کتاب خط مقدم (روایت تشکیل یگان موشکی ایران)

روایت داستانی و مستند از تشکیل یگان موشکی ایران با محوریت زندگی شهید طهرانی مقدم

کتاب دیجیتال خط مقدم

حجم دانلود: 33.4 مگا بایت
توضیحات درباره کتاب

معرفی کتاب خط مقدم

کتاب خط مقدم یک روایت داستانی به دور از تخیل و رویاپردازی است که در مورد تشکیل یگان موشکی ایران صحبت می کند. این داستان با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم که به نام پدر موشکی جمهوری اسلامی ایران ملقب است نگاشته شده و از نظر مقطع زمانی، از مرداد سال ۶۳ تا دی سال ۶۵ را شامل می شود.
مقطعی که اتفاقا پر از حادثه و موانع پیچیده است. پر از «نمی توانی ها» و «دیگر نمی شودها»، پر از جمله «اینجا دیگر آخر خط است». کتاب خط مقدم نوشته فائضه غفارحدادی است و توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.

 

کتاب خط مقدم مناسب چه کسانی است ؟

کسانی را که به خواندن کتاب های تاریخ دفاع مقدس و خصوصا برگی از زندگی شهید تهرانی مقدم و نیز علاقه مندان به توان موشکی جمهوری اسلامی ایران را به خواندن این کتاب دعوت می کنیم.

خرید و دانلود کتاب از فراکتاب

 

روایتی از فائضه غفارحدادی نویسنده کتاب خط مقدم

روزی که تهران از رفتن حسن آقای طهرانی مقدم به خودش لرزید، من تهران نبودم. حتی ایران هم نبودم. خبر را با چند روز تأخیر خواندم و چون ایشان را نمی شناختم، فاتحه ای فرستادم و رد شدم.
چند ماه بعد که برگشتم ایران، به واسطهٔ کتاب قبلی ام _که برای شهیدی از مجموعهٔ موشکی نوشته بودم_ دعوت به این کار شدم. کار برای شهیدی که نمی شناختمش. شاید برای نوشتن زندگی نامه ای کوتاه که در اولین سالگرد شهید چاپ و توزیع شود.

اما ماجرا پیچیده تر از این حرف ها بود. هر دوشنبه که مهمان خانوادهٔ طهرانی مقدم می شدم و هر روز که مصاحبه های انجام شده با دوستان و هم رزمان را می خواندم، بیشتر به این نتیجه می رسیدم که من و حسن آقا حالا حالاها همسفریم و کاری هم به سالگرد و این ها نداریم!
برای جمع آوری اطلاعات و انجام مصاحبه ها، برادر بزرگوارم جناب آقای پیکانی نُه سال زمان گذاشته بود؛ یعنی سال ها دربارهٔ تولد و بالندگی موشکی تحقیق کرده بود و بعد از شهادت حسن آقا هم با همه دربارهٔ او حرف زده بود.

نامنصفانه ترین کار همین بود که من به عجله و شتاب قلم را به نمی از این دریا خیس کنم و روی کاغذ بکشم؛ لذا نافرمانی پیشه کردم و ماجرای سالگرد را بی خیال شدم و برای اینکه ذهن خواننده را با روایت تمام عمر پنجاه ودوساله و پربرکت حسن آقا به نسیمی از وجود ایشان مهمان نکنم، فقط دو سال از زندگی اش را انتخاب کردم. خرید و دانلود کتاب از فراکتاب

خلاصه ای از زندگینامه شهید تهرانی مقدم

شهید حسن تهرانی مقدم ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در تهران محله سرچشمه به دنیا آمد. شغل پدرش پیشه خیاطی بود، به این خاطر به محله شکوفه و سپس به محله بهارستان تهران نقل مکان کرد و مقاطع ابتدایی و دبیرستان را در همین مناطق گذراند.
حاج حسن تهرانی مقدم در سال۱۳۵۶ پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه در رشته صنایع (برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم مدرسه عالی تکنیکیوم نفیسی پذیرفته شد.

او در روزهای منجر به پیروزی انقلاب به اتفاق دوستانش در فعالیت های زیرزمینی، نارنجک های دستی می ساخت که با استفاده از سه راهی لوله آب تولید می شد.
شب ۲۲ بهمن در میدان امام حسین (فوزیه سابق) با پرتاب نارنجک دستی، یک خودروی نظامی ارتش را مصادره کرد و سرهنگ سوار بر خودرو را به اسارت درآورد.

حسن طهرانی مقدم در سال ۱۳۵۸، در مقطع لیسانس رشته مهندسی صنایع پذیرفته و به اخذ مدرک مهندسی در این رشته موفق شد. او در ۲۱ سالگی و در ابتدای شکل گیری رسمی سپاه پاسداران، به عنوان مسئول اطلاعات منطقه ی ۳ سپاه شمال، مشغول به فعالیت شد و تا31 مهر 1359 در این سمت باقی ماند.
در زمان بروز ناآرامی ها در نقاط مرزی که مهم ترین آنها حوادث تجزیه طلبانه در کردستان بود، سپاه را در ۱۵ ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغه نظامی کرد.

سنگین ترین سلاحی که در آن دوران در اختیار سپاه بود، تعدادی خمپاره انداز و آرپی جی و تیربار بود، در حالی که در همین وضعیت، ضد انقلابیون در کردستان، حتی به توپخانه نیز مجهز بودند.
شاید آمار کل سلاح های سپاه در آن مقطع از چند هزار تفنگ ژ۳، کلت، آر پی جی و ده ها قبضه خمپاره انداز تجاوز نمی کرد. طهرانی مقدم که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود نخستین کسی که درجبهه حسن طهرانی مقدم را کشف کرد، حسن باقری بود.

آن زمان ها حسن یک جوان لاغر و ریزنقش بود که توی چند ماهی که داخل آبادان در محاصره بودند و بعدش، توی سوسنگرد و دهلاویه، فقط با خمپاره کار کرده بود.
هر چند که از قبل، کار با مین و این ها را بلد بود و می توانست برود واحد تخریب، ولی کشیده شده بود سمت ادوات و خمپاره. کمبود امکانات آن قدر او را نکته سنج و وسواسی کرده بود که به سرعت، نبض دیده بانی و خمپاره آمده بود دستش، با کمترین خطا، بهترین گرا و موفق ترین پرتاب.

اما طرحی که به عنوان یک خمپاره چی ساده روی کاغذ نوشته بود و دست حسن باقری داده بود، فراتر از این چیزها بود. پیشنهادش به پرتاب خمپاره ربطی نداشت.
حرفش این بود که یک دست صدا ندارد و پرتاب خمپاره ها باید هدفمند و با هم باشد. خمپاره ها باید فرماندهی آتش داشته باشند. در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.

حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.
سردار حسن تهرانی مقدم تا روز آخر عمر نیز به عنوان مسئول این سازمان در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیر بنایی مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود و در روز شهادتش (۲۱ آبان ۱۳۹۰) در پادگان امیرالمومنین(ع) شهرستان ملارد در حالی که برای آزمایش موشکی آماده می شد، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیع زاده، حسن غازی، غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی خواه و ...) پیوست.

 

 

بخشی از متن کتاب خط مقدم

حسن آقا بی آنکه چیزی بگوید، در را باز کرد و پیاده شد. نگاهی به گنبد کوچک و بارگاه قدیمی و محقر روبه رویش انداخت. هرچه می دید فقط و فقط عظمت و بزرگی بانوی اهل بیت بود و نه کوچکی قبه و بارگاه او در این شهر بنی امیه.
بعد از هزاروچهارصد و خرده ای سال هنوز شأن این خاندان جلیل ناشناخته مانده بود. مظلومیت از در و دیوار حرم می بارید. باقی هیئت ایرانی هم یکی یکی و با تأنی پیاده شدند. از آن مردهای شیک پوشی که در ماشین ها را باز می کردند، خبری نبود.

آ ن ها هم دیگر آن هیئت رسمی نظامی اتوکشیده ای نبودند که صبح به نظر می رسیدند. لباس عادی پوشیده بودند و پیراهن های گشادشان را روی شلوار انداخته بودند.
ولی چراغ گردان و ماشین تشریفات و نحوهٔ ورودشان کافی بود که در چشم به هم زدنی مردم اطراف زینبیه و ایرانیان زائر حرم را به دورشان بکشاند. شبیه یک تیم سیاسی شده بودند که از پشت درهای بسته مذاکرات بیرون آمده باشند و حالا بین خبرنگارانی که از سؤال کردن سیر نمی شدند، گیر افتاده بودند.
حرکتشان کند و حالشان غریب بود. از یک طرف، اولین بار بود که داشتند وارد حرم حضرت زینب می شدند و دلشان می خواست اذن دخولی بخوانند و با توجه باشند.
از طرفی هم سؤال ها و کنجکاوی های رگباری ایرانی های داخل جمعیت تمام حواسشان را درگیر می کرد.

  • شما چرا با این ماشینا اومدین؟
  • دیپلماتین؟
  • سوریه می خواد کمکمون کنه؟
  • تو رو خدا به همه بگین که این عراق چی داره به روز بچه های ما می یاره.
  • بچه های ما می رن جبهه لت و پار می شن اون وقت یه عده مسئول ساختمون نشین با پول ما میان خارج و ماشینای گرون سوار می شن؟
  • نه آقا! کار ما با این اسراف ها درست نمی شه!

 

دانلود و خرید کتاب وقتی مهتاب گم شد (pdf، صوتی و چاپی)

در فروشگاه اینترنتی فراکتاب امکان دانلود کتاب pdf وقتی مهتاب گم شد، دانلود کتاب صوتی وقتی مهتاب گم شد و خرید کتاب چاپی وقتی مهتاب گم شد فراهم شده است و شما می توانید این اثر را در قالب هرکدام از این 3 حالت تهیه کنید.

مشخصات کتاب
صفحات کتاب :
527
کنگره :
‏‫DSR1668‭‬‭‬ ‭/ط86‏‫‭‏‫‬‮‭غ67 1397
دیویی :
955/0845092
کتابشناسی ملی :
5531144
شابک :
978-600-8857-81-5
سال نشر :
1397
نظرات درباره کتاب خط مقدم
98937****5229

سلام و درود بر قهرمانان حقیقی انقلاب اسلامی ایران، شهدا.
خصوصا شهید حاج حسن طهرانی مقدم. هرکسی که کتاب و میخونه به نظرم حس میکنه در تمام لحظات و رشادت هایی که رخ دادند تا به اینجا و این شرایطی که الان هستیم و رسیدیم، سهیم و شریک هست. وقتی اولین موشک جمهوری اسلامی ایران با موفقیت پرتاب شد. واقعا حس کردم دقیقا کنار شهید طهرانی مقدم ایستادم.
بسیار لذت بخش و دوست داشتنی......
دستمریزاد به نویسنده توانمند کتاب و محققین ی که برای نوشته شدن این کتاب زحمت کشیدند.

1401-8-23 15:03:22

پاسخ
سید علی بیژنی رستگار

بسیار عالی، با خوندن این کتاب متوجه میشی؛ شهدا برای حفظ امنیت مردم، آرامش مردم و همچنین رسیدن به توانایی بالای موشکی چقدر زحمت و رنج کشیدن . آشنایی با شخصیت ی که برای خیلی از ماها چنتا عکس و نوشته فقط دیدیم ازشون خیلی جذاب و دوست داشتنی هست. بوسه بر پیشانی و دستان شهید طهرانی مقدم.

1401-8-23 13:41:09

پاسخ
98998****5449

سلام خدا بر شهید طهرانی مقدم. قلم روان نویسنده، مرور وقایع تاریخی رو جذاب و خواندنی تر کرده است.اصلا از خواندنش احساس خستگی نمی کنی. و در آخر احساس غرور و افتخاری رو تجربه خواهی کرد که فراموش شدنی نیست.

1401-8-22 15:57:16

پاسخ