× public_lbl_my_posts آثار من shop_lbl_channels public_lbl_profile_dropdown_edit خروج از حساب کاربری
4.5 امتیاز
2 نفر

کلیات ابوسعید ابوالخیر

نوع اثر : کتاب

ارائه دهنده : ganjoor.ir

صفحات کتاب : 787

دریافت این اثر

کتاب دیجیتال رایگان

خلاصه اثر

ابوسعید فضلالله بن ابوالخیر احمد بن محمد بن ابراهیم (۳۵۷-۴۴۰ق) عارف و شاعر نامدار ایرانی قرن چهارم و پنجم است. شیخ ابوسعید ابوالخیر از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری است. ابوسعید در اول محرم 357 در روستای میهنه از توابع ابیورد دیده به جهان گشود و در شب جمعه چهارم شعبان ۴۴۰ در زادگاهش دیده از جهان فرو بست. او سالها در مرو و سرخس فقه و حدیث آموخت تادر یک حادثه مهم در زندگی اش درس را رها کرده و به جمع صوفیان شیعی پیوست و به وادی عرفان روی آورد. شیخ ابوسعید پس از اخذ طریقه تصوف در نزد شیخ ابوالفضل سرخسی و ابوالعباس آملی به دیار اصلی خود (میهنه) بازگشت و هفت سال به ریاضت پرداخت و در سن 40 سالگی به نیشابور رفت. در این سفرها بزرگان علمی و شرعی نیشابور با او به مخالفت برخاستند، اما چندی نگذشت که مخالفت به موافقت بدل شد و مخالفان وی تسلیم شدند.

کتاب دیجیتال

رایگان

حجم : 743.9 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 789

کاربر گرامی، برای مطالعه این کتاب ابتدا می بایست نرم افزار کتابخوان فراکتاب را دانلود و نصب نمایید.جهت دریافت بر روی لینک زیر کلیک کنید.
دریافت نسخه اندروید

موضوعات

فهرست

درباره صاحب اثر
رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱: باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
رباعی شمارهٔ ۲: یا رب به محمد و علی و زهرا
رباعی شمارهٔ ۳: وصل تو کجا و من مهجور کجا
رباعی شمارهٔ ۴: منصور حلاج آن نهنگ دریا
رباعی شمارهٔ ۵: وا فریادا ز عشق وا فریادا
رباعی شمارهٔ ۶: ای شیر سرافراز زبردست خدا
رباعی شمارهٔ ۷: گفتم صنما لاله رخا دلدارا
رباعی شمارهٔ ۸: گفتی که منم ماه نشابور سرا
رباعی شمارهٔ ۹: هرگاه که بینی دو سه سرگردانرا
رباعی شمارهٔ ۱۰: یا رب مکن از لطف پریشان ما را
رباعی شمارهٔ ۱۱: گر بر در دیر می‌نشانی ما را
رباعی شمارهٔ ۱۲: تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را
رباعی شمارهٔ ۱۳: پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
رباعی شمارهٔ ۱۴: از زهد اگر مدد دهی ایمان را
رباعی شمارهٔ ۱۵: تسبیح ملک را و صفا رضوان را
رباعی شمارهٔ ۱۶: ای دوست دوا فرست بیماران را
رباعی شمارهٔ ۱۷: دی شانه زد آن ماه خم گیسو را
رباعی شمارهٔ ۱۸: در کعبه اگر دل سوی غیرست ترا
رباعی شمارهٔ ۱۹: تا درد رسید چشم خونخوار ترا
رباعی شمارهٔ ۲۰: در دیده بجای خواب آبست مرا
رباعی شمارهٔ ۲۱: آن رشته که قوت روانست مرا
رباعی شمارهٔ ۲۲: یا رب ز کرم دری برویم بگشا
رباعی شمارهٔ ۲۳: ای دلبر ما مباش بی دل بر ما
رباعی شمارهٔ ۲۴: آن عشق که هست جزء لاینفک ما
رباعی شمارهٔ ۲۵: ای کرده غمت غارت هوش دل ما
رباعی شمارهٔ ۲۶: مستغرق نیل معصیت جامهٔ ما
رباعی شمارهٔ ۲۷: مهمان تو خواهم آمدن جانانا
رباعی شمارهٔ ۲۸: من دوش دعا کردم و باد آمینا
رباعی شمارهٔ ۲۹: گه میگردم بر آتش هجر کباب
رباعی شمارهٔ ۳۰: در رفع حجب کوش نه در جمع کتب
رباعی شمارهٔ ۳۱: بر تافت عنان صبوری از جان خراب
رباعی شمارهٔ ۳۲: کارم همه ناله و خروشست امشب
رباعی شمارهٔ ۳۳: از چرخ فلک گردش یکسان مطلب
رباعی شمارهٔ ۳۴: بیطاعت حق بهشت و رضوان مطلب
رباعی شمارهٔ ۳۵: ای ذات و صفات تو مبرا زعیوب
رباعی شمارهٔ ۳۶: ای آینه حسن تو در صورت زیب
رباعی شمارهٔ ۳۷: تا زلف تو شاه گشت و رخسار تو تخت
رباعی شمارهٔ ۳۸: تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت
رباعی شمارهٔ ۳۹: مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت
رباعی شمارهٔ ۴۰: آنروز که آتش محبت افروخت
رباعی شمارهٔ ۴۱: دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت
رباعی شمارهٔ ۴۲: عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت
رباعی شمارهٔ ۴۳: شیرین دهنی که از لبش جان میریخت
رباعی شمارهٔ ۴۴: عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت
رباعی شمارهٔ ۴۵: میرفتم و خون دل براهم میریخت
رباعی شمارهٔ ۴۶: از کفر سر زلف وی ایمان میریخت
رباعی شمارهٔ ۴۷: از نخل ترش بار چو باران میریخت
رباعی شمارهٔ ۴۸: ایدل چو فراقش رگ جان بگشودت
رباعی شمارهٔ ۴۹: آن یار که عهد دوستداری بشکست
رباعی شمارهٔ ۵۰: از بار گنه شد تن مسکینم پست
رباعی شمارهٔ ۵۱: از کعبه رهیست تا به مقصد پیوست
رباعی شمارهٔ ۵۲: تیری ز کمانخانه ابروی تو جست
رباعی شمارهٔ ۵۳: چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
رباعی شمارهٔ ۵۴: دی طفلک خاک بیز غربال بدست
رباعی شمارهٔ ۵۵: کردم توبه، شکستیش روز نخست
رباعی شمارهٔ ۵۶: آزادی و عشق چون همی نامد راست
رباعی شمارهٔ ۵۷: خیام تنت بخیمه میماند راست
رباعی شمارهٔ ۵۸: هر چند بطاعت تو عصیان و خطاست
رباعی شمارهٔ ۵۹: من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاست
رباعی شمارهٔ ۶۰: گر طالب راه حق شوی ره پیداست
رباعی شمارهٔ ۶۱: غم عاشق سینهٔ بلا پرور ماست
رباعی شمارهٔ ۶۲: ما کشتهٔ عشقیم و جهان مسلخ ماست
رباعی شمارهٔ ۶۳: یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست
رباعی شمارهٔ ۶۴: یاد تو شب و روز قرین دل ماست
رباعی شمارهٔ ۶۵: گردون کمری ز عمر فرسودهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۶۶: دوزخ شرری ز آتش سینهٔ ماست
رباعی شمارهٔ ۶۷: عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست
رباعی شمارهٔ ۶۸: آن آتش سوزنده که عشقش لقبست
رباعی شمارهٔ ۶۹: از ما همه عجز و نیستی مطلوبست
رباعی شمارهٔ ۷۰: گویند دل آیینهٔ آیین عجبست
رباعی شمارهٔ ۷۱: گر سبحهٔ صد دانه شماری خوبست
رباعی شمارهٔ ۷۲: پیوسته ز من کشیده دامن دل تست
رباعی شمارهٔ ۷۳: دل کیست که گویم از برای غم تست
رباعی شمارهٔ ۷۴: ای دل غم عشق از برای من و تست
رباعی شمارهٔ ۷۵: ناکامیم ای دوست ز خودکامی تست
رباعی شمارهٔ ۷۶: اسرار ملک بین که بغول افتادست
رباعی شمارهٔ ۷۷: ای حیدر شهسوار وقت مددست
رباعی شمارهٔ ۷۸: عشقم که بهر رگم غمی پیوندست
رباعی شمارهٔ ۷۹: نقاش رخت ز طعنها آسودست
رباعی شمارهٔ ۸۰: در عالم اگر فلک اگر ماه و خورست
رباعی شمارهٔ ۸۱: سوفسطایی که از خرد بی‌خبرست
رباعی شمارهٔ ۸۲: پی در گاوست و گاو در کهسارست
رباعی شمارهٔ ۸۳: ای برهمن آن عذار چون لاله پرست
رباعی شمارهٔ ۸۴: آلودهٔ دنیا جگرش ریش ترست
رباعی شمارهٔ ۸۵: یا رب سبب حیات حیوان بفرست
رباعی شمارهٔ ۸۶: یا رب تو زمانه را دلیلی بفرست
رباعی شمارهٔ ۸۷: ای خالق خلق رهنمایی بفرست
رباعی شمارهٔ ۸۸: ما را بجز این جهان جهانی دگرست
رباعی شمارهٔ ۸۹: سرمایهٔ عمر آدمی یک نفسست
رباعی شمارهٔ ۹۰: گفتی که فلان ز یاد ما خاموشست
رباعی شمارهٔ ۹۱: راه تو بهر روش که پویند خوشست
رباعی شمارهٔ ۹۲: دل رفت بر کسیکه سیماش خوشست
رباعی شمارهٔ ۹۳: دل بر سر عهد استوار خویشست
رباعی شمارهٔ ۹۴: بر شکل بتان رهزن عشاق حقست
رباعی شمارهٔ ۹۵: گریم زغم تو زار و گویی زرقست
رباعی شمارهٔ ۹۶: گنجم چو گهر در دل گنجینه شکست
رباعی شمارهٔ ۹۷: آنشب که مر از وصلت ای مه رنگست
رباعی شمارهٔ ۹۸: دور از تو فضای دهر بر من تنگست
رباعی شمارهٔ ۹۹: کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست
رباعی شمارهٔ ۱۰۰: نردیست جهان که بردنش باختنست
رباعی شمارهٔ ۱۰۱: آواز در آمد بنگر یار منست
رباعی شمارهٔ ۱۰۲: تا مهر ابوتراب دمساز منست
رباعی شمارهٔ ۱۰۳: عشق تو بلای دل درویش منست
رباعی شمارهٔ ۱۰۴: از گل طبقی نهاده کین روی منست
رباعی شمارهٔ ۱۰۵: آنرا که فنا شیوه و فقر آیینست
رباعی شمارهٔ ۱۰۶: دنیا به مثل چو کوزهٔ زرین است
رباعی شمارهٔ ۱۰۷: دردیکه ز من جان بستاند اینست
رباعی شمارهٔ ۱۰۸: ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست
رباعی شمارهٔ ۱۰۹: چشمی دارم همه پر از دیدن دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۰: دنیا به جوی وفا ندارد ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۱: شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۲: عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۳: غازی بره شهادت اندر تک و پوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۴: هر چند که آدمی ملک سیرت و خوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۵: آنرا که حلال زادگی عادت و خوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۶: عالم به خروش لااله الا هوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۷: عنبر زلفی که ماه در چنبر اوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۸: عقرب سر زلف یار و مه پیکر اوست
رباعی شمارهٔ ۱۱۹: زان میخوردم که روح پیمانهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۰: آن مه که وفا و حسن سرمایهٔ اوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۱: بر ما در وصل بسته میدارد دوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۲: ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۳: ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست
رباعی شمارهٔ ۱۲۴: ای خواجه ترا غم جمال ماهست
رباعی شمارهٔ ۱۲۵: عارف که ز سر معرفت آگاهست
رباعی شمارهٔ ۱۲۶: در کار کس ار قرار میباید هست
رباعی شمارهٔ ۱۲۷: تا در نرسد وعدهٔ هر کار که هست
رباعی شمارهٔ ۱۲۸: در درد شکی نیست که درمانی هست
رباعی شمارهٔ ۱۲۹: با دل گفتم که ای دل احوال تو چیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۰: پرسید ز من کسیکه معشوق تو کیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۱: جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
رباعی شمارهٔ ۱۳۲: دیروز که چشم تو بمن در نگریست
رباعی شمارهٔ ۱۳۳: عاشق نتواند که دمی بی غم زیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۴: گر مرده بوم بر آمده سالی بیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۵: می‌گفتم یار و می‌ندانستم کیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۶: ای دل همه خون شوی شکیبایی چیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۷: اندر همه دشت خاوران گر خاریست
رباعی شمارهٔ ۱۳۸: در بحر یقین که در تحقیق بسیست
رباعی شمارهٔ ۱۳۹: رنج مردم ز پیشی و از بیشیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۰: ما عاشق و عهد جان ما مشتاقیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۱: گاهی چو ملایکم سر بندگیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۲: چون حاصل عمر تو فریبی و دمیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۳: دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۴: در سینه کسی که راز پنهانش نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۵: در کشور عشق جای آسایش نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۶: افسوس که کس با خبر از دردم نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۷: گفتار نکو دارم و کردارم نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۸: هرگز المی چو فرقت جانان نیست
رباعی شمارهٔ ۱۴۹: در هجرانم قرار میباید و نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۰: گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۱: از درد نشان مده که در جان تو نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۲: جانا به زمین خاوران خاری نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۳: اندر همه دشت خاوران سنگی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۴: سر تا سر دشت خاوران سنگی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۵: کبریست درین وهم که پنهانی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۶: دایم نه لوای عشرت افراشتنیست
رباعی شمارهٔ ۱۵۷: ای دیده نظر کن اگرت بیناییست
رباعی شمارهٔ ۱۵۸: سیمابی شد هوا و زنگاری دشت
رباعی شمارهٔ ۱۵۹: آنرا که قضا ز خیل عشاق نوشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۰: هان تا تو نبندی به مراعاتش پشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۱: از اهل زمانه عار میباید داشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۲: روزم به غم جهان فرسوده گذشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۳: افسوس که ایام جوانی بگذشت
رباعی شمارهٔ ۱۶۴: سر سخن دوست نمی‌یارم گفت
رباعی شمارهٔ ۱۶۵: دل گر چه درین بادیه بسیار شتافت
رباعی شمارهٔ ۱۶۶: آسان آسان ز خود امان نتوان یافت
رباعی شمارهٔ ۱۶۷: آن دل که تو دیده‌ای زغم خون شد و رفت
رباعی شمارهٔ ۱۶۸: از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت
رباعی شمارهٔ ۱۶۹: دل عادت و خوی جنگجوی تو گرفت
رباعی شمارهٔ ۱۷۰: آنی که ز جانم آرزوی تو نرفت
رباعی شمارهٔ ۱۷۱: یار آمد و گفت خسته میدار دلت
رباعی شمارهٔ ۱۷۲: علمی نه که از زمرهٔ انسان نهمت
رباعی شمارهٔ ۱۷۳: صد شکر که گلشن صفا گشت تنت
رباعی شمارهٔ ۱۷۴: دی زلف عبیر بیز عنبر سایت
رباعی شمارهٔ ۱۷۵: ای قبلهٔ هر که مقبل آمد کویت
رباعی شمارهٔ ۱۷۶: ای مقصد خورشید پرستان رویت
رباعی شمارهٔ ۱۷۷: زنار پرست زلف عنبر بویت
رباعی شمارهٔ ۱۷۸: گفتم چشمت گفت که بر مست مپیچ
رباعی شمارهٔ ۱۷۹: گر درویشی مکن تصرف در هیچ
رباعی شمارهٔ ۱۸۰: ای در تو عیانها و نهانها همه هیچ
رباعی شمارهٔ ۱۸۱: ای با رخت انوار مه و خور همه هیچ
رباعی شمارهٔ ۱۸۲: حمدا لک رب نجنی منک فلاح
رباعی شمارهٔ ۱۸۳: رخساره‌ات تازه گل گلشن روح
رباعی شمارهٔ ۱۸۴: بی شک الفست احد، ازو جوی مدد
رباعی شمارهٔ ۱۸۵: گر درد کند پای تو ای حور نژاد
رباعی شمارهٔ ۱۸۶: در سلسلهٔ عشق تو جان خواهم داد
رباعی شمارهٔ ۱۸۷: هر راحت و لذتی که خلاق نهاد
رباعی شمارهٔ ۱۸۸: در وصل زاندیشهٔ دوری فریاد
رباعی شمارهٔ ۱۸۹: با کوی تو هر کرا سر و کار افتد
رباعی شمارهٔ ۱۹۰: گر عشق دل مرا خریدار افتد
رباعی شمارهٔ ۱۹۱: با علم اگر عمل برابر گردد
رباعی شمارهٔ ۱۹۲: آن را که حدیث عشق در دل گردد
رباعی شمارهٔ ۱۹۳: ما را نبود دلی که خرم گردد
رباعی شمارهٔ ۱۹۴: دل از نظر تو جاودانی گردد
رباعی شمارهٔ ۱۹۵: ای صافی دعوی ترا معنی درد
رباعی شمارهٔ ۱۹۶: دردا که درین زمانهٔ پر غم و درد
رباعی شمارهٔ ۱۹۷: فردا که به محشر اندر آید زن و مرد
رباعی شمارهٔ ۱۹۸: دل صافی کن که حق به دل می‌نگرد
رباعی شمارهٔ ۱۹۹: گویند که محتسب گمانی ببرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۰: من زنده و کس بر آستانت گذرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۱: از چهرهٔ عاشقانه‌ام زر بارد
رباعی شمارهٔ ۲۰۲: از دفتر عشق هر که فردی دارد
رباعی شمارهٔ ۲۰۳: طالع سر عافیت فروشی دارد
رباعی شمارهٔ ۲۰۴: دل وقت سماع بوی دلدار برد
رباعی شمارهٔ ۲۰۵: گل از تو چراغ حسن در گلشن برد
رباعی شمارهٔ ۲۰۶: شادم بدمی کز آرزویت گذرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۷: گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۸: گفتار دراز مختصر باید کرد
رباعی شمارهٔ ۲۰۹: دردا که همه روی به ره باید کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۰: قدت قدم زبار محنت خم کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۱: من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۲: از واقعه‌ای ترا خبر خواهم کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۳: آن دشمن دوست بود دیدی که چه کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۴: جمعیت خلق را رها خواهی کرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۵: خرم دل آنکه از ستم آه نکرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۶: عاشق چو شوی تیغ به سر باید خورد
رباعی شمارهٔ ۲۱۷: عارف بچنین روز کناری گیرد
رباعی شمارهٔ ۲۱۸: من صرفه برم که بر صفم اعدا زد
رباعی شمارهٔ ۲۱۹: حورا به نظارهٔ نگارم صف زد
رباعی شمارهٔ ۲۲۰: گر غره به عمری به تبی برخیزد
رباعی شمارهٔ ۲۲۱: خواهی که ترا دولت ابرار رسد
رباعی شمارهٔ ۲۲۲: این گیدی گبر از کجا پیدا شد
رباعی شمارهٔ ۲۲۳: دلخسته و سینه چاک می‌باید شد
رباعی شمارهٔ ۲۲۴: از شبنم عشق خاک آدم گل شد
رباعی شمارهٔ ۲۲۵: تا ولولهٔ عشق تو در گوشم شد
رباعی شمارهٔ ۲۲۶: انواع خطا گر چه خدا می‌بخشد
رباعی شمارهٔ ۲۲۷: از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
رباعی شمارهٔ ۲۲۸: صوفی به سماع دست از آن افشاند
رباعی شمارهٔ ۲۲۹: کی حال فتاده هرزه گردی داند
رباعی شمارهٔ ۲۳۰: این عمر به ابر نوبهاران ماند
رباعی شمارهٔ ۲۳۱: اسرار وجود خام و ناپخته بماند
رباعی شمارهٔ ۲۳۲: چرخ و مه و مهر در تمنای تواند
رباعی شمارهٔ ۲۳۳: آنها که ز معبود خبر یافته‌اند
رباعی شمارهٔ ۲۳۴: زان پیش که طاق چرخ اعلا زده‌اند
رباعی شمارهٔ ۲۳۵: آن روز که نور بر ثریا بستند
رباعی شمارهٔ ۲۳۶: آنروز که نقش کوه و هامون بستند
رباعی شمارهٔ ۲۳۷: قومی ز خیال در غرور افتادند
رباعی شمارهٔ ۲۳۸: در تکیه قلندران چو بنگم دادند
رباعی شمارهٔ ۲۳۹: هوشم نه موافقان و خویشان بردند
رباعی شمارهٔ ۲۴۰: در دیر شدم ماحضری آوردند
رباعی شمارهٔ ۲۴۱: سبزی بهشت و نوبهار از تو برند
رباعی شمارهٔ ۲۴۲: مردان خدا ز خاکدان دگرند
رباعی شمارهٔ ۲۴۳: یارم همه نیش بر سر نیش زند
رباعی شمارهٔ ۲۴۴: آن کس که به کوه ظلم خرگاه زند
رباعی شمارهٔ ۲۴۵: خوبان همه صید صبح خیزان باشند
رباعی شمارهٔ ۲۴۶: در مدرسه اسباب عمل می‌بخشند
رباعی شمارهٔ ۲۴۷: عاشق همه دم فکر غم دوست کند
رباعی شمارهٔ ۲۴۸: نقاش اگر ز موی پرگار کند
رباعی شمارهٔ ۲۴۹: با شیر و پلنگ هر که آمیز کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۰: خواهی که خدا کار نکو با تو کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۱: زان خوبتری که کس خیال تو کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۲: عاشق که تواضع ننماید چه کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۳: دل گر ره عشق او نپوید چه کند
رباعی شمارهٔ ۲۵۴: نی دیده بود که جستجویش نکند
رباعی شمارهٔ ۲۵۵: در چنگ غم تو دل سرودی نکند
رباعی شمارهٔ ۲۵۶: ای باد !
رباعی شمارهٔ ۲۵۷: درویشانند هر چه هست ایشانند
رباعی شمارهٔ ۲۵۸: گر عدل کنی بر جهانت خوانند
رباعی شمارهٔ ۲۵۹: گه زاهد تسبیح به دستم خوانند
رباعی شمارهٔ ۲۶۰: شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
رباعی شمارهٔ ۲۶۱: مردان رهش میل به هستی نکنند
رباعی شمارهٔ ۲۶۲: خلقان تو ای جلال گوناگونند
رباعی شمارهٔ ۲۶۳: مردان تو دل به مهر گردون ننهند
رباعی شمارهٔ ۲۶۴: دشمن چو به ما درنگرد بد بیند
رباعی شمارهٔ ۲۶۵: کامل ز یکی هنر ده و صد بیند
رباعی شمارهٔ ۲۶۶: در عشق تو گاه بت پرستم گویند
رباعی شمارهٔ ۲۶۷: اول رخ خود به ما نبایست نمود
رباعی شمارهٔ ۲۶۸: اول که مرا عشق نگارم بربود
رباعی شمارهٔ ۲۶۹: رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
رباعی شمارهٔ ۲۷۰: ز اول ره عشق تو مرا سهل نمود
رباعی شمارهٔ ۲۷۱: آنروز که بنده آوریدی به وجود
رباعی شمارهٔ ۲۷۲: فردا که زوال شش جهت خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۳: گر ملک تو شام و گر یمن خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۴: گویند به حشر گفتگو خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۵: عاشق که غمش بر همه کس ظاهر بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۶: آن کس که زروی علم و دین اهل بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۷: زان ناله که در بستر غم دوشم بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۸: هر چند که جان عارف آگاه بود
رباعی شمارهٔ ۲۷۹: دوشم به طرب بود نه دلتنگی بود
رباعی شمارهٔ ۲۸۰: بخشای بر آنکه جز تو یارش نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۱: آن وقت که این انجم و افلاک نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۲: جایی که تو باشی اثر غم نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۳: عاشق به یقین دان که مسلمان نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۴: نه کس که زجور دهر افسرده نبود
رباعی شمارهٔ ۲۸۵: چندانکه به کوی سلمه تارست و پود
رباعی شمارهٔ ۲۸۶: هر کو ز در عمر درآید برود
رباعی شمارهٔ ۲۸۷: عاشق که غم جان خرابش نرود
رباعی شمارهٔ ۲۸۸: در دل چو کجیست روی بر خاک چه سود
رباعی شمارهٔ ۲۸۹: در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود
رباعی شمارهٔ ۲۹۰: روزی که چراغ عمر خاموش شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۱: گر دشمن مردان همگی حرق شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۲: گفتی که شب آیم ارچه بیگاه شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۳: یا رب برهانیم ز حرمان چه شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۴: آن رشته که بر لعل لبت سوده شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۵: روزی که جمال دلبرم دیده شود
رباعی شمارهٔ ۲۹۶: تا مرد به تیغ عشق بی سر نشود
رباعی شمارهٔ ۲۹۷: تا دل ز علایق جهان حر نشود
رباعی شمارهٔ ۲۹۸: هرگز دلم از یاد تو غافل نشود
رباعی شمارهٔ ۲۹۹: تا مدرسه و مناره ویران نشود
رباعی شمارهٔ ۳۰۰: یک ذره زحد خویش بیرون نشود
رباعی شمارهٔ ۳۰۱: دلبر دل خسته رایگان می‌خواهد
رباعی شمارهٔ ۳۰۲: ار کشتن من دو چشم مستت خواهد
رباعی شمارهٔ ۳۰۳: دل وصل تو ای مهر گسل می‌خواهد
رباعی شمارهٔ ۳۰۴: یک نیم رخت الست منکم ببعید
رباعی شمارهٔ ۳۰۵: آورد صبا گلی ز گلزار امید
رباعی شمارهٔ ۳۰۶: گوشم چو حدیث درد چشم تو شنید
رباعی شمارهٔ ۳۰۷: هر چند که دیده روی خوب تو ندید
رباعی شمارهٔ ۳۰۸: معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
رباعی شمارهٔ ۳۰۹: یاد تو کنم دلم به فریاد آید
رباعی شمارهٔ ۳۱۰: در باغ روم کوی توام یاد آید
رباعی شمارهٔ ۳۱۱: پیریم ولی چو عشق را ساز آید
رباعی شمارهٔ ۳۱۲: در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
رباعی شمارهٔ ۳۱۳: ای خواجه ز فکر گور غم می‌باید
رباعی شمارهٔ ۳۱۴: چشمی به سحاب همنشین می‌باید
رباعی شمارهٔ ۳۱۵: ای عشق به درد تو سری می‌باید
رباعی شمارهٔ ۳۱۶: آسان گل باغ مدعا نتوان چید
رباعی شمارهٔ ۳۱۷: جانم به لب از لعل خموش تو رسید
رباعی شمارهٔ ۳۱۸: گلزار وفا ز خار من می‌روید
رباعی شمارهٔ ۳۱۹: یا رب بدو نور دیدهٔ پیغمبر
رباعی شمارهٔ ۳۲۰: تا چند حدیث قامت و زلف نگار
رباعی شمارهٔ ۳۲۱: چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار
رباعی شمارهٔ ۳۲۲: سر رشته دولت ای برادر به کف آر
رباعی شمارهٔ ۳۲۳: هر در که ز بحر اشکم افتد به کنار
رباعی شمارهٔ ۳۲۴: یا رب بگشا گره ز کار من زار
رباعی شمارهٔ ۳۲۵: بستان رخ تو گلستان آرد بار
رباعی شمارهٔ ۳۲۶: گفتم: چشمم، گفت: براهش میدار
رباعی شمارهٔ ۳۲۷: یا رب در دل به غیر خود جا مگذار
رباعی شمارهٔ ۳۲۸: ناقوس نواز گر ز من دارد عار
رباعی شمارهٔ ۳۲۹: با یار موافق آشنایی خوشتر
رباعی شمارهٔ ۳۳۰: یا رب به کرم بر من درویش نگر
رباعی شمارهٔ ۳۳۱: لذات جهان چشیده باشی همه عمر
رباعی شمارهٔ ۳۳۲: امروز منم به زور بازو مغرور
رباعی شمارهٔ ۳۳۳: ای پشت تو گرم کرده سنجاب و سمور
رباعی شمارهٔ ۳۳۴: ای در طلب تو عالمی در شر و شور
رباعی شمارهٔ ۳۳۵: خورشید چو بر فلک زند رایت نور
رباعی شمارهٔ ۳۳۶: گر دور فتادم از وصالت به ضرور
رباعی شمارهٔ ۳۳۷: هر لقمه که بر خوان عوانست مخور
رباعی شمارهٔ ۳۳۸: در بارگه جلالت ای عذر پذیر
رباعی شمارهٔ ۳۳۹: در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۰: شمشیر بود ابروی آن بدر منیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۱: مجنون و پریشان توام دستم گیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۲: ای فضل تو دستگیر من، دستم گیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۳: گفتم که: دلم، گفت: کبابی کم گیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۴: آگاه بزی ای دل و آگاه بمیر
رباعی شمارهٔ ۳۴۵: تا روی ترا بدیدم ای شمع تراز
رباعی شمارهٔ ۳۴۶: در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز
رباعی شمارهٔ ۳۴۷: در هر سحری با تو همی گویم راز
رباعی شمارهٔ ۳۴۸: من بودم دوش و آن بت بنده نواز
رباعی شمارهٔ ۳۴۹: ای سر تو در سینه هر محرم راز
رباعی شمارهٔ ۳۵۰: گر چشم تو در مقام ناز آید باز
رباعی شمارهٔ ۳۵۱: دل جز ره عشق تو نپوید هرگز
رباعی شمارهٔ ۳۵۲: دانی که مرا یار چه گفتست امروز
رباعی شمارهٔ ۳۵۳: جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز
رباعی شمارهٔ ۳۵۴: دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز
رباعی شمارهٔ ۳۵۵: الله، به فریاد من بی کس رس
رباعی شمارهٔ ۳۵۶: ای جملهٔ بی کسان عالم را کس
رباعی شمارهٔ ۳۵۷: نوروز شد و جهان برآورد نفس
رباعی شمارهٔ ۳۵۸: دارم دلکی غمین بیامرز و مپرس
رباعی شمارهٔ ۳۵۹: در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
رباعی شمارهٔ ۳۶۰: ای شوق تو در مذاق چندانکه مپرس
رباعی شمارهٔ ۳۶۱: شاها ز دعای مرد آگاه بترس
رباعی شمارهٔ ۳۶۲: اندر صف دوستان ما باش و مترس
رباعی شمارهٔ ۳۶۳: ای آینهٔ ذات تو ذات همه کس
رباعی شمارهٔ ۳۶۴: ای واقف اسرار ضیمر همه کس
رباعی شمارهٔ ۳۶۵: تا در نزنی به هرچه داری آتش
رباعی شمارهٔ ۳۶۶: چون ذات تو منفی بود ای صاحب هش
رباعی شمارهٔ ۳۶۷: چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
رباعی شمارهٔ ۳۶۸: در میدان آ با سپر و ترکش باش
رباعی شمارهٔ ۳۶۹: گر قرب خدا میطلبی دلجو باش
رباعی شمارهٔ ۳۷۰: شاهی‌طلبی برو گدای همه باش
رباعی شمارهٔ ۳۷۱: چون شب برسد ز صبح خیزان میباش
رباعی شمارهٔ ۳۷۲: از قد بلند یار و زلف پستش
رباعی شمارهٔ ۳۷۳: دل جای تو شد و گر نه پر خون کنمش
رباعی شمارهٔ ۳۷۴: سودای توام در جنون می زد دوش
رباعی شمارهٔ ۳۷۵: دارم گنهان ز قطره باران بیش
رباعی شمارهٔ ۳۷۶: در خانه خود نشسته بودم دلریش
رباعی شمارهٔ ۳۷۷: شوخی که به دیده بود دایم جایش
رباعی شمارهٔ ۳۷۸: آتش بدو دست خویش بر خرمن خویش
رباعی شمارهٔ ۳۷۹: پیوسته مرا ز خالق جسم و عرض
رباعی شمارهٔ ۳۸۰: ای بر سر حرف این و آن نازده خط
رباعی شمارهٔ ۳۸۱: گشتی به وقوف بر مواقف قانع
رباعی شمارهٔ ۳۸۲: کی باشد و کی لباس هستی شده شق
رباعی شمارهٔ ۳۸۳: دل کرد بسی نگاه در دفتر عشق
رباعی شمارهٔ ۳۸۴: بر عود دلم نواخت یک زمزمه عشق
رباعی شمارهٔ ۳۸۵: ما را شده‌است دین و آیین همه عشق
رباعی شمارهٔ ۳۸۶: خلقان همه بر درگهت ای خالق پاک
رباعی شمارهٔ ۳۸۷: دامان غنای عشق پاک آمد پاک
رباعی شمارهٔ ۳۸۸: گر فضل کنی ندارم از عالم باک
رباعی شمارهٔ ۳۸۹: یا من بک حاجتی و روحی بیدیک
رباعی شمارهٔ ۳۹۰: بر چهره ندارم زمسلمانی رنگ
رباعی شمارهٔ ۳۹۱: تا شیر بدم شکار من بود پلنگ
رباعی شمارهٔ ۳۹۲: در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ
رباعی شمارهٔ ۳۹۳: دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
رباعی شمارهٔ ۳۹۴: پرسید کسی منزل آن مهر گسل
رباعی شمارهٔ ۳۹۵: درماند کسی که بست در خوبان دل
رباعی شمارهٔ ۳۹۶: شیدای ترا روح مقدس منزل
رباعی شمارهٔ ۳۹۷: ای عهد تو عهد دوستان سر پل
رباعی شمارهٔ ۳۹۸: در باغ کجا روم که نالد بلبل
رباعی شمارهٔ ۳۹۹: هر نعت که از قبیل خیرست و کمال
رباعی شمارهٔ ۴۰۰: ای چارده ساله مه که در حسن و جمال
رباعی شمارهٔ ۴۰۱: می‌رست زدشت خاوران لالهٔ آل
رباعی شمارهٔ ۴۰۲: یا رب به علی بن ابی طالب و آل
رباعی شمارهٔ ۴۰۳: گر با غم عشق سازگار آید دل
رباعی شمارهٔ ۴۰۴: هر جا که وجود کرده سیرست ای دل
رباعی شمارهٔ ۴۰۵: چندت گفتم که دیده بردوز ای دل
رباعی شمارهٔ ۴۰۶: در عشق چه به ز بردباری ای دل
رباعی شمارهٔ ۴۰۷: با خود در وصل تو گشودن مشکل
رباعی شمارهٔ ۴۰۸: با اهل زمانه آشنایی مشکل
رباعی شمارهٔ ۴۰۹: بر لوح عدم لوایح نور قدم
رباعی شمارهٔ ۴۱۰: گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم
رباعی شمارهٔ ۴۱۱: من دانگی و نیم داشتم حبهٔ کم
رباعی شمارهٔ ۴۱۲: از گردش افلاک و نفاق انجم
رباعی شمارهٔ ۴۱۳: هم در ره معرفت بسی تاخته‌ام
رباعی شمارهٔ ۴۱۴: حک کردنی است آنچه بنگاشته‌ام
رباعی شمارهٔ ۴۱۵: بستم دم مار و دم عقرب بستم
رباعی شمارهٔ ۴۱۶: گر من گنه جمله جهان کردستم
رباعی شمارهٔ ۴۱۷: تب را شبخون زدم در آتش کشتم
رباعی شمارهٔ ۴۱۸: دیریست که تیر فقر را آماجم
رباعی شمارهٔ ۴۱۹: رنجورم و در دل از تو دارم صد غم
رباعی شمارهٔ ۴۲۰: هر چند به صورت از تو دور افتادم
رباعی شمارهٔ ۴۲۱: دی بر سر گور ذله غارت گردم
رباعی شمارهٔ ۴۲۲: یا رب من اگر گناه بی حد کردم
رباعی شمارهٔ ۴۲۳: تا چند به گرد سر ایمان گردم
رباعی شمارهٔ ۴۲۴: عودم چو نبود چوب بید آوردم
رباعی شمارهٔ ۴۲۵: اندوه تو از دل حزین می‌دزدم
رباعی شمارهٔ ۴۲۶: گر خاک تویی خاک ترا خاک شدم
رباعی شمارهٔ ۴۲۷: اندر طلب یار چو مردانه شدم
رباعی شمارهٔ ۴۲۸: آنان که به نام نیک می‌خوانندم
رباعی شمارهٔ ۴۲۹: چونان شده‌ام که دید نتوانندم
رباعی شمارهٔ ۴۳۰: گر خلق چنانکه من منم دانندم
رباعی شمارهٔ ۴۳۱: آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۲: عمری به هوس باد هوی پیمودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۳: من از تو جدا نبوده‌ام تا بودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۴: هرگز نبود شکست کس مقصودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۵: در وصل تو پیوسته به گلشن بودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۶: در کوی تو من سوخته دامن بودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۷: یک چند دویدم و قدم فرسودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۸: ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم
رباعی شمارهٔ ۴۳۹: در خواب جمال یار خود میدیدم
رباعی شمارهٔ ۴۴۰: روزی ز پی گلاب می‌گردیدم
رباعی شمارهٔ ۴۴۱: دیشب که بکوی یار می‌گردیدم
رباعی شمارهٔ ۴۴۲: گر در سفرم تویی رفیق سفرم
رباعی شمارهٔ ۴۴۳: از هجر تو ای نگار اندر نارم
رباعی شمارهٔ ۴۴۴: گر دست تضرع به دعا بردارم
رباعی شمارهٔ ۴۴۵: یا رب چو به وحدتت یقین می‌دارم
رباعی شمارهٔ ۴۴۶: از خاک درت رخت اقامت نبرم
رباعی شمارهٔ ۴۴۷: آزرده ترم گر چه کم آزار ترم
رباعی شمارهٔ ۴۴۸: جهدی بکنم که دل زجان برگیرم
رباعی شمارهٔ ۴۴۹: ساقی اگرم می ندهی می‌میرم
رباعی شمارهٔ ۴۵۰: نه از سر کار با خلل می‌ترسم
رباعی شمارهٔ ۴۵۱: تا ظن نبری کز آن جهان می‌ترسم
رباعی شمارهٔ ۴۵۲: مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم
رباعی شمارهٔ ۴۵۳: عیبم مکن ای خواجه اگر می نوشم
رباعی شمارهٔ ۴۵۴: یا رب ز گناه زشت خود منفعلم
رباعی شمارهٔ ۴۵۵: یک روز بیوفتی تو در میدانم
رباعی شمارهٔ ۴۵۶: از جملهٔ دردهای بی درمانم
رباعی شمارهٔ ۴۵۷: زان دم که قرین محنت وافغانم
رباعی شمارهٔ ۴۵۸: بی‌مهری آن بهانه‌جو می‌دانم
رباعی شمارهٔ ۴۵۹: رویت بینم چو چشم را باز کنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۰: عشق تو ز خاص و عام پنهان چه کنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۱: بی روی تو رای استقامت نکنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۲: از بیم رقیب طوف کویت نکنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۳: با چشم تو یاد نرگس‌تر نکنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۴: با درد تو اندیشهٔ درمان نکنم
رباعی شمارهٔ ۴۶۵: یادت کنم ار شاد و اگر غمگینم
رباعی شمارهٔ ۴۶۶: آن بخت ندارم که به کامت بینم
رباعی شمارهٔ ۴۶۷: تا بردی ازین دیار تشریف قدوم
رباعی شمارهٔ ۴۶۸: غمناکم و از کوی تو با غم نروم
رباعی شمارهٔ ۴۶۹: هر چند گهی زعشق بیگانه شوم
رباعی شمارهٔ ۴۷۰: یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم
رباعی شمارهٔ ۴۷۱: هیهات که باز بوی می می‌شنوم
رباعی شمارهٔ ۴۷۲: دانی که چها چها چها میخواهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۳: ای دوست طواف خانه‌ات می‌خواهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۴: نی باغ به بستان نه چمن می‌خواهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۵: سرمایهٔ غم ز دست آسان ندهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۶: در کوی تو سر در سر خنجر بنهم
رباعی شمارهٔ ۴۷۷: دارم ز خدا خواهش جنات نعیم
رباعی شمارهٔ ۴۷۸: دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیم
رباعی شمارهٔ ۴۷۹: ما بین دو عین یار از نون تا میم
رباعی شمارهٔ ۴۸۰: با یاد تو با دیدهٔ تر می‌آیم
رباعی شمارهٔ ۴۸۱: چون دایره ما ز پوست پوشان توایم
رباعی شمارهٔ ۴۸۲: هر چند زکار خود خبردار نه‌ایم
رباعی شمارهٔ ۴۸۳: افسوس که ما عاقبت اندیش نه‌ایم
رباعی شمارهٔ ۴۸۴: مادر ره سودای تو منزل کردیم
رباعی شمارهٔ ۴۸۵: هر چند که دل به وصل شادان کردیم
رباعی شمارهٔ ۴۸۶: ما طی بساط ملک هستی کردیم
رباعی شمارهٔ ۴۸۷: جانا من و تو نمونهٔ پرگاریم
رباعی شمارهٔ ۴۸۸: ما با می و مستی سر تقوی داریم
رباعی شمارهٔ ۴۸۹: شمعم که همه نهان فرو می‌گریم
رباعی شمارهٔ ۴۹۰: ما جز به غم عشق تو سر نفرازیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۱: در مصطبها درد کشان ما باشیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۲: یک جو غم ایام نداریم خوشیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۳: ببرید ز من نگار هم خانگیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۴: من لایق عشق و درد عشق تو نیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۵: ما قبلهٔ طاعت آن دو رو می‌دانیم
رباعی شمارهٔ ۴۹۶: در حضرت پادشاه دوران ماییم
رباعی شمارهٔ ۴۹۷: افتاده منم به گوشهٔ بیت حزن
رباعی شمارهٔ ۴۹۸: ای دوست ترا به جملگی گشتم من
رباعی شمارهٔ ۴۹۹: بگریختم از عشق تو ای سیمین تن
رباعی شمارهٔ ۵۰۰: فریاد ز دست فلک بی سر و بن
رباعی شمارهٔ ۵۰۱: ای خالق ذوالجلال وحی رحمان
رباعی شمارهٔ ۵۰۲: جانست و زبانست زبان دشمن جان
رباعی شمارهٔ ۵۰۳: چندین چه زنی نظاره گرد میدان
رباعی شمارهٔ ۵۰۴: رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان
رباعی شمارهٔ ۵۰۵: رویت دریای حسن و لعلت مرجان
رباعی شمارهٔ ۵۰۶: فریاد و فغان که باز در کوی مغان
رباعی شمارهٔ ۵۰۷: هستی به صفاتی که درو بود نهان
رباعی شمارهٔ ۵۰۸: آن دوست که هست عشق او دشمن جان
رباعی شمارهٔ ۵۰۹: یا رب ز قناعتم توانگر گردان
رباعی شمارهٔ ۵۱۰: یا رب زدو کون بی‌نیازم گردان
رباعی شمارهٔ ۵۱۱: یا رب ز کمال لطف خاصم گردان
رباعی شمارهٔ ۵۱۲: در درویشی هیچ کم و بیش مدان
رباعی شمارهٔ ۵۱۳: دارم گله از درد نه چندان چندان
رباعی شمارهٔ ۵۱۴: دنیا گذران، محنت دنیا گذران
رباعی شمارهٔ ۵۱۵: یا رب تو مرا به یار دمساز رسان
رباعی شمارهٔ ۵۱۶: بر گوش دلم ز غیب آواز رسان
رباعی شمارهٔ ۵۱۷: قومی که حقست قبلهٔ همتشان
رباعی شمارهٔ ۵۱۸: فریاد ز شب روی و شب رنگیشان
رباعی شمارهٔ ۵۱۹: رخسار تو بی نقاب دیدن نتوان
رباعی شمارهٔ ۵۲۰: بحریست وجود جاودان موج زنان
رباعی شمارهٔ ۵۲۱: با گلرخ خویش گفتم: ای غنچه دهان
رباعی شمارهٔ ۵۲۲: حاصل زدر تو دایما کام جهان
رباعی شمارهٔ ۵۲۳: بنگر به جهان سر الهی پنهان
رباعی شمارهٔ ۵۲۴: چون حق به تفاصیل شئون گشت بیان
رباعی شمارهٔ ۵۲۵: سودت نکند به خانه در بنشستن
رباعی شمارهٔ ۵۲۶: پل بر زبر محیط قلزم بستن
رباعی شمارهٔ ۵۲۷: از ساحت دل غبار کثرت رفتن
رباعی شمارهٔ ۵۲۸: عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
رباعی شمارهٔ ۵۲۹: از باده بروی شیخ رنگ آوردن
رباعی شمارهٔ ۵۳۰: تا لعل تو دلفروز خواهد بودن
رباعی شمارهٔ ۵۳۱: سهلست مرا بر سر خنجر بودن
رباعی شمارهٔ ۵۳۲: دنیا نسزد ازو مشوش بودن
رباعی شمارهٔ ۵۳۳: در راه خدا حجاب شد یک سو زن
رباعی شمارهٔ ۵۳۴: یا رب تو زخواب ناز بیدارش کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۵: یک لحظه چراغ آرزوهاپف کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۶: خواهی که کسی شوی زهستی کم کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۷: یا رب تو به فضل مشکلم آسان کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۸: یا رب نظری بر من سرگردان کن
رباعی شمارهٔ ۵۳۹: ای غم گذری به کوی بدنامان کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۰: ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۱: در درگه ما دوستی یک دله کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۲: ای شمع چو ابر گریه و زاری کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۳: ای ناله گرت دمیست اظهاری کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۴: گفتم که: رخم به رنگ چون کاه مکن
رباعی شمارهٔ ۵۴۵: درویشی کن قصد در شاه مکن
رباعی شمارهٔ ۵۴۶: افعال بدم ز خلق پنهان می‌کن
رباعی شمارهٔ ۵۴۷: عاشق من و دیوانه من و شیدا من
رباعی شمارهٔ ۵۴۸: ای چشم من از دیدن رویت روشن
رباعی شمارهٔ ۵۴۹: ای عشق تو مایهٔ جنون دل من
رباعی شمارهٔ ۵۵۰: شد دیده به عشق رهنمون دل من
رباعی شمارهٔ ۵۵۱: ای زلف مسلسلت بلای دل من
رباعی شمارهٔ ۵۵۲: بختی نه که با دوست در آمیزم من
رباعی شمارهٔ ۵۵۳: ای آنکه تراست عار از دیدن من
رباعی شمارهٔ ۵۵۴: ای گشته سراسیمه به دریای تو من
رباعی شمارهٔ ۵۵۵: اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
رباعی شمارهٔ ۵۵۶: زد شعله به دل آتش پنهانی من
رباعی شمارهٔ ۵۵۷: سلطان گوید که نقد گنجینهٔ من
رباعی شمارهٔ ۵۵۸: رازی که به شب لب تو گوید با من
رباعی شمارهٔ ۵۵۹: دارم ز جفای فلک آینه گون
رباعی شمارهٔ ۵۶۰: شوریده دلی و غصه گردون گردون
رباعی شمارهٔ ۵۶۱: فریاد ز دست فلک آینه گون
رباعی شمارهٔ ۵۶۲: تا گرد رخ تو سنبل آمد بیرون
رباعی شمارهٔ ۵۶۳: در راه یگانگی نه کفرست و نه دین
رباعی شمارهٔ ۵۶۴: گر سقف سپهر گردد آیینهٔ چین
رباعی شمارهٔ ۵۶۵: گر صفحهٔ فولاد شود روی زمین
رباعی شمارهٔ ۵۶۶: ای در همه شان ذات تو پاک از شین
رباعی شمارهٔ ۵۶۷: یا رب به رسالت رسول الثقلین
رباعی شمارهٔ ۵۶۸: بر ذره نشینم بچمد تختم بین
رباعی شمارهٔ ۵۶۹: هان یاران هوی و ها جوانمردان هو
رباعی شمارهٔ ۵۷۰: دورم اگر از سعادت خدمت تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۱: ای آینه را داده جلا صورت تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۲: جان و دل من فدای خاک در تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۳: ای گشته جهان تشنهٔ پرآب از تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۴: ای شعلهٔ طور طور پر نور از تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۵: ای سبزی سبزهٔ بهاران از تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۶: ای رونق کیش بت‌پرستان از تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۷: ابریست که خون دیده بارد غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۸: از دیدهٔ سنگ خون چکاند غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۷۹: ای پیر و جوان دهر شاد از غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۰: ای نالهٔ پیر قرطه پوش از غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۱: ای آمده کار من به جان از غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۲: ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۳: ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۴: ای کعبه پرست چیست کین من و تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۵: هر چند که یار سر گرانست به تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۶: ای در دل من اصل تمنا همه تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۷: ای در دل و جان صورت و معنی همه تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۸: شبهای دراز ای دریغا بی تو
رباعی شمارهٔ ۵۸۹: درد دل من دواش می‌دانی تو
رباعی شمارهٔ ۵۹۰: ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تو
رباعی شمارهٔ ۵۹۱: من میشنوم که می نبخشایی تو
رباعی شمارهٔ ۵۹۲: ما را نبود دلی که کار آید ازو
رباعی شمارهٔ ۵۹۳: زلفش بکشی شب دراز آید ازو
رباعی شمارهٔ ۵۹۴: عشقست که شیر نر زبون آید ازو
رباعی شمارهٔ ۵۹۵: ابر از دهقان که ژاله می‌روید ازو
رباعی شمارهٔ ۵۹۶: سودای سر بی سر و سامان یک سو
رباعی شمارهٔ ۵۹۷: ای دل چو فراق یار دیدی خون شو
رباعی شمارهٔ ۵۹۸: ای در صفت ذات تو حیران که و مه
رباعی شمارهٔ ۵۹۹: اندر شش و چار غایب آید ناگاه
رباعی شمارهٔ ۶۰۰: ای خاک نشین درگه قدر تو ماه
رباعی شمارهٔ ۶۰۱: ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه
رباعی شمارهٔ ۶۰۲: اینک سر کوی دوست اینک سر راه
رباعی شمارهٔ ۶۰۳: معمورهٔ دل به علم آراسته به
رباعی شمارهٔ ۶۰۴: در گفتن ذکر حق زبان از همه به
رباعی شمارهٔ ۶۰۵: از مردم صدرنگ سیه پوشی به
رباعی شمارهٔ ۶۰۶: از هر چه نه از بهر تو کردم توبه
رباعی شمارهٔ ۶۰۷: از بس که شکستم و ببستم توبه
رباعی شمارهٔ ۶۰۸: جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
رباعی شمارهٔ ۶۰۹: چشمم که سرشک لاله گون آورده
رباعی شمارهٔ ۶۱۰: ای نیک نکرده و بدیها کرده
رباعی شمارهٔ ۶۱۱: زاهد خوشدل که ترک دنیا کرده
رباعی شمارهٔ ۶۱۲: گر جا به حرم ور به کلیسا کرده
رباعی شمارهٔ ۶۱۳: بحریست نه کاهنده نه افزاینده
رباعی شمارهٔ ۶۱۴: افسوس که عمر رفت بر بیهوده
رباعی شمارهٔ ۶۱۵: ما درویشان نشسته در تنگ دره
رباعی شمارهٔ ۶۱۶: تا کی زجهان پر گزند اندیشه
رباعی شمارهٔ ۶۱۷: هجران ترا چو گرم شد هنگامه
رباعی شمارهٔ ۶۱۸: دنیا طلبان ز حرص مستند همه
رباعی شمارهٔ ۶۱۹: ای چشم تو چشم چشمه هر چشم همه
رباعی شمارهٔ ۶۲۰: چون باز سفید در شکاریم همه
رباعی شمارهٔ ۶۲۱: ای روی تو مهر عالم آرای همه
رباعی شمارهٔ ۶۲۲: سودا به سرم همچو پلنگ اندر کوه
رباعی شمارهٔ ۶۲۳: هستی که ظهور می‌کند در همه شی
رباعی شمارهٔ ۶۲۴: ای خالق ذوالجلال و ای بار خدای
رباعی شمارهٔ ۶۲۵: دارم صنمی چهره برافروخته‌ای
رباعی شمارهٔ ۶۲۶: من کیستم آتش به دل افروخته‌ای
رباعی شمارهٔ ۶۲۷: آنم که توام ز خاک برداشته‌ای
رباعی شمارهٔ ۶۲۸: ای غم که حجاب صبر بشکافته‌ای
رباعی شمارهٔ ۶۲۹: من کیستم از خویش به تنگ آمده‌ای
رباعی شمارهٔ ۶۳۰: یا پست و بلند دهر را سرکوبی
رباعی شمارهٔ ۶۳۱: یا سرکشی سپهر را سرکوبی
رباعی شمارهٔ ۶۳۲: عهدی به سر زبان خود بربستی
رباعی شمارهٔ ۶۳۳: غم جمله نصیب چرخ خم بایستی
رباعی شمارهٔ ۶۳۴: زلفت سیمست و مشک را کان گشتی
رباعی شمارهٔ ۶۳۵: ای شیر خدا امیر حیدر فتحی
رباعی شمارهٔ ۶۳۶: در کوی خودم مسکن و ماوا دادی
رباعی شمارهٔ ۶۳۷: اول همه جام آشنایی دادی
رباعی شمارهٔ ۶۳۸: ای شاه ولایت دو عالم مددی
رباعی شمارهٔ ۶۳۹: من کیستم از قید دو عالم فردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۰: از چهره همه خانه منقش کردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۱: عشقم دادی زاهل دردم کردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۲: با فاقه و فقر هم نشینم کردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۳: ای دیده مرا عاشق یاری کردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۴: ای دل تا کی مصیبت‌افزا گردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۵: ای آنکه به گرد شمع دود آوردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۶: ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی
رباعی شمارهٔ ۶۴۷: ای کاش مرا به نفت آلایندی
رباعی شمارهٔ ۶۴۸: ای خالق ذوالجلال هر جانوری
رباعی شمارهٔ ۶۴۹: دستی نه که از نخل تو چینم ثمری
رباعی شمارهٔ ۶۵۰: هنگام سپیده دم خروس سحری
رباعی شمارهٔ ۶۵۱: ای ذات تو در صفات اعیان ساری
رباعی شمارهٔ ۶۵۲: عالم ار نه‌ای ز عبرت عاری
رباعی شمارهٔ ۶۵۳: یا رب یا رب کریمی و غفاری
رباعی شمارهٔ ۶۵۴: گیرم که هزار مصحف از برداری
رباعی شمارهٔ ۶۵۵: ای شمع نمونه‌ای زسوزم داری
رباعی شمارهٔ ۶۵۶: چون گل بگلاب شسته رویی داری
رباعی شمارهٔ ۶۵۷: ای دل بر دوست تحفه جز جان نبری
رباعی شمارهٔ ۶۵۸: پیوسته تو دل ربوده‌ای معذوری
رباعی شمارهٔ ۶۵۹: یا شاه تویی آنکه خدا را شیری
رباعی شمارهٔ ۶۶۰: یا گردن روزگار را زنجیری
رباعی شمارهٔ ۶۶۱: از کبر مدار هیچ در دل هوسی
رباعی شمارهٔ ۶۶۲: ای در سر هر کس از خیالت هوسی
رباعی شمارهٔ ۶۶۳: گر شهره شوی به شهر شر الناسی
رباعی شمارهٔ ۶۶۴: تا نگذری از جمع به فردی نرسی
رباعی شمارهٔ ۶۶۵: گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی
رباعی شمارهٔ ۶۶۶: مزار دلی را که تو جانش باشی
رباعی شمارهٔ ۶۶۷: جان چیست غم و درد و بلا را هدفی
رباعی شمارهٔ ۶۶۸: بگشود نگار من نقاب از طرفی
رباعی شمارهٔ ۶۶۹: وصافی خود به رغم حاسد تا کی
رباعی شمارهٔ ۶۷۰: ای دل زشراب جهل مستی تا کی
رباعی شمارهٔ ۶۷۱: ای آنکه به کنهت نرسد ادراکی
رباعی شمارهٔ ۶۷۲: ای از تو به باغ هر گلی را رنگی
رباعی شمارهٔ ۶۷۳: تا بتوانی بکش به جان بار دلی
رباعی شمارهٔ ۶۷۴: از درد تو نیست چشم خالی ز نمی
رباعی شمارهٔ ۶۷۵: بی پا و سران دشت خون آشامی
رباعی شمارهٔ ۶۷۶: دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی
رباعی شمارهٔ ۶۷۷: حقا که اگر چو مرغ پر داشتمی
رباعی شمارهٔ ۶۷۸: هستی که عیان نیست روان در شانی
رباعی شمارهٔ ۶۷۹: گر در طلب گوهر کانی کانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۰: میدان فراخ و مرد میدانی نی
رباعی شمارهٔ ۶۸۱: دردی داریم و سینهٔ بریانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۲: گر طاعت خود نقش کنم بر نانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۳: نزدیکان را بیش بود حیرانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۴: نزدیکان را بیش بود حیرانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۵: ای آنکه دوای دردمندان دانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۶: آنی تو که حال دل نالان دانی
رباعی شمارهٔ ۶۸۷: گفتی که به وقت مجلس افروختنی
رباعی شمارهٔ ۶۸۸: ما را به سر چاه بر

محصولات مشابه

بیشتر