کتاب رد پای نور (جلد دوم)

ازدواج؛مشکلات و راهکارها

3 از 1 نظر

کتاب چاپی

صفحات کتاب : 342

خلاصه کتاب رد پای نور (جلد دوم)

معرفی کتاب رد پای نور (جلد دوم)

هر بار که او را می دید می پرسید: تو ازدواج نکردی، هنوز عذبی؟ جوان که از سؤا ل های سمج ایشان کلافه شده بود برای رهایی از ادامه این بحث گفت: حاج آقا آخه شما چه اصراری به ازدواج من دارید؟ من طلبه هستم، این همه راه از شهر خودم نکوبیدم بیام قم، وزر و وبال خودم رو زیاد کنم. من اومدم قم درس بخونم، پس اولویت با تحصیل علمه و هر چیزی که مانع این امر باشه مردوده.درس

خوندن بدون این وزر و وبال ها هم سنگینه، چه برسه به اینکه بخوام مشکلات خودم رو زیادتر از اینی که هست هم بکنم.

حاج آقا در جوابش گفت: صغری کبرات خوبه ولی نتیجه ات نه! اگه من الآن دست تو رو بگیرم و نگذارم سر درس بری تو چه کار می کنی؟

تو باید اول دست خودت رو رها کنی تا بتونی سر درس حاضر بشی! اگر شما موانعی مثل غریزه

ها، هیجانات، اسارت ها و...رو برطرف نکرده باشی، تو هم بخواهی دنبال علم باشی، اونا مانع اند! غریزه ونیاز جنسی، این همه قیافه های بزک کرده توی کوچه و خیابو نها که تا فیها خالدون خیال من رو تسخیر و فکر من رو به زنجیر می کشن، چه جوری به مغز من اجازه تفکر و مطالعه می دن؟! تو میدونی اگر از این غل و زنجیر شهوت آزاد نشی،علم برای تو مثل شیری میمونه که توی ظرف و کاسه ی فاسد و مسموم ریخته باشی؟ وقتی درون تو، وقتی ظرف وجودی تو از این زنجیرها آزاد نشده باشه، برفرض درس هم بخونی برای خدا نیست، برای انجام وظیفه نیست، شمشیر دودمی میشه که از هر طرف فرود بیاد منجر به هلاکتت می شه؛ آخه بعد از این که آقا عالم شد حتما میخواد به فلان مدرسه دخترانه یا دانشگاه هم برای تدریس راه پیدا کنه و اون جاست که نمایش ها شروع می شه! من که هنوز در بند شهوت و اسیر قیافه های آن چنانی هستم چه جوری می تونم توی این فضا برای خدا

کار کنم؟! چه جور می تونم خودم را، علمم را، بزرگیم را در چشم ها نیارم و اون ها رواسیر خودم نکنم؟ و این علم یعنی شیری که توی ظرف فاسد ریخته شده.

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

مجموعه اثر : رد پای نور

صفحات کتاب : 342

کنگره : BP55/3‭‬ ‭/ص7‏‫‬‭ھ23 1395

دیویی : 297/998‬

کتابشناسی ملی : 4512085

شابک : 978-600-8200-08-6

سال نشر : 1395

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

نظرات