در خلاصه کتاب مرشد و مارگاریتا در مسکو، استاد، نویسندهای با الهام از معشوقهاش، مارگاریتا، دست به نوشتن رمانی میزند که در آن همه شخصیتها، از جمله خود او و مارگاریتا، به صورت طنزآمیز و انتقادی بازتاب یافتهاند.
خلاصه کتاب مرشد و مارگاریتا
داستان در دو بعد زمانی و مکانی مختلف جریان دارد: مسکو در دهه ۱۹۳۰ و اورشلیم در دوران عیسی مسیح. در مسکو، استاد نویسندهای برجسته، با سرکوب شدید حکومت شوروی روبرو میشود. نمایشنامهاش درباره پونتیوس پیلاطس لغو میشود، آثارش سانسور شده و از اتحادیه نویسندگان اخراج میشود.
او به مردی منزوی تبدیل میشود که هیچ راهی برای ادامه زندگی ندارد. با الهام و عشق معشوقهاش، مارگاریتا، استاد دست به نوشتن رمانی میزند که در آن همه شخصیتها، از جمله خود او و مارگاریتا، به صورت طنزآمیز و انتقادی بازتاب یافتهاند. شخصیت اصلی این رمان، ولند، نماینده نیروی تاریک و ماورایی است که برای انتقام از کسانی که استاد را تحقیر و نابود کردهاند، وارد مسکو میشود.
ولند، به همراه همراهان عجیب و غریبش، نظم ظاهری جامعه را به هم میریزند و فساد، ریاکاری و ضعفهای انسانی را با طنز و سحر آشکار میکنند. در همین حال، مارگاریتا برای نجات استاد و نجات عشقشان، با ولند قراردادی میبندد و در سفری پرماجرا، قدرت عشق و فداکاری را به نمایش میگذارد.
در بعد دوم داستان، روایت زندگی پونتیوس پیلاطس و برخوردش با عیسی مسیح، به صورت موازی و فلسفی روایت میشود که سوالاتی عمیق درباره حقیقت، ایمان و اخلاق را مطرح میکند. مرز بین واقعیت و خیال در داستان به تدریج محو میشود و خواننده را به دنیایی پیچیده و جذاب دعوت میکند که در آن عشق، خیانت، طنز و رازهای وجودی به هم تنیدهاند.
رمان مرشد و مارگاریتا به شکل پیچیدهای به تقابل خیر و شر، آزادی، نقش هنرمند، عشق و رستگاری میپردازد. میخائیل بولگاکف در این اثر نشان میدهد که شر، تجسم یافته در شخصیت ولند، نه تنها وجودی ضروری بلکه عاملی است برای برداشتن نقاب از چهره ریاکاریها و آشکارسازی حقیقت پنهان.
خواندن این کتاب نیازمند حوصله است، اما تجربهای کاملاً منحصربهفرد و فراموشنشدنی برایتان خواهد بود.
دانلود کتاب مرشد و مارگاریتا
نسخه الکترونیک این کتاب را در نرم افزار فراکتاب دانلود کنید و یا آن را به صورت آنلاین بخوانید. این کتاب تا این لحظه از دو ناشر و مترجم متفاوت به صورت الکترونیک عرضه شده است.
مرشد و مارگاریتا
مرشد و مارگاریتا
برشی از متن کتاب مرشد و مارگاریتا
پنطیوس پیلاطوس
… در صبح زود روز چهاردهم ماه بهاری نیسان، حاکم یهودا، پنطیوس پیلاطوس پیچیده در شنلی سفید با آستر سرخ رنگ، با قدم هایی آهسته و با وقار، از میان دروازه ی بین دو باله ی قصر هرودیس پادشاه وارد شد.
والی بیش از هر چیز دیگر در جهان، از عطر گل سرخ نفرت داشت. روز بدیُمنی آغاز شده بود و درست همین بوی عطر، از سحر آن روز، همه چیز را در دل والی به درد آورده بود.
به نظرش می رسید که حتی از درختان سرو و نخل باغ نیز عطر گل سرخ تراوش می شد و این بوی عطر لعنتی، با بوی چرم زین و عرق بدن محافظ اسب سوار او نیز مخلوط شده است.
از قسمت بالای باغ، دود سر کشیده بود و به میان باله های جلوی قصر می رسید، جایی که اولین گروه سپاه دوازدهم رومی، ملقب به رعد، که همراه والی به اورشلیم آمده بود، مستقر شده بودند. به آن دودی که نشانه ی این بود که آشپزان هنگ دارند غذا تهیه می کنند، بوی غلیظ عطر گل سرخ آمیخته شده بود.
– آه، پروردگارا! پروردگارا! برای چه دارید مرا مجازات می کنید؟ آری، شکی نیست، خودش است، خودش است، همان بیماری وحشتناک، همان سردرد وحشتناک. فراری از آن وجود ندارد. باید سعی کنم که سر خود را تکان ندهم.
خرید کتاب مرشد و مارگاریتا
این کتاب در فراکتاب از چندین ناشر و مترجم متفاوت عرضه شده است و میتوانید هر کتاب دلخواه را از طریق سایت یا نرم افزار فراکتاب خریداری کنید.
مرشد و مارگریتا
مرشد و مارگاریتا
مرشد مارگاریتا
اگر شما این کتاب را مطالعه کردید، خوشحال خواهیم شد خلاصه کتاب مرشد و مارگاریتا را با قلم خودتان با ما به اشتراک بگذارید.