کتاب قصه‌ی حضرت یونس و حضرت عزیز علیه‌ السلام

قصه های پیامبران9

3 از 1 نظر

ناشر: جمال

نویسنده:

کتاب چاپی

صفحات کتاب : 16

خلاصه کتاب قصه‌ی حضرت یونس و حضرت عزیز علیه‌ السلام

معرفی کتاب قصه‌ی حضرت یونس و حضرت عزیز علیه‌ السلام

کتاب قصه ی حضرت یونس و حضرت عزیر علیه السلام جلد نهم از مجموعه قصه های پیامبران نوشته ی محمود پوروهاب توسط انتشارات جمال به چاپ رسیده است.


 کتاب قصه‌ی حضرت یونس و حضرت عزیز علیه‌ السلام جلد نهم از مجموعه ی با عنوان ” قصه های پیامبران” می باشد. در قصه های قرآن کریم در رابطه با زندگی پیامبران می باشد، نکات آموزنده و پندهای اخلاقی نهفته است که می تواند در انتخاب اصول مهم و اساسی زندگی کودکان و نوجوانان در آینده تاثیر به سزایی داشته باشد. مطالعه ی داستان های دینی و مذهبی علاوه بر آموزش غیر مستقیم شیوه ی درست زندگی و شناخت راه درست از بیراهه، تاثیر چشمگیری در رشد زندگی معنوی و خلاقیت دینی کودکان و نوجوانان دارد که باید از دوران کودکی مورد توجه والدین و مربیان آموزشی قرار گیرد. 

این مجموعه کتاب ها مسائل مذهبی، دینی و اسلامی را با ساده ترین جملات به همراه تصاویر زیبای رنگی برای مخاطب خود بازگو می کند. این کتاب پیرامون زندگی دو تن از پیامبران الهی به نام حضرت یونس ( ع ) و حضرت عزیر ( ع ) می باشد. حضرت یونس در شهر نینوا به دنیا آمد و در آن جا زندگی می کرد. در دوران زندگی ایشان مردم بت های بی جانی را که با دستان خود می ساختند به عنوان خدایان می پرستیدند. خداوند حضرت یونس علیه السلام را انتخاب می کند تا مردم را به خدا پرستی دعوت کند اما مردم دعوت ایشان را نمی پذیرند. بعد از گذشت مدت زمانی از طرف خداوند به حضرت یونس وحی می رسد که برای مشرکان بت پرست عذابی سخت در راه است…

 کتاب قصه‌ی حضرت یونس و حضرت عزیز علیه‌ السلام داستان گرفتار شدن حضرت یونس در شکم نهنگ و عذابی است که خداوند به خاطر توبه ی مردم نینوا از آن ها دور می کند، می باشد. داستان حضرت عزیر ( ع )، یکی دیگر از قصه هایی است که در کتاب قصه‌ی حضرت یونس و حضرت عزیز علیه‌ السلام به آن اشاره شده است. حضرت عزیر علیه السلام یکی از پیامبران الهی است که در دوران حکومت ” کوروش کبیر ” زندگی می کرده است. در زمان او کتاب های تورات در جنگ سوخته و از بین رفته بودند اما ایشان کتاب تورات را از حفظ بود. این داستان در رابطه با قدرت خداوند در زنده کردن دوباره ی مردگان می باشد. 

روزی که حضرت عزیر ( ع ) در نزدیکی قبرستانی می نشیند تا غذا بخورد و سپس به سمت بیت المقدس حرکت کند، استخوان های پراکنده ای را می بیند و از خداوند می پرسد که خداندا چگونه این استخوان های بی جان را دوباره به موجودی زنده تبدیل می کنی؟ خداوند هم با معجزه ای بزرگ به عزیر ( ع ) قدرت خود را نشان می دهد.

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

مجموعه اثر : قصه های پیامبران

صفحات کتاب : 16

دیویی : ‭‮دا‬297/156‬‭پ785 ‮ی‌ح‌ق‬ 1396‬

کتابشناسی ملی : 4832732

شابک : ‫‬‭978-964-202-301-1

سال نشر : 1396

نظرات