× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
1 / 3

خاطرات خصوصی آنا

نوع اثر : کتاب

ناشر : نسل نواندیش

نویسنده :

ویراستار : معصومه امیرخانی

صفحات کتاب : 343

کنگره : PIR8134‭‬ ‭/ف3456‏‫‭خ2 1393

دیویی : 8‮فا‬3/62

کتابشناسی ملی : 3620568

شابک : 978-964-236-614-9‬

سال نشر : 1393

خلاصه اثر

کتاب خاطرات خصوصی آنا نوشته مهرنوش صفایی، به عقیده ی تعداد بسیاری از منتقدین، به دلیل سبک خاص نگارشی، نوع شخصیت پردازی، موضوع داستان و لطافت قلم، یکی از شاهکارهای ادبیات ایران در سال های اخیر در نوع خود کم نظیر و در بین ادبیات عامه پسند ایران بی نظیر است.

کتاب خاطرات خصوصی آنا (Memorabilia personal Ana) با موضوعی در نوع خود کم نظیر براساس زندگی حقیقی دختر جوانی به نام آنا و براساس سبک نگارشی «دانای کل نامحدود» با نثری بسیار ساده و عوامانه نگاشته شده است که با جملات تامل برانگیز و پر محتوا خواننده را مجذوب و شگفت زده خواهد کرد.

به گفته نویسنده زندگی خصوصی آنا هنوز هم برایش در هاله ای از ابهام است و قفل های زیادی وجود دارند که هرگز نشد بازشان کند. این به آن دلیل است که راوی این ماجرا برای نویسنده، شخص ملیحه است و هرگز، هیچ کدام از شخصیت های دیگر داستان تمایلی به همکاری در این مورد نداشتند که این خود مهرنوش صفایی را نه یک سر وگردن، که بسیار فراتر از آن، از دیگر نویسندگان عامه پسند بالا کشیده است.

مهرنوش صفایی، پس از تالیف یازده کتاب همچنان هیچ سبک نگارشی را در آثار خود تکرار نکرده است. که این خود به نوعی شاهکار یک نویسنده محسوب می شود و نه فقط در ایران که در عالم ادبیات، نوعی توانمندی کم نظیر است.

در بخشی از متن کتاب خاطرات خصوصی آنا می خوانیم:

ملیحه اما در جوابش قاطع بود. قاطع بود که کوکب مثل خودش نشود. قاطع بود که کوکب درس بخواند تا اگر گیر شوهر بد افتاد لااقل سهمش از همه ی کارهای دنیا، کلفتی نباشد. قاطع بود که برای کوکب (خواهرش) زندگی بهتری دست و پا کند. برای همین با لحنی که تقریباً تند به نظر می رسید، رو به مرضیه خانوم گفت: «نه… حتی اگه نتونستیم کارها رو تموم کنیم هم ننه رو می بریم اما کوکب نه… کوکب باید درس بخونه… خودش همین طوری به اندازه ی کافی، تنبل و از زیرکار در رو هست، وای به اینکه براش سور و سات درس نخوندن هم جور بشه.»

ننه جوابی نداد اما مرضیه خانوم از لای در بزرگ آهنی کنار رفت و زیرلبی گفت: «باشه. من پس فردا می آم سراغت… جایی نری ها …».

ملیحه سر تکان داد… مرضیه خانوم دوباره گفت: «راستی، یه وقت مریم رو نیاری ها. اون جا اصلاً جای بچه نیست… هم جلوی دست وپامون رو می گیره، هم صدای شهین خانوم درمی آد.»

ملیحه با غصه گفت: «نه… خیالت راحت باشه. می زارمش همین جا پیش ننه…» و به قدم های مرضیه خانوم که به سرعت از او دور می شد خیره ماند.

کتاب الکترونیکی

9,900 تومان

حجم : 1.2 مگا بایت

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

افزودن به سبد خرید

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 290

موضوعات

فهرست

بخش اول
فصل 1
فصل 2
فصل 3
فصل 4
فصل 5
فصل 6
فصل 7
فصل 8
فصل 9
فصل 10
فصل 11
فصل 12
فصل 13
فصل 14
فصل 15
فصل 16
فصل 16
فصل 17
فصل 18
فصل 19
فصل 20
فصل 21
فصل 22
فصل 23
فصل 24
فصل 25
فصل 26
فصل 27
فصل 28
فصل 29
فصل 30
فصل 31
فصل 32
بخش دوم
فصل 33
فصل 34
فصل 35
فصل 36
فصل 37
فصل 38
فصل 39
فصل 40
فصل 41
فصل 42
فصل 43
فصل 44
بخش سوم
فصل 45
فصل 46
فصل 47
فصل 48
فصل 49
فصل 50
فصل 51
فصل 52
فصل آخر
سخن نویسنده درباره ی حقایق پشت پرده ی این کتاب

محصولات مشابه

بیشتر

نظرات