کتاب مادربزرگ جان فراموش کار، پدربزرگ جان فراموشکار

3 از 1 نظر

کتاب‌الکترونیکی

حجم دانلود: 3.2 مگا بایت
صفحات کتاب : 32

خلاصه کتاب مادربزرگ جان فراموش کار، پدربزرگ جان فراموشکار

همه فکر می کنند چون زراّفه ها صدایشان درنمی آید، با هم حرف نمی زنند؛ اماّ مامان ها
و ب اباها، عموها, خاله ها, دایی ها و خلاصه همه ی گلهّ ی زراّفه ها با نگاه نگاه و اشاره، گاهی با چشم و ابرو و گاهی هم با چند کلمه ی کوچولو، با هم حرف می زنند.

مادربزرگ جان و پدربزرگ جان پنج وجبی، خیلی خیلی پنج وجبی را دوست داشتند: پنج وجبی هم خیلی دوست داشت گاه گاهی برود پیش آن ها مهمانی. پنج وجبی، آن ها را بیش تر و بیش تر از همه دوست داشت؛ اماّ فقط یک مشکل وجود داشت:
مادربزرگ جان و پدربزرگ جان، فراموش کار بودند. فراموش می کردند چی پرسیدند و چی نپرسیدند؛ چه کار کردند و چه کار نکردند. هر وقت پنج وجبی می رفت پیش آن ها بلندترین جمله ای که می پرسیدند، این بود:
« پنج وجبی، شیر خورده ای؟ » پنج وجبی، تند و تند سرش را تکان می داد و با خوش حالی می گفت: «اوووهوم... »
اماّ یک کم که می گذشت، باز همان سؤال را می کردند.

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

مجموعه اثر : روزهایی که پنج وجبی یک زرافه کوچولوی کوچولو بود

صفحات کتاب : 32

دیویی : دا‬590‭پ423م 1392‬

کتابشناسی ملی : 3335245

شابک : 978-600-175-632-0

سال نشر : 1392

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

نظرات