوست
گزیدهٔ غزل ۲۹۵: مبصران که مزاج جهان شناخته‌اند
گزیدهٔ غزل ۲۹۶: شهسوارانی که فتح قلعهٔ دین کرده‌اند
گزیدهٔ غزل ۲۹۷: یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
گزیدهٔ غزل ۲۹۸: گر خاک وجودم زپس مرگ ببیزند
گزیدهٔ غزل ۲۹۹: تا تو از خانه برون آیی هردم چاک است
گزیدهٔ غزل ۳۰۰: لب از تو وز شکر پیمانه‌ای چند
گزیدهٔ غزل ۳۰۱: بتان که دست نمودند خلق را در خون
گزیدهٔ غزل ۳۰۲: آن کسان کز بر آن روی بدم می گویند
گزیدهٔ غزل ۳۰۳: جوان و پیر که در بند مال و فرزندند
گزیدهٔ غزل ۳۰۴: دیت از خوبرویان جست باید
گزیدهٔ غزل ۳۰۵: چون تویی از نسل آدم گشت پیدا نیست عیب
گزیدهٔ غزل ۳۰۶: خواهم هزار جان زخدا تا کنم نثار
گزیدهٔ غزل ۳۰۷: خضر پیش لبت به آب حیات
گزیدهٔ غزل ۳۰۸: من نشنیدم که خط برآب نویسند
گزیدهٔ غزل ۳۰۹: جماعتی که ز هم صحبتان جدا باشند
گزیدهٔ غزل ۳۱۰: او پرده بر گرفت بگویید باد را
گزیدهٔ غزل ۳۱۱: مکن از گریه مرا منع که دل سوخته را
گزیدهٔ غزل ۳۱۲: چند گویید ای مسلمانان که حال خود بگوی ؟
گزیدهٔ غزل ۳۱۳: خوبان گمان مبرکه زاولاد آدمند
گزیدهٔ غزل ۳۱۴: باده کش دوزخیان بهتر ازین متقیان
گزیدهٔ غزل ۳۱۵: دل‌بران مهرنمایند و وفا نیز کنند
گزیدهٔ غزل ۳۱۶: خشخاش که آرایش حلواش کنند
گزیدهٔ غزل ۳۱۷: خوش است دولت آنم که جان به جان پیوست
گزیدهٔ غزل ۳۱۸: من بیچاره را کشته است خوش خوش
گزیدهٔ غزل ۳۱۹: حسن تو هم به کودکی افت شهر گشت اگر
گزیدهٔ غزل ۳۲۰: سوز دلم بدید و ز دیده نمی نریخت
گزیدهٔ غزل ۳۲۱: از کجا مست آمدی ای مه که غارت شد نماز
گزیدهٔ غزل ۳۲۲: برفت آن دل که با صبر آشنا بود
گزیدهٔ غزل ۳۲۳: عنبر چسان نسبت کنم با زلف تو کز زلف تو
گزیدهٔ غزل ۳۲۴: برلبش بود اعتماد من مگر جان بخشد او
گزیدهٔ غزل ۳۲۵: حسن اخلاق از خردمندان توان کردن طلب
گزیدهٔ غزل ۳۲۶: من به گرمای قیامت خون خورم بر یاد دوست
گزیدهٔ غزل ۳۲۷: نگار من عمل زلف خود مرا فرمای
گزیدهٔ غزل ۳۲۸: ازاشتیاق تو ار رنج نیست خواهم شد
گزیدهٔ غزل ۳۲۹: آرام جانم میرود، جان را صبوری چون بود
گزیدهٔ غزل ۳۳۰: ترکی و خوب روی کسی کاینچنین بود
گزیدهٔ غزل ۳۳۱: چون لبت را به گاز پاره کنم
گزیدهٔ غزل ۳۳۲: بیا ای جهان بر سر من بگرد
گزیدهٔ غزل ۳۳۳: نرگست مست رسید و به هوش خویش نبود
گزیدهٔ غزل ۳۳۴: مردن از دوستی ای دوست ز هندو آموز
گزیدهٔ غزل ۳۳۵: دو بوسم لطف کردی و شدم هم در یکی بیهش
گزیدهٔ غزل ۳۳۶: کجات بینم و بر بام تو چگونه برایم
گزیدهٔ غزل ۳۳۷: به بازی مزن تیغ بر جان من
گزیدهٔ غزل ۳۳۸: خطت کز لبانت برآورد سر
گزیدهٔ غزل ۳۳۹: دل باز سوی آن بت خو چه می‌دود
گزیدهٔ غزل ۳۴۰: بازآن سوار مست به نخجیر می‌رود
گزیدهٔ غزل ۳۴۱: شد جهان زنده به بوی گل ولی من چون زیم
گزیدهٔ غزل ۳۴۲: عمری در آرزوی تو رفتست و می‌رود
گزیدهٔ غزل ۳۴۳: بیداریم بکشت وه ای ساربان خموش
گزیدهٔ غزل ۳۴۴: گل و شکوفه همه هست و یار نیست چه سود
گزیدهٔ غزل ۳۴۵: هست روشن به رخت دیده اگر خاک رهت
گزیدهٔ غزل ۳۴۶: خون ریز گشت مردم چشمت چو ساقیی
گزیدهٔ غزل ۳۴۷: گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
گزیدهٔ غزل ۳۴۸: لعل شیرینی چو خندان می‌شود
گزیدهٔ غزل ۳۴۹: جانها که گرفتار لبت گشت چه دانی ؟
گزیدهٔ غزل ۳۵۰: دل در هوایت ای بت عیار جان دهد
گزیدهٔ غزل ۳۵۱: یک لحظه‌ای مقصود من بشنو زیان و سود من
گزیدهٔ غزل ۳۵۲: خونابه می‌خورم ز غم و گریه می کنم
گزیدهٔ غزل ۳۵۳: ز تند باد جگرها مرا درونه بلرزد
گزیدهٔ غزل ۳۵۴: باد مشک ازسر زلفش بوزید ای بلبل
گزیدهٔ غزل ۳۵۵: آمدی باز و به نظاره برون آمد دل
گزیدهٔ غزل ۳۵۶: من امروز از طریق اشک خون آلود خود دیدم
گزیدهٔ غزل ۳۵۷: بهار بی رخ گلرنگ و چه کار آید
گزیدهٔ غزل ۳۵۸: مه بر ناید برابر تو
گزیدهٔ غزل ۳۵۹: در کین گشاد چشمت به خیال خود بگو تا
گزیدهٔ غزل ۳۶۰: دل من ز زلف و رویت شد اسیر و چون نگردد
گزیدهٔ غزل ۳۶۱: رفت و باز آمدنش تا به قیامت نبود
گزیدهٔ غزل ۳۶۲: از آن مهتاب جان افروز کانشب بود مهمانم
گزیدهٔ غزل ۳۶۳: به سازی سوی من به شوخی دل زمن بستد
گزیدهٔ غزل ۳۶۴: ندانم تا چه بادست این که ازگلزار می‌آید؟
گزیدهٔ غزل ۳۶۵: زمستان می رود ایام شادی پیش می‌آید
گزیدهٔ غزل ۳۶۶: دل خود چه متاعی است که از ما طلبد دوست
گزیدهٔ غزل ۳۶۷: ز بهر دیدن هندستان زلف تو هر شب
گزیدهٔ غزل ۳۶۸: جان کنم پیش و جهان هم اگرم دست دهد
گزیدهٔ غزل ۳۶۹: هنگام گلست باده باید
گزیدهٔ غزل ۳۷۰: به منزلی که گذشتی ز آب دیده‌ام ای جان
گزیدهٔ غزل ۳۷۱: تن نازک کجا تاب خرابیهای عشق آرد
گزیدهٔ غزل ۳۷۲: یارب که می خوش دلیت باد گوارا
گزیدهٔ غزل ۳۷۳: سنگی که از آسمان بیفتد
گزیدهٔ غزل ۳۷۴: دهند پند که بازآ من آن مجال ندارم
گزیدهٔ غزل ۳۷۵: باد بویش به بوستان آورد
گزیدهٔ غزل ۳۷۶: پیش محراب دو ابروش که طاقست به حسن
گزیدهٔ غزل ۳۷۷: دوش دل در کوی او گم کرده‌ام
گزیدهٔ غزل ۳۷۸: باز آی تا به بوسه فشانم به پای تو
گزیدهٔ غزل ۳۷۹: دل ستد از من بیمار و به پرسش نامد
گزیدهٔ غزل ۳۸۰: بالا کشید زلف و دلم کی به من رسد
گزیدهٔ غزل ۳۸۱: ای همرهان که اگه از آن رفتهٔ منید
گزیدهٔ غزل ۳۸۲: باد آمد و بویی ز نگارم نرسانید
گزیدهٔ غزل ۳۸۳: بیداد غم از دلم بگوید
گزیدهٔ غزل ۳۸۴: با یار ز من خبر بگویید
گزیدهٔ غزل ۳۸۵: صبوری با غمش می گفت در دل
گزیدهٔ غزل ۳۸۶: همه بر دیگران قسمت مکن غم
گزیدهٔ غزل ۳۸۷: گر ز در ماندگی عشق ترا دردی هست
گزیدهٔ غزل ۳۸۸: خوش بود بادهٔ گلرنگ در ایام بهار
گزیدهٔ غزل ۳۸۹: ای باد صبح‌دم خبر آشنا بیار
گزیدهٔ غزل ۳۹۰: چون در شکار برسرآهو گذر کنی
گزیدهٔ غزل ۳۹۱: جان من از صبر می پرسی دل ما را مپرس
گزیدهٔ غزل ۳۹۲: بهانه می طلبند اهل دل که جان بدهند
گزیدهٔ غزل ۳۹۳: دل آسوده دگر حال پریشان دگر است
گزیدهٔ غزل ۳۹۴: خفته بهشت نرگست ور بگشاییش دمی
گزیدهٔ غزل ۳۹۵: در چشمهٔ خورشید اگر آبی ندیدستی گهی
گزیدهٔ غزل ۳۹۶: ای شمع رخ تو مطلع نور
گزیدهٔ غزل ۳۹۷: ای لعل لبت چو بر شکر شیر
گزیدهٔ غزل ۳۹۸: پرسی که چگونه‌ای ؟
گزیدهٔ غزل ۳۹۹: از ما چه احتراز نمودی که در جهان
گزیدهٔ غزل ۴۰۰: تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
گزیدهٔ غزل ۴۰۱: دل ز تن بردی و در جانی هنوز
گزیدهٔ غزل ۴۰۲: مست من چون باده نوشی جرعه برمن بریز
گزیدهٔ غزل ۴۰۳: سر پا بوس تو تنها نه دل راست
گزیدهٔ غزل ۴۰۴: به راه کعبه که از هر طرف کمین گاهی است
گزیدهٔ غزل ۴۰۵: رو ای صبا و ز بهر مسافران فراق
گزیدهٔ غزل ۴۰۶: گویم ببخش جان من او گویدم که نه
گزیدهٔ غزل ۴۰۷: کرشمه‌های سر زلف در بنا گوشش
گزیدهٔ غزل ۴۰۸: گر مرا با بخت کاری نیست گو هرگز مباش
گزیدهٔ غزل ۴۰۹: خوانمش در جان و گوید خانهٔ من نیست این
گزیدهٔ غزل ۴۱۰: باغ روجانا که نرگس در هوای روی تست
گزیدهٔ غزل ۴۱۱: دل من رفت نتوان یافت بازش
گزیدهٔ غزل ۴۱۲: مکن ضایع طبیبا مرهم خویش
گزیدهٔ غزل ۴۱۳: رفت دل نیست روشنم حالش
گزیدهٔ غزل ۴۱۴: آنکه از جان دو ستر میدارمش
گزیدهٔ غزل ۴۱۵: گر ای نسیم ترا ره دهند درحرمش
گزیدهٔ غزل ۴۱۶: ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش
گزیدهٔ غزل ۴۱۷: نام سرچشمهٔ حیوان چه بری با دهنش
گزیدهٔ غزل ۴۱۸: قبا و پیرهن او که می‌رسد به تنش
گزیدهٔ غزل ۴۱۹: دل رفت و روزها شد کز وی خبر نیاید
گزیدهٔ غزل ۴۲۰: تعالی‌الله چه دولت داشتم دوش
گزیدهٔ غزل ۴۲۱: دزدانه در آمد از درم دوش
گزیدهٔ غزل ۴۲۲: آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
گزیدهٔ غزل ۴۲۳: ابری خوشست و وقت خوش است و هوای خوش
گزیدهٔ غزل ۴۲۴: هست بازار تو در دلها گرم
گزیدهٔ غزل ۴۲۵: کی بود آنکه نشینم با تو
گزیدهٔ غزل ۴۲۶: دل رفت و در زنخدانش آوا ز دادم او را
گزیدهٔ غزل ۴۲۷: دستم به لب و نظر به رویش
گزیدهٔ غزل ۴۲۸: با رقیبت نیست کار و خوانیش می‌دانم انی
گزیدهٔ غزل ۴۲۹: سالها خون خورده‌ام ازبخت بی سامان خویش
گزیدهٔ غزل ۴۳۰: چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
گزیدهٔ غزل ۴۳۱: سخت دشوار ست تنها ماندن از دلدار خویش
گزیدهٔ غزل ۴۳۲: از رخت برآسمان مه شد خجل
گزیدهٔ غزل ۴۳۳: مرا کاریست مشکل با دلی خویش
گزیدهٔ غزل ۴۳۴: مطرب از ناله‌ام چنان شد مست
گزیدهٔ غزل ۴۳۵: کتاب فقه ندانند در مدارس ما
گزیدهٔ غزل ۴۳۶: دی می‌گذشت و سوی او دلها روان ازهر طرف
گزیدهٔ غزل ۴۳۷: رسید دوش ندایی از ین بلند رواق
گزیدهٔ غزل ۴۳۸: من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگری
گزیدهٔ غزل ۴۳۹: چو از زلفش بدین روز اوفتادم
گزیدهٔ غزل ۴۴۰: در حریم کعبه روحانیون یعنی که دل
گزیدهٔ غزل ۴۴۱: بماندم در بلای دل که یارب
گزیدهٔ غزل ۴۴۲: نگارا صحبت از اغیار بگسل
گزیدهٔ غزل ۴۴۳: حیف بود که ماه و گل خوانمت از سر هوس
گزیدهٔ غزل ۴۴۴: تا بخواند آیت عشق از خط مشکین یار
گزیدهٔ غزل ۴۴۵: ز گلزارت گنه کارم به بویی
گزیدهٔ غزل ۴۴۶: گفتی دو چشم و دو لبم زینها کدام آید خوشت
گزیدهٔ غزل ۴۴۷: عذر تقصیر بخواهیم که از خدمت رفت
گزیدهٔ غزل ۴۴۸: من که پا تابهٔ همت کنم از اطلس چرخ
گزیدهٔ غزل ۴۴۹: پگه بیامد و همسایه گفت خوابم نیست
گزیدهٔ غزل ۴۵۰: من که پا تا بهٔ همت کنم از اطلس چرخ
گزیدهٔ غزل ۴۵۱: بگه بیامد و همسایه گفت خوابم نیست
گزیدهٔ غزل ۴۵۲: مرا اگر چه که بردست غم فروخته‌ای
گزیدهٔ غزل ۴۵۳: دل به زلفت سپر دم رفتم
گزیدهٔ غزل ۴۵۴: تا کی به زبان طاعت و اندر دل جام
گزیدهٔ غزل ۴۵۵: دی باد صبح بوی تو آورد سوی من
گزیدهٔ غزل ۴۵۶: دی باد صبح بوی تو آور رسوی من
گزیدهٔ غزل ۴۵۷: چو نام تو در نامه‌ای دیده‌ام
گزیدهٔ غزل ۴۵۸: شبی در کوی آن مه روی رفتم
گزیدهٔ غزل ۴۵۹: تا سوختن عشق ز پروانه به دیدم
گزیدهٔ غزل ۴۶۰: ترا جان گفتم ای دلبر تو دانی
گزیدهٔ غزل ۴۶۱: سرشکم گفت در وقتی که می‌غلتید بر رویم
گزیدهٔ غزل ۴۶۲: دوش می‌رفت وآه می‌کردم
گزیدهٔ غزل ۴۶۳: روا مدار که از دیدنت شوم محروم
گزیدهٔ غزل ۴۶۴: بتم ناگه آمد به پیش و ز دستم
گزیدهٔ غزل ۴۶۵: غمش بود و من گم شدم دردل خود
گزیدهٔ غزل ۴۶۶: چو غنچه تا، دل بستم ای بهار جوانی
گزیدهٔ غزل ۴۶۷: چو غنچه تا بتو دل بستم ای بهار جوانی
گزیدهٔ غزل ۴۶۸: شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده
گزیدهٔ غزل ۴۶۹: برو جایی که من میدانم ای باد
گزیدهٔ غزل ۴۷۰: آن مرغ که بود زیرکش نام
گزیدهٔ غزل ۴۷۱: هوس دارم پس از مردن قد سرو روان یعنی
گزیدهٔ غزل ۴۷۲: گفتی که تو این بی‌دلی از روی که داری؟
گزیدهٔ غزل ۴۷۳: الا ای ساقی فار غدلان می هم بدیشان ره
گزیدهٔ غزل ۴۷۴: عاشق شدم و محرم اینکار ندارم
گزیدهٔ غزل ۴۷۵: مرا دل ده که من سنگی ندارم
گزیدهٔ غزل ۴۷۶: ترک دنیا کنم ار سوی خودم راه دهی
گزیدهٔ غزل ۴۷۷: ترک دنیا کنم ار سوی خودم راه دهی
گزیدهٔ غزل ۴۷۸: ذوق خرد نجویم کز غمکشان عشقم
گزیدهٔ غزل ۴۷۹: ذوق خرد نجویم کز غمکشان عشقم
گزیدهٔ غزل ۴۸۰: چند گویند که رسوا شدی از دامن چاک
گزیدهٔ غزل ۴۸۱: چند گویند که رسوا شدی از دامن چاک
گزیدهٔ غزل ۴۸۲: بلا و غم خریدار آمدند از سوی تو بر من
گزیدهٔ غزل ۴۸۳: یک زمان پیش من ای جان و جهانم بنشین
گزیدهٔ غزل ۴۸۴: یکزمان پیش من ای جان و جهانم بنشین
گزیدهٔ غزل ۴۸۵: من آن ترک طناز را می شناسم
گزیدهٔ غزل ۴۸۶: گمراه شدم ره سوی جانان ز که پرسم؟
گزیدهٔ غزل ۴۸۷: بریاد قامتت چو بگیریم عجب مدار
گزیدهٔ غزل ۴۸۸: بریاد قامتت چو بگیریم عجب مدار
گزیدهٔ غزل ۴۸۹: رخی که برکف پای تو سیم تن مالم
گزیدهٔ غزل ۴۹۰: به جای بود دلم تا نشسته بود آن زلف
گزیدهٔ غزل ۴۹۱: ز بسکه سینه خراشم چو گل ز دست فراق
گزیدهٔ غزل ۴۹۲: دردیده چه کار آید این اشک چو بارانم
گزیدهٔ غزل ۴۹۳: نمی‌داند مه نامهربانم
گزیدهٔ غزل ۴۹۴: سرو منی و ازدل بستان خودت خوانم
گزیدهٔ غزل ۴۹۵: نی پای آنکه از سر کویت سفر کنم
گزیدهٔ غزل ۴۹۶: نی پای آنکه از سرکویت سفر کنم
گزیدهٔ غزل ۴۹۷: در چار سوی آرزو کاریست با رویت مرا
گزیدهٔ غزل ۴۹۸: هر شب از شوق جامه پاره کنم
گزیدهٔ غزل ۴۹۹: بی معرفی سخن مسلسل چکنم
گزیدهٔ غزل ۵۰۰: آن چه بر من لب تو میکند ای جای من نیز
گزیدهٔ غزل ۵۰۱: بس که بیرون و درونم همگی دوست گرفت
گزیدهٔ غزل ۵۰۲: بس که بیرون و درونم همگی دوست گرفت
گزیدهٔ غزل ۵۰۳: تماشا حیف باشد بی رخ دوست
گزیدهٔ غزل ۵۰۴: گر خود سخن ز زهره و از ماد بشنوم
گزیدهٔ غزل ۵۰۵: گر خود سخن ززهره و از ما بشنوم
گزیدهٔ غزل ۵۰۶: باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد
گزیدهٔ غزل ۵۰۷: ببستی چشم من ز افسون زبان هم
گزیدهٔ غزل ۵۰۸: باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد
گزیدهٔ غزل ۵۰۹: شبی روشن کن آخر کلبهٔ تاریک من چون من
گزیدهٔ غزل ۵۱۰: تیغ بر گیر تاز سر برهم
گزیدهٔ غزل ۵۱۱: شبها که گرد کوی تو گردم به یک قدم
گزیدهٔ غزل ۵۱۲: شبها که گرد کوی تو گردم به یکقدم
گزیدهٔ غزل ۵۱۳: گریست دیده بسی خون ز رشک حسرت ازانک
گزیدهٔ غزل ۵۱۴: ما درین شهر پای بند توایم
گزیدهٔ غزل ۵۱۵: باده نوشیدن به خلوت لذتی دارد مدام
گزیدهٔ غزل ۵۱۶: وقتی دل و جان و خردی همره ما بود
گزیدهٔ غزل ۵۱۷: ای باد سلامی برسانی تو اگر ما
گزیدهٔ غزل ۵۱۸: امشب سوی دوست راه گیریم
گزیدهٔ غزل ۵۱۹: گر صبا آرد نسیمی از تو بر خاک رهش
گزیدهٔ غزل ۵۲۰: صافی مده ای دوست که مادرد کشانیم
گزیدهٔ غزل ۵۲۱: بگفتندش فلان مرد از غمت گفت
گزیدهٔ غزل ۵۲۲: کنون که توبه شکستم کدوی می بسرم نه
گزیدهٔ غزل ۵۲۳: کنون که تو به شکستم کدوی می‌بسرم نه
گزیدهٔ غزل ۵۲۴: شب من سیه شد از غم مه من کجات جویم
گزیدهٔ غزل ۵۲۵: بی رقیب آی شبی تا پیشت
گزیدهٔ غزل ۵۲۶: بی رقیب آی شبی با پیشت
گزیدهٔ غزل ۵۲۷: ای گل صفت حسنت بر وجه حسن گویم
گزیدهٔ غزل ۵۲۸: ز عشقت بی‌قرارم با که گویم
گزیدهٔ غزل ۵۲۹: یارب غم آن سرو خرامان به که گویم ؟
گزیدهٔ غزل ۵۳۰: دل بی‌عشق را من دل نگویم
گزیدهٔ غزل ۵۳۱: گر لب چون انگبینت را به دندان بر کنم
گزیدهٔ غزل ۵۳۲: باآنکه در شکنجه غم بسته مانده‌ام
گزیدهٔ غزل ۵۳۳: چو روی او نگرم جن دهم که حیف بود
گزیدهٔ غزل ۵۳۴: گر توانی بدو رسانیدن
گزیدهٔ غزل ۵۳۵: خدا را چند سوزم زآتش بی مهری آن مه
گزیدهٔ غزل ۵۳۶: می‌گریم بر غریبی خویش
گزیدهٔ غزل ۵۳۷: گفتی که نالهٔ تو به یار تو می‌رسد
گزیدهٔ غزل ۵۳۸: روی ای صبا و سلامم به دلنواز رسان
گزیدهٔ غزل ۵۳۹: مردمی جستن زهر نامردمی نامردمی است
گزیدهٔ غزل ۵۴۰: سبزه همان وگل و صحرا همان
گزیدهٔ غزل ۵۴۱: زین بس من و جور عشق و تسلیم
گزیدهٔ غزل ۵۴۲: جانان مده اگر دو جهانت دهند ازانک
گزیدهٔ غزل ۵۴۳: چه خوش باشد ترا از خواب مستی
گزیدهٔ غزل ۵۴۴: با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
گزیدهٔ غزل ۵۴۵: دل شکیبا نمی‌توان کردن
گزیدهٔ غزل ۵۴۶: خوش است آن لب گزیدن گاه شور انگیزی خنده
گزیدهٔ غزل ۵۴۷: به بند سخت شدن در شکنجه جان دادن
گزیدهٔ غزل ۵۴۸: داریم با زلفت بتا وقت خوش این قصه را
گزیدهٔ غزل ۵۴۹: گناهی جز وفاداری من اندر خود نمی‌بینم
گزیدهٔ غزل ۵۵۰: آخر نگاهی بر حال ما کن
گزیدهٔ غزل ۵۵۱: ای دل ز وعدهٔ کنج آن شوخ یاد کن
گزیدهٔ غزل ۵۵۲: ای دل علم به ملک قناعت بلند کن
گزیدهٔ غزل ۵۵۳: ما نا که بگشاید دلم بندی ز گیسو باز کن
گزیدهٔ غزل ۵۵۴: جان من از بی‌دلان آخر گهی یادی بکن
گزیدهٔ غزل ۵۵۵: گفتم که نزد من نشین مگذار زارم اینچنین
گزیدهٔ غزل ۵۵۶: ببخشای بر نالهٔ عندلیب
گزیدهٔ غزل ۵۵۷: امشب نهانی روی را برآستانش سوده‌ام
گزیدهٔ غزل ۵۵۸: امروز باز شکل دگر گشت یار من
گزیدهٔ غزل ۵۵۹: وصیت میکنم گر بشنود ابرو کمان من
گزیدهٔ غزل ۵۶۰: گر چه ز خوی نازکت سوخته گشت جان من
گزیدهٔ غزل ۵۶۱: باز آمد آنکه سوختهٔ اوست ؟
گزیدهٔ غزل ۵۶۲: ای بوده در قفای تو دایم دعای من
گزیدهٔ غزل ۵۶۳: آینه گر روی تست آه دل ای آه دل
گزیدهٔ غزل ۵۶۴: هر که دید آن صفحه رخسار خواند الحمد و گفت
گزیدهٔ غزل ۵۶۵: روی زمین را تویی آب حیات
گزیدهٔ غزل ۵۶۶: با لای تست این پیش من یا سرو بستانیست این
گزیدهٔ غزل ۵۶۷: بدیدم یک رهش دیوانه گشتم
گزیدهٔ غزل ۵۶۸: ای ابر نیسانی مزن لاف از درغلتان خود
گزیدهٔ غزل ۵۶۹: تنگ نبات چون بود؟
گزیدهٔ غزل ۵۷۰: گل کیست تا به پات رسد یا مرا بکش
گزیدهٔ غزل ۵۷۱: آن کیست که می آید صد لشکر دل با او
گزیدهٔ غزل ۵۷۲: امروزدر جانم سخن فردای وصلم در دهن
گزیدهٔ غزل ۵۷۳: گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو
گزیدهٔ غزل ۵۷۴: شویم ز گریه روی زمین را که هست حیف
گزیدهٔ غزل ۵۷۵ - از غزل های شامل قران السعد ین: ای زندگانی بخش من ، لعل شکر گفتار تو
گزیدهٔ غزل ۵۷۶: گفتی که بدین زاری از بهر که می میری
گزیدهٔ غزل ۵۷۷: روزی که ذره ذره شود استخوان من
گزیدهٔ غزل ۵۷۸: عاشق و دیوانه‌ام سلسله یار کو
گزیدهٔ غزل ۵۷۹: به گستاخی حدیث بوسه گفتم
گزیدهٔ غزل ۵۸۰: چنین شبهای بی‌پایان و من بر بستر اندوه
گزیدهٔ غزل ۵۸۱: از دوری خود جانا حال دل من بشنو
گزیدهٔ غزل ۵۸۲: ای آرزوی دل شکسته
گزیدهٔ غزل ۵۸۳: ماییم رخنه کرده دل از بهر نیکوان
گزیدهٔ غزل ۵۸۴: چون گشایی دهان شیرین را
گزیدهٔ غزل ۵۸۵: بر خسرو غمزه‌ای تمامست
گزیدهٔ غزل ۵۸۶: ای رفته و ترک من بد نام گرفته
گزیدهٔ غزل ۵۸۷: دل که مرا سوختست آمده در زلف تو
گزیدهٔ غزل ۵۸۸: ای مسلمانان یارب دلتان سوخته باد
گزیدهٔ غزل ۵۸۹: آن لاله و گل که بوستان ساخت همه
گزیدهٔ غزل ۵۹۰: ای دوست سر زلفت در سینهٔ من بگشا
گزیدهٔ غزل ۵۹۱: ای مه غلام حسنت چون در خمار باشی
گزیدهٔ غزل ۵۹۲: تیرم زنی و خوشم که باری
گزیدهٔ غزل ۵۹۳: ای فراق تو یار دیرینه
گزیدهٔ غزل ۵۹۴: به باغ سایهٔ بیدست و آب در سایه
گزیدهٔ غزل ۵۹۵: بس که دو دیدهٔ سیه بر کف پای سودمش
گزیدهٔ غزل ۵۹۶: نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
گزیدهٔ غزل ۵۹۷: گر به آغوش بریزند گل اندر برمن
گزیدهٔ غزل ۵۹۸: سروی چنین یا سوسنی یا از گل تر خرمنی
گزیدهٔ غزل ۵۹۹: خنده را سوختن جان من آموخته‌ای
گزیدهٔ غزل ۶۰۰: سینه ام را از غم عالم تو بی غم کرده‌ای
گزیدهٔ غزل ۶۰۱: مشک براطراف مه آورده‌ای
گزیدهٔ غزل ۶۰۲: سر در خمار شب به کنار که بوده‌ای ؟
گزیدهٔ غزل ۶۰۳: آتش اندر آب هرگز دیده‌ای
گزیدهٔ غزل ۶۰۴: آمد بهار و سرو برآراست قامتی
گزیدهٔ غزل ۶۰۵: بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
گزیدهٔ غزل ۶۰۶: تو ز حال من چه دانی که به خون چگونه غرقم؟
گزیدهٔ غزل ۶۰۷: ای چهرهٔ زیبای تو رشک بتان آذری
گزیدهٔ غزل ۶۰۸: خون ریز که گر بپوشدت کس
گزیدهٔ غزل ۶۰۹: ای که بی فایده پندم دهی آن روی نه دیده
گزیدهٔ غزل ۶۱۰: خواستم جورت بگویم خون دل بربست لب
گزیدهٔ غزل ۶۱۱: عشقی که نه جان دهند در وی
گزیدهٔ غزل ۶۱۲: ز جان سیرآمد ستم من و گرنه
گزیدهٔ غزل ۶۱۳: ای صوفی سیمی به صفائی نرسی
گزیدهٔ غزل ۶۱۴: پروانه که جان را به سر شمع فدا کرد
گزیدهٔ غزل ۶۱۵: نو بهار است و گل و موسم عید ای ساقی
گزیدهٔ غزل ۶۱۶: بهر گشاد عالمی بگشا ز زلف خود خمی
گزیدهٔ غزل ۶۱۷: روبگردان ای صبا بر من ببخشای و بیا
گزیدهٔ غزل ۶۱۸: جای آن باشد که دل چون گل ز شادی بشکفد
گزیدهٔ غزل ۶۱۹: تو می روی و به نظارهٔ تو چشم جهانی
گزیدهٔ غزل ۶۲۰: بت من بت پرست را چه زنی
گزیدهٔ غزل ۶۲۱: جو ری که می کنی تو مرا آن نمی‌کشد
گزیدهٔ غزل ۶۲۲: در غم لبهای من گویی بمیر
گزیدهٔ غزل ۶۲۳: بیرون بیا در آفتاب آزرده می‌گردد تنت
گزیدهٔ غزل ۶۲۴: بستان دعای سوخته‌ای و ز لبش مرا
گزیدهٔ غزل ۶۲۵: ای باد که از کوی وفا می‌آیی
گزیدهٔ غزل ۶۲۶: چو کار جهان نیست جز بی‌وفایی
گزیدهٔ غزل ۶۲۷: چو لاله غرق به خونم چو گل گریبان چاک
گزیدهٔ غزل ۶۲۸: چون کنی وعده باز گویی کی ؟
قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱: خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیده: مرد همه جا سر کار به
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - قصیدهٔ دریای ابرار «این تلخ می که هست دل مرده را حیات زهر است در دهان حریفان بد فعال»: کوس شه خالی و بانک غلغلش درد سر است
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - زمان ارکان هر دو بار باز هم روبرو شدند و از هر دو جانب شاعران قصیده‌ها سرودند قصیدهٔ معروف امیر خسرو شاید در همین مجالس قرائت شده باشد:: زهی ملک خوش چون دو سلطان یکی شد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - امیر خسرو نزد سلطان کیقباد رسید قصیدهٔ مدحیه را شاید درین ایام به وی تقدیم داشته باشد:: منت ایزد را که شه بر تخت سلطانی نشست
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - اشعار حاوی و قایع تاریخی از قران السعدین (حاوی مجمل کتاب ) مجموع عنوان‌های فصول مثنوی و قران السعدین که ضمنا فهرست مندرجات کتاب میباشد نیز بذات خود یک قصیدهٔ مستقل میشود و آنرا در اینجا میریم :: شکر گویم که به توفیق خداوند جهان
مثنویات
شمارهٔ ۱ - امیر خسرو در قرآن السعدین شرح می‌دهد که چون سلطان به «خان جهان» اقطاع «اوده»را عطا کرد ، وی با «خان جهان» در انجا ماند: با علم فتح دران راه دور
شمارهٔ ۲ - مگر آرزوی دیدن ما در و دوستان و خویشان او را باز به دهلی آورد:: من ز پی شرم خداوند خویش
شمارهٔ ۳ - سلطان کیقباد، گر چه جوان عشرت پسند و عیاش بود مگر از فهم شعر بی بهره نبود وامیر خسرو را صله داد و مکلف به نظم آوردن شرح دیدار او سال پیش بین پسر و پدر (کیقباد و ناصرالدین محمود) نمود، زیرا امیر خسرو خود گواه آن وقایع بود که، آن زمان سبب استحکام اوضاع سلطنت هند گردید در قران السعدین می‌گوید:: بعد دو روزی که رسیدم ز راه
شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد:: از درشه با همه شرمندگی
شمارهٔ ۵ - چنان بنظر می‌رسد که آن سلطان عشرت طلب و هردم خیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دل‌انگیزی گماشته است ، خرسند بود:: گر چه شد از بهر چنین نامه‌ای
شمارهٔ ۶ - از ینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و ازاهل زمانه گله می‌کند: گرمی دل نیست چو حاصل مرا
شمارهٔ ۷ - (امیر خسرو ، درطی زندگی دور و دراز خویش باین توبه که در نزدیکی چهل سالگی کرده پابند نمی‌ماند، چنانکه دربیان سرگذشت او خواندیم ) با این هم، امیر خسرو آرزوی واثق داشته تا در قران السعدین تازگی‌های ادبی بیارد:: چند گهم بود به دل این خیال
شمارهٔ ۸ - عزم وی ، بر ایجا

محصولات مشابه

بیشتر