کتاب دو روایت جامانده از باد

دو نمایشنامه مثل هم

3 از 1 نظر

کتاب الکترونیکی

حجم دانلود: 616.5 کیلو بایت
صفحات کتاب : 168

خلاصه کتاب دو روایت جامانده از باد

چه کنم؟ [پریشان بر چشم هایش می کوبد.] این چشم ها رو چه کار کنم؟ [بغض آلود بر چشم هایش می کوبد.] این چشم های باز رو چه کنم که از من فرمون نمی گیرن...
گفتم به خدا گفتم بسته شین...
کور شین! تاریک شین! هیچ جای روشن دنیا رو نبینین! چه کنم...
از من فرمون نگرفتن و سیاهی بختمو دیدن، شبح مرگو دیدن، سایه ی رسوایی سامر رو دیدن [شکسته] پسرمو دیدن [عصبی جنون زده] علی مو...
وارث خنجر عشیره امو دیدن که به دست صباح دستبند می زد [رو به آسمان] خدا...
کورم کن...
نابودم کن! [لرزان سوی نهله می چرخد. دو انگشت اشاره را سوی او می گیرد. ملتمسانه] بیا عمّی...
بیا دخترم. با اون انگشتای بلندت چشم هامو از تو کاسه دربیار و تو هور بنداز [نهله پس می رود] بیا... بیا یوبا... بیا پدر... بیا!...

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 168

کنگره : PIR7929‭ /ر86‭‏‫‬‭د9 1387

دیویی : ‏‫‭8‮فا‬2/62

کتابشناسی ملی : 1088146

شابک : 9789642837427

سال نشر : 1387

نظرات