× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
1 / 3

روز سوم

برگ های از زندگی نامه شهید حاج محمود(عبدالله) نوریان

نوع اثر : کتاب

ناشر : فاتحان

نویسنده :

صفحات کتاب : 200

کنگره : DSR1626‭‬ ‭/ن958‏‫‬‭م3 1389

دیویی : 955/0843092

کتابشناسی ملی : 2259570

شابک : 978-600-6033-30-3

سال نشر : 1389

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

دریافت این اثر

کتاب الکترونیکی 4,000 تومان

خرید نسخه چاپی

خلاصه اثر

کتاب حاضر اثری از مصطفی محمدی می باشد که توسط انتشارات فاتحان منتشر شده است.
روز سوّم، روایتی است از اقامت بیست وچهارساله فرمانده عارف و دلاور گردان تخریب و یگان مهندسی رزمی لشکر 10سیدالشهدا علیه السلام تهران، در عرصه خاک: شهید حاج محمود (عبدالله) نوریان، متولد آذرماه 1340محله رستم آباد شمیران که در نبرد والفجر8 (فاو) از ناحیه سر مجروح شد و پس از سه روز بسر بردن در حالت اغماء و بی هوشی، عصر روز دوشنبه چهارم اسفندماه سال 1364 در بیمارستان اهواز به شهادت رسید.

او یکی از مردان خداجوی بود. البته در این اثر، تنها صحبت از شهید نوریان در میان نیست؛ بلکه سخن برادران رزمنده ای در میان است که ضمن انجام تکلیف شاق جنگ، به پرورش روح و خودسازی می پرداختند و صدالبته پیش قراولان آنان، یکی چون شهید حاج عبدالله نوریان بوده است؛ عارف و مجاهدی که گاه چنان در شناخت خویشتن و عرفان غرق می شد که گویی در معرکه و فضای جنگ نیست و گاه چنان دلیرانه و بی باک درگیر با دشمن بود که گویا به هر چیزی می اندیشد به جز مرگ! و به راستی مصداق کلام مولا امیرالمؤمنین علیه السلام که می فرماید: «لایبشرون بالاحیاء و لایعزّون عن الموتی.»

در بخشی از این کتاب می خوانیم :
" تانک ها جلو می آمدند که من دیدم یک تانک در فاصله سی چهل متری من است و دارد نزدیک و نزدیک تر می آید. هر چه داد زدم، بچه ها نشنیدند. انگاری کسی توی آن گیر و دار، متوجه من و تانک نشد. اگر از پهلو می آمد، بیش تر بچه ها را شهید می کرد. خودم را آماده مرگ کردم: دو سه تا نارنجک برداشتم و شهادتین را زیر لب خواندم و به طرف تانک خیز برداشتم.

ناگهان از سمتی دیگر، متوجه شدم که تانک های دشمن دارند فرار می کنند! باور کنید که اگر آن موقع این مزدورها را می گرفتی و ازشان می پرسیدی که برای چه دارید فرار می کنید؟ خودشان هم نمی دانستند چرا؟!"

کتاب الکترونیکی

4,000 تومان

حجم : 920.6 کیلو بایت

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

افزودن به سبد خرید

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 393

موضوعات

فهرست

پیش درآمدی بر چاپی دیگر:
پیش متن:
روز نخست؛ تشنه در گودال
همه را خواب دیدم
دوران نوجوانی
در جلسات قرآن
هیأت عزاداری نوجوانان
هدف مندی
کار برای خدا
هجـرت
بگذارید من هم با شما بیاییم
حکومت نظامی
عشق به امام خمینی(س)
مثل بقیه
پاهایش را از چشمم مخفی می کرد
پنجاه و هشتی
فهم و بینش
دانشگاه و جبهه
فتح بزرگ به روایت حاج محمود (عبدالله)
طلب حلالیت
خیر دنیا و آخرت
روز دوّم؛ در انتظار فرجام
سجّاده
شما ما را روسپید کردید
راز سر به مهر
غار بسته
اولین اشتباه، آخرین اشتباه
خدا را در همه جا و هر کاری می دید
اعتکاف توی جبهه
خودش همه چیز را درست می کند
باید بزنی زیر گوشم
احترام به یکدیگر
دلتنگی
قول به خدا
آرزوی شهادت
عادت به صرفه جویی
ترحّم
به خاطر حاج عبدالله
بخشش خداوند
استجابت
صلوات
قل هو الله
چوب قیامت
بگیر و حلال کن
سال هاست شهید شده
انتخاب
مرا خاموش نکنید
حسّاسیت روی اسراف
بااستقامت
تا انقلاب مهدی(عج)
بسم الله گفتی؟
تاب دوری ندارم
صفای دل مردم دزفول
حافظان قرآن
به برکت مرحوم پدربزرگ
لبخند روی لب های خسته
بهترین شیوه تذکر
سربازان مملکت
اذان که گریه ندارد!
ارتباط محمود با آسید محمّد
بید مجنون و عامل اعتقادی در جنگ
بگو بسم الله و...
ترکِ حاجی
گزارش یک تحقیق
شهید از زبان شهید
طلبه مراغه ای
جنگ و مدیریت آموزشی
مثل یک پدر دلسوز
نفر اوّل
از من چیزی جز دعا و نماز درخواست نکن
مسوولیت مضاعف
آقایی با لباس سفید
گزارش یک سفر معنوی
آن یک نفر
خیر است ان شاءالله
جابه جا کردن سنگ ها
برایم یک انگشتر عقیق زرد بخر
سه خواسته و سه قول
امروز را به خاطر بسپار
ریاضت
مرشد!
شاید این بار برنگردم
آخرین دیدار
خدا می خواهد در این موقعیت حساس ما را امتحان کند
زیر پیراهن سلطان
یک رویا
عبدالله
وضو بگیرید و بیایید
کار خیر بدون ردّ
شاگردان شهادت
راضی به رضای خدا
باور کنید وقت نیست
آخرین صبحگاه و باز هم توصیه برای توجه به نماز
برادران هم محلی ام!
نقطه اتصال دو خاکریز
اطمینان و غم
وصیت نامه حاج محمود
دیگر مثل عبدالله پیدا نمی شود
فقط یک بار گفت "تو"!
روز سوّم؛ روزی که عبدالله، محمود شد
حتماً می آیم
خوشا به حالت ای شهید!
از دیروز تا امروز و فردا
پاورقی ضمیمه
نام و یادی از 142شهید گردان تخریب

محصولات مشابه

بیشتر

نظرات