× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
1 / 3

خاطره در خاطره

نوع اثر : کتاب

ناشر : صریر

نویسنده :

صفحات کتاب : 152

کنگره : DSR1625‏‏‫‭/و2خ2 1397

دیویی : ‏‫‭955/08430922

کتابشناسی ملی : 5244764

شابک : 978-600-331-478-8

سال نشر : 1397

خلاصه اثر

خاطره در خاطره، اثری است که نگاهی به زندگی نه تن از شهدای روستای عموقین در استان آذربایجان شرقی می اندازد و سیر تحولاتی که در آنان شکل گرفت تا آن ها را به مسیر شهادت کشاند، بازمی گوید. احمد واثق مصاحبه های این کتاب را انجام داده و صغری جوادی کار نوشتن را بر عهده داشته است. نشر صریر این کتاب را منتشر کرده است.
درباره ی کتاب خاطره در خاطره

اگر به تاریخ جنگ ایران و عراق نگاهی بیندازیم، شاید مهم ترین نکته ای که نظرمان را جلب کند همین حضور بی باک و پرشور جوانان در جبه ها است. افرادی که با گذشتن از خانواده، جان و مال، با خلوصی بی انتها برای دفاع از میهن کشورشان در مسیری قدم گذاشتند که پایانش نامعلوم بود. شهادت، جانبازی یا ایثارگری هر کدام در نظرشان جلوه ی خاصی داشت و برای رسیدن به شهادت چیزی را مانع راه خودشان نمی دیدند. اما چطور شد که مردمانی به این درجه از ایمان و اطمینان رسیدند؟ چگونه حاضر شدند تا همه چیز را فدای کشورشان کنند؟

کتاب خاطره در خاطره از بازنویسی مصاحبه هایی شکل گرفته است که به زندگی پژوهشی شهدای روستای عموقین می پردازد. خاطره در خاطره، مانند دفتری باز از زندگی این شهدا می گوید و سیر تحول و تکامل فکری شان را مشخص می کند.

جملاتی از کتاب خاطره در خاطره

زمانی که احداث مدرسه در روستای عموقین مطرح شد تمام خانواده های احمدی و در راس آنها آقاکریم که نقش مهمی در ترویج و تبلیغ مسائل تربیتی و فرهنگی و توسعه و آبادانی روستا داشتند برای راه اندازی دبستان «قائم مقام» عموقین و تهیه مسکن و مایحتاج معلمان روستا پیشگام شدند.

آقاکریم با به دوش کشیدن امور زندگی، دو پسر و سه دخترش را به کار در مزرعه و چرا بردن گاو و گوسفند وادار نمی کرد تا آن ها، تمام هم و غمّ شان را روی یادگیری قرآن و علم و دانش متمرکز کنند. همچنین از هر وسیله و فرصتی برای علاقه مند کردن آنان برای تحصیل استفاده می کرد.

خانواده مؤمن و مذهبی آقاکریم بویژه دخترانش، در آغازین روزهای سال ۱۳۴۳ باز هم چشم انتظار به دنیا آمدن ششمین خواهر یا برادر خود بودند. این انتظار در سومین روز اردیبهشت به پایان رسید و صدای نوزاد در خانه پیچید. پدر بعد از قرائت اذان و اقامه در گوش نوزاد که چهره اش مثل برف، سفید و مثل خورشید، نورانی بود نامش را شمس الدین گذاشت.

مادر او را در آغوش می گرفت و از شیره جان سیرابش می کرد و در زمان تهیه سوخت زمستانی تپالا که از ضروریات زندگی روستایی برای پختن نان و غذا بود شمس الدین را با چادر به پشت می بست...

کتاب‌الکترونیکی

4,100 تومان

حجم : 4.4 مگا بایت

توجه: این کتاب فقط در تلفن های همراه هوشمند و تلبت های مجهز به سیستم عامل اندروید و از طریق نرم افزارهای پخش کننده فراکتاب قابل مطالعه می باشد.

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 152

موضوعات

فهرست

پیشگفتار
مقدمه
عموقین
شهدای روستای عموقین
شهید نورالدین احمدی عموقین
شهید برات پارسا عموقین
شهید نادر پارسا عموقین
شهید حسن صادقی عموقین
شهید حسین عبادزاده عموقین
شهید نادر علیپور عموقین
شهید جهان نجفی عموقین

محصولات مشابه

بیشتر

نظرات