1 / 3

فرماندهان ورود ممنوع

100 روایت ناب از 30 سردار تخریبچی

موضوعات


خرید نسخه چاپی: bookroom.ir

دانلود کتاب فرماندهان ورود ممنوع

نوع محصول: کتاب‌الکترونیکی
حجم دانلود: 34.3 مگا بایت
صفحات کتاب : 317
10,000 تومان
افزودن به سبد خرید

خلاصه اثر

مقدمه ی سردار شهید قاسم سلیمانی بر کتاب فرماندهان ورود ممنوع:

این کتاب رایحه ای است از بوستان معطر مردان مردی که بارها بر مسیر به انحراف رفته ی بشریت، طریق جدیدی گشودند و خطی سرخ و ماندگار را برای گم نشدن ها و نیفتادن در انحراف ها، نشان گذاری کردند. این کتاب که با همت مردان لمس کننده ی آن بوستان و استشمام کننده ی آن رایحه ها به تحریر درآمده است، ذره نوشته ای است از حقیقت آن دنیای نادیده در نیمه های تاریک شب. آفریده ای که ملائکه الله با دیدن عظمتش سر بر سجده ی خاک نهادند و فریاد تبارک الله احسن الخالقین سردادند.

سرگذشت مردان پاره پاره و تکه های بر زمین فرش شده برای عبور جندالله در حمایت از حزب الله. غنچه های آویزان بربلندای سیم خاردارها. سرگذشت بی دست و پاها. سرگذشت چشم های برخاک افتاده.

کلمه ی تخریب، شاید برای آنچه می بایست در وصف آن جوانان و مردان با عظمت نقل کرد، عبارت جامعی نباشد. وقت نوبت به توصیف این مجموعه ی استشهادی فداکار می رسد، فکر و قلم از یافتن کلمه ای که قادر به ترسیم آن حقیقت باشد، عاجز می ماند واژه ی تخریب و نام بچه های تخریب برای آشنایان جنگ، ترسیمی است از نیمه های تاریک شب. انسان های شلاق زده بر ترس و دلهره. لب هایی که در زیر نور کم فروغ ماه، در درون هزاران تله ی مرگ، مشغول ذکر خداست. دست و پاهایی که برای بر زمین افتادن، بی تابی می کنند. چشمان زیبایی که با دقت می نگرند و می جویند و برای حفظ دیدگان دیگری بر زمین می افتند.

همه ی این ها حوادث بی فریادی است که صدای آه آن را هم، دشمن در چند قدمی نمی شنود. معبری که با سرخی خون، ترسیم عبور می کند وبا ابدان بر زمین افتاده، نشان گذاری می شود تخریب یعنی نافله های پشت تله های مرگ. سجده های شکر پس از بازگشت ؛ نه برای زنده ماندن، بلکه برای توفیق حیات بخشیدن. تخریب یعنی ختم داوطلبانه ی زندگی خود برای حیات دیگران. تخریب یعنی قرائت کمیل و عاشورا که با جان خوانده می شد و کمتر عارفی چنین حضور حقیقی را به خود دیده است تخریب قدم زدن در نزدیک ترین سرزمین خدا مردانی که علی و فاطمه علیه السلام و اولاد مطهرشان به دیدنشان آمدند. سرهای بر زانو گرفته ی ائمه. تخریب یعنی خنده ِ کشته شده بر لبان فتح شده ی مردی در انتهای معبر. مردان خفته بر طریق مرگ، برای عبور بهشتیان به صراط نور.

چه بگویم؟! قلم از ترسیم، عاجز. زبان از بیان، قاصر و قلب از یاد آن، غیر طاهر.

تخریب یعنی جعفرزاده، اقبالی، طالبی، انجم شعاع، باقری، حسینی، اخلاصی و. . .

یادگارانی که نام شان قلبم را می فشارد و یادشان ذکر روزانه ام است اسماء حسنایی که خداوند به خلقت شان مباهات می کند. آفرین و رحمت خداوند بر قلم و قدمی که آن ها را نه برای خود آن ها، بلکه برای این نسل تشنه بشناساند و بنمایاند.

قاسم سلیمانی


کتاب فرماندهان ورود ممنوع در نوع خود گونه ای جدید در ادبیات دفاع مقدس محسوب می شود. این کتاب اگرچه در زمره کتاب های مستندنگاری قرار می گیرد اما ویژگی هایی دارد که برای اولین بار در یک کتاب شاهد آن هستیم.

یکی از این ویژگی ها این است که برای اولین بار در یک کتاب شاهد جمعی از پیشکسوتان یک رسته نظامی از دوران دفاع مقدس هستیم و آن ها که در این حوزه دستی بر آتش دارند می دانند که گردهم آوردن 30 پیشکسوت نظامی در یک مجموعه کار بسیار دشواری است. این عزیزان هر کدام به اندازه یک کتاب مفصل خاطرات شنیدنی دارند اما در این کتاب سعی شده گلچینی از ناب ترین خاطرات هر یک گردهم جمع شود و از این زاویه ادعا داریم که تمام خاطرات این کتاب ناب و خواندنی است.

کتاب فرماندهان ورود ممنوع به واسطه همین خاطرات دستچین شده می تواند بانک سوژه ای ارزشمند برای هنرمندان و نویسندگان دفاع مقدس باشد. همه این عزیزان از رسته تخریب در دوران دفاع مقدس بوده اند و همه شان از بنیانگذاران تخریب محسوب می شوند. در عین حال همه این عزیزان در قید حیات هستند و به عنوان شهیدان زنده مخاطبان امکان دسترسی به آن ها را دارند و این بزرگواران از امروز، دیروز خود را روایت کرده اند.

از بعد جغرافیایی و از نظر زمانی روایت های این کتاب تنوع قابل توجهی دارد چرا که هر یک از این عزیزان از یک استان در دفاع مقدس حضور داشته اند و در عین حال روایت های آنان از تعقیب و گریزهای ساواک در سال های پیش از انقلاب تا فعالیت های مرتبط با تحصن و مین زدایی در سال های پس از جنگ را شامل می شود. از این نظر کتاب تنوع ویژه ای در روایت ها دارد.

محتوای کتاب فرماندهان ورود ممنوع در سال های 91 تا 92 گردآوری شد و در این مقطع یک تیم مصاحبه گر حرفه ای هر هفته به جمع این عزیزان می رفتند و در مواردی با سفر به استان های دیگر اقدام به گردآوری خاطرات آن ها کردند. از میان این حجم خاطرات ناب ترین ها انتخاب و در این کتاب گردآوری شد.


در ادبیات جنگ میدان مین را سرزمین «ورود ممنوع» می گویند و این 30 راوی در واقع فرماندهان این سرزمین هستند.

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 317

کنگره : ‏‫‮‭DSR1625

دیویی : ‏‫‬‮‭955/08430922

کتابشناسی ملی : 6098607

شابک : ‏‫‭978-600-7365-49-6‬‬

سال نشر : 1399

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

فهرست

روایت برادر محسن
روایت حاج قاسم
مقدمه کتاب به قلم سردار ربّانی؛ شهید حاج قاسم سلیمانی
روایت رفقای حاج قاسم
روایت شهید حمیدرضا جعفرزاده
روایت شهید امیدعلی خالصی
روایت شهیدان امیدعلی خالصی و جعفرزاده
روایت شهید سید جواد حسینی
روایت شهیدان سید جواد حسینی و حمیدرضا جعفرزاده
روایت شهید مرتضی اقبالی
روایت شهید عنایتالله طالبیزاده
روایت شهید محمود انجمشعاع
روایت نویسنده
جعفر جهروتی زاده
روایت ناپدید شدن دو برادر با انفجار یک ماشین مهمات
روایت مجروحی که بدون بلیت وارد هواپیما شد
روایت لاتی که آمرزیده شد
روایت پلی که کمر عراق را شکست
مرتضی حاجباقری
روایت رانندهای که عرفانش زیر موهایش مخفی بود
روایت بخشداری که چهاردهساله بود
روایت ورود قاچاقی یک پیرزن به خط مقدم
علی ولیزاده
روایت یک ماشین پر از پول در وسط معرکهی کردستان
روایت مقاومت نفسگیر در پاوه، همراه شهید چمران
روایت روشن کردن فتیله ی بمب و گیر افتادن
سید مقداد حاج قاسمی
روایت یک مرد بهنام خدامراد
روایت سدی که نتوانست سد تقوای امام خمینی را بشکند
عبدمحمد علیپور
روایت طرح شهید چمران
روایت تعقیب یک رزمنده توسط هلیکوپترهای عراقی
روایت رزمندهای که چمران را یاد عیسی مسیح میانداخت
روایت اژدری که عراقیها را فراری داد
علیرضا زاکانی
روایت فرماندهی که زبان طبیعت را میدانست
روایت رزمندهای که خدا را میدید
روایت برخورد فرمانده با شیطنت رزمنده
روایت دست به یقه شدن دژبان با فرمانده
روایت خانقاه فرمانده در بازیدراز
احمد مؤمنی راد
روایت رزمندهای که مین را جراحی کرد
روایت تلفن های معنادار عاصمی
روایت ترس یه کتی ها از نترسیدن بسیجی ها
محمدرضا رمضانپور
روایت غلتیدن رزمنده تا ته دره
روایت روحی که جسمش را دید
روایت رزمندهای که مینکوب ساخت
روایت اختفای صورت از مادر تا لحظه ی شهادت
سید سعید موسوی
روایت بنیانگذار تخریب
روایت آزمایشگاهِ موشک
روایت یک تخریبچی بین المللی
حسین دلیر
روایت اصابت تیر غیب به هواپیمای دشمن
روایت شرط یک پاسدار برای ازدواج
روایت رزم در کنار سردار فضلی
روایت ناپدید شدن رزمنده در میدان مین دشمن
سید جلال روغنی
روایت رزمندهای که برای اعزام، کل رساله را حفظ کرد
روایت فراری دادن اتوکشیدهها از جبهه
روایت اهدای چشمها، دستها و پاها
حمید نادری
روایت پایهگذاری تخریب غرب
روایت یک عملیات لو رفته
روایت فرار از دست دشمن در رملها
محمدحسین امیراحمدی
روایت رزمندهای که به مظلومیت خود گریست
روایت رزمندگانی که در میدان مین غافلگیر شدند
مجید ثابتی
روایت خون و خطر در درهی شیلر
روایت اقتدای دستواره و کریمی به حاج همت
روایت بچه یتیمی که در دل پیرمردی انقلاب ایجاد کرد
روایت بمبی خاموش که هفده نفر را خاموش کرد
احمد ودایع خیری
روایت دانشآموزی که به همکلاسیاش درس جهاد داد
روایت جاسوسی که گرای رزمندگان را به دشمن میداد
روایت عاصمی
محمدعلی بلاغی
روایت نخستین رزمندهای که وارد حلبچه شد
روایت غوطهور شدن یک رزمنده در گاز شیمیایی
محمدعلی ظهوریان
روایت رزمندهای که فقط پاهایش ماند
روایت رزمندهای که با ذکر وجعلنا ناپدید شد
علی اکبر فضلی
روایت محتوای جیب رزمنده عراقی و رزمنده ایرانی
روایت به رُخ کشیدن مین ایتالیایی به خبرنگار ایتالیایی
روایت هرس کردن یک باغ به خاطر اجازه عزیمت به جبهه
اسدالله خوشگو
روایت رزمندهای که بدون سر دوید
روایت رزمندهای که خودیها غارتش کردند
روایت رزمندهای که زمان شهادتش را افشا کرد
حمیدرضا آمون
روایت کورهپزخانهای که شد سنگر
روایت رزمندگانی که سایت را با کمپرسی جابه جا کردند
روایت اسرایی که دستشان باز شد
قربانعلی صلواتیان
روایت جاهلی که با جان رزمندهها بازی کرد
روایت اخراج کذّاب از جبهه
روایت عزمی که نشکست، حتی با جدا شدن دوپا
روایت ورود رزمندهها به مقر عراقیها
روایت رزمندهای که صدها رزمنده را نجات داد
حسن صادق آبادی
روایت تخریبچی هایی که به محاصره افتادند
روایت علی عاصمی که بلدوزرها را تبدیل به عصای موسی کرد
روایت رزمندهای که یک مین را در میدان مین گم کرد
احمد منصوری
روایت رزمندهای که مأموریت دوماههاش بیستماهه شد
اکبر زرگر
روایت مجروحی که از بیمارستان گریخت
روایت غلتیدن من به ته دره
رمضانعلی داوودی
روایت ایثار اصغر در برفها
روایت رزمندهای که رفت سر مزار خودش
روایت رشد رزمنده از دبستان تا دانشگاه جهاد
رمضان رزمجو
روایت رفتن و برنگشتن
روایت رزمندهای که بیشتر از سنش میدانست
روایت گم شدن فرمانده و دو دستگی بین نیروها
روایت به رگبار بستن رزمنده وسط میدان مین
روایت رزمندهای که اصول معبر را کنار گذاشت
عباس طاهری
روایت رزمندهای که بمب دستساز در دستش منفجر شد
سید علی هوایی
روایت کدورت رزمنده با حاج حسین خرازی
روایت کله پاچه هایی که زبانشان مفقود شد
محمدرضا جعفری
روایت عذرخواهی یک رزمنده از اسیر عراقی
ناصر قاسمی
روایت مشاعره به جای کرایه
روایت شهید مفقودالاثر و راز شناسایی او
روایت کاکا علی و سبک او در پرورش فرمانده

محصولات مشابه

بیشتر

نظرات