کتاب ناقوس ها به صدا در می آیند

3 از 1 نظر

کتاب چاپی

صفحات کتاب : 135

خلاصه کتاب ناقوس ها به صدا در می آیند


معرفی کتاب ناقوس ها به صدا در می آیند

کتاب صوتی ناقوس ها به صدا در می آیند نوشته ابراهیم حسن بیگی، رمانی درباره امام علی علیه السلام است که با گویندگی مهیار ستاری، توسط مجموعه کتاب صوتی قناری تولیدشده است.

 درباره کتاب صوتی ناقوس ها به صدا در می آیند

این رمان از کلیسایی آغاز می شود که مردی تاجیک برای فروش کتابی که پیدا کرده، به نزد کشیش کلیسا می رود. این کشیش عاشق کتاب های خطی و قدیمی است. با دیدن این کتاب به ارزش تاریخی آن پی می برد؛ اما پس از خواندن کتاب به ارزش حقیقی کتاب یعنی همان شخصیت حضرت امیر المومنین علیه السلام می رسد و با ایشان آشنا می گردد.

در این کتاب داستان دلدادگی این کشیش مسیحی را که در مسکو زندگی می کند، می شنوید.

 بخشی از کتاب صوتی ناقوس ها به صدا در می آیند 

کشیش روی صندلی لهستانی نشست و گفت: « از سر و وضع این خانه پیداست که تنها زندگی می کنی. هرچند اگر زنی هم داشتی, حاضر نبود با تو در اینجا زندگی کند! »

جرج خندید و گفت: « آفرین پدر درست زدی به خال! چون زنم ماه هاست که ترکم کرده رفته خانه اقوامش. می گفت: « کتاب ها هووی او هستند; بنابراین مرا با همسرانم در این حرمسرا تنها گذاشت و رفت. »

بعد انگشت دست هایش را در هم گره زد و گفت: « از این حرف ها بگذریم. . . چند روز پیش که از مسکو زنگ زدی و گفتی یک کتاب قدیمی پیدا کرده ای کنجکاو بودم آن را ببینم. به خصوص که گفتی موضوعش درباره علی است. 

حالا حرف بزن که از چای و پذیرایی هم خبری نیست. »کشیش چشم از کتاب ها برداشت و گفت: من اگر در بیروت کلیسایی داشتم, چند نفر از مومنان را می فرستادم به منزلت تا برای رضای خدا, دستی به سر و گوش همسرانت بکشند و تعداد زیادی از آن ها را دور بریزند. »

جورج گفت: « حضرت ایوانف , همان امام علی که تو برای صحبت درباره اش پیش من آمده ای در سخنانی به ما می گوید: چون نشانه های نعمت پروردگار آشکار شد, ناسپاس ها را از خود دور سازید, این کتاب ها نعمت های پروردگارند پدر. »

کشیش گفت: « چه جمله زیبایی بود این کلام علی. . . و چه قدر هم شبیه یکی از جملات عیسی مسیح است. »

جرج گفت: « کلام همه پیامبران و عدالت خواهان جهان شبیه کلام امام علی است. برای همین است که نام کتابم را گذاشته ام: امام علی صدای عدالت انسان. »

کشیش گفت: « برای همین امروز پیش تو هستم, تا درباره علی بیشتر بدانم. »

جرج گفت: « برای شناخت علی باید به وجدان خودت مراجعه کنی پدر و تعصب مسیحیت را از خود دور کنی. علی را با هیچ کس قیاس نکنی جز با خودش. »کشیش به چشم های جرج خیره شد و پرسید: « اول به من بگویید چگونه با علی آشنا شده اید و چه شد که درباره او کتاب ها نوشتید؟ در حالیکه شما یک مسیحی هستید؟»

 

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 135

کنگره : ‏‫‬‭PIR8022

دیویی : ‏‫‬‭PIR8022‏‫‭8‮فا‬3/62

کتابشناسی ملی : 4841847

شابک : ‫‭978-600-98199-1-1‬‬

سال نشر : 1396

نظرات