کتاب از چیزی نمی ترسیدم

زندگینامه خودنوشت قاسم سلیمانی 1335 تا 1357

4.9 از 28 نظر

کتاب چاپی از چیزی نمی ترسیدم

صفحات کتاب : 136

مسابقه کتاب از چیزی نمی ترسیدم

‫برای ‏‫شرکت در مسابقه پس از دریافت کتاب چاپی؛ برچسب شرکت در مسابقه را خراشیده و کد اختصاصی را به سامانه پیامکی 500040146 ارسال کنید.

با خرید کتاب دیجیتال، کد اختصاصی شرکت در مسابقه، برای شما پیامک خواهد شد.


معرفی کتاب از چیزی نمی ترسیدم

کتاب از چیزی نمی ترسیدم زندگینامه خودنوشت سردار قاسم سلیمانی 1335 تا 1357 است. این کتاب که مزین به یادداشت رهبر معظم انقلاب شده نخستین اثر چاپ شده توسط انتشارات «مکتب حاج قاسم» محسوب می شود و شامل دست نوشته های شخصی شهید سلیمانی از دوران کودکی و زندگی در روستای قنات ملک کرمان تا میانه ی مبارزات انقلابی در سال 57 است. در کتاب از چیزی نمی ترسیدم دست نوشته های سردار شهید قاسم سلیمانی نیز به چاپ رسیده است.

یادداشت رهبرانقلاب بر کتاب خاطرات خودنوشت حاج قاسم

یاد او را اگرچه خداوند در اوج برجستگی قرار داد و بدین گونه پاداش دنیائی اخلاص و عمل صالح او را بدو هدیه کرد ولی ما هم هرکدام وظیفه ئی داریم. کتاب حاضر را هنوز نخوانده ام اما ظاهراً میتواند گامی در این راه باشد. رزقناالله ما رزقه من فضله
سیّدعلی خامنه ای 99/10/7

دانلود کتاب از چیزی نمی ترسیدم

بخشی از مقدمه کتاب از چیزی نمی ترسیدم

از چیزی نمی ترسیدم زندگینامه ای است که حاج قاسم با دست مجروحش نوشته است؛ شرح زندگی مردی از دل روستایی دورافتاده در کرمان که چند دوره از زندگی ساده و گیرای خودش را برایتان روایت کرده است. این داستان شکل گیری شخصیت مردی است که از چوپانی به جایگاهی رسید به بلندای وسعت آسمان ها.

سؤال کرد: آیت الله خمینی رو می شناسی؟

گفتم: نه

گفت: تو مقلد کی هستی؟

گفتم: مقلد چیه؟

و هردو به هم نگاه کردند و از پیگیری سؤال خود صرف نظر کردند. دوباره سؤال کردند: تا حالا اصلاً نام خمینی رو شنیدی؟

گفتم: نه

سید و دوستش توضیح مفصلی درباره مردی دادند که او را به نام آیت الله خمینی معرفی می کردند. بعد نگاه عمیقی به اطراف کرد و از زیر پیراهنش عکسی را درآورد. عکس را برابر چشمانم قرار داد: یک مرد روحانی میان سال که عینک برچشم مشغول مطالعه بود و زیر آن نوشته بود: «آیت الله العظمی سید روح الله خمینی»

...

روز چهارم رفتم ترمینال و یک بلیت کرمان گرفتم؛ در حالی که عکس سیاه و سفیدی که حالا به شدت به او علاقه مند شده بودم را در زیر پیراهن خود که چسبیده به قلبم بود، پنهان کرده بودم.

...

عجیب است. عجیب نباشد لااقل غیرمنتظره است.

اگر از شما بپرسند فکر می کنید بین صدها و هزاران و میلیون ها کودک و نوجوان، کدامشان کمتر از ده سال دیگر فرمانده گردان و تیپ و لشگر کرمان می شود؟ کدامشان پایش به افغانستان باز می شود تا نماینده انقلاب خمینی باشد در بین رزمندگان مسلمان؟ کدامشان قریب سی سال بعد فرمانده نیروهای بدون مرز انقلاب خمینی می شود؟ رئیس جمهور آمریکا رأسا دستور ترور کدام یک را می دهد؟

احتمالاً کمتر ذهنمان می رود سراغ جوان لاغر اندام سیه چرده ای که با تیپ خاص خودش از روستایی کوچک از اطراف کرمان به شهر آمده تا با کارگری قرض پدرش را ادا کند. لابد انتظار نداریم جوان آفتاب مهتاب ندیده ای که نه از شاه چیزی می داند نه از امام خمینی، همه این حوادث را رقم بزند.

سردار بزرگ و پرافتخار اسلام و چهره بین المللی مقاومت همان نوجوانی بود که بعد از ورود به شهر تازه چشمش به ماشین هایی مثل فولکس و پیکان و حتی خورشت سبزی افتاد که به آن قورمه سبزی می گفتند.

مسئول گزینش سپاه هم با دیدن همین احوالات، همان هیکل ورزشکاری و تیپ خاصش با آن پیراهن چسبان و آستین کوتاه و موهای وزوزی و کمربند پهن با خود فکر کرده بود امثال او با این تیپ چرا باید به سپاه بیایند؟

این که چطور کودکی از روستای قنات ملک کرمان می شود قاسم سلیمانی نقل زیادی دارد و هرکس جرعه ای از بحر طویل زندگانی او می نوشد و می نوشاند، اما خواندن داستان بی پایان زندگی او به قلم و با روایت خودش که با همان دستان مجروح نوشته است، کوتاه ترین مسیر است. میانبری به تمام سال هایی ست که نه کسی او را می شناخت نه پیش بینی این روزها را می کرد و کوره راهی ست به حس و حال و روحیات کودکی او که از کسی غیر از صاحب آن نمی توان سراغش را گرفت. حالا سردار خود، گرد تاریخ را پاک می کند. سراغ خانواده و ایل و روستایش می رود و نشان می دهد نه تنها گذشته و فقر و زندگی روستایی را فراموش نکرده که حتی تمام خصوصیات و وقایع را با ریزترین جزییات به خاطر دارد.

جزییات یک زندگی معمولی روستایی که هر کودکی می تواند خود را جای او بگذارد و هر کس می تواند همین طور معمولی مانند بسیاری دیگر زیسته باشد ولی عاقبت بشود چهره بین المللی مقاومت.

اما چه طور؟

پاسخ را باید در سطر سطر کتابی جست که حاج قاسم در همه این سال ها که عمر خود را در جهاد برای خدا می گذراند نوشت. گویا انقدر ارزش داشت که در کنار تلاش های بی وقفه اش در عراق و سوریه و فلسطین و... بنشیند، وقت بگذارد تا چنین میراثی برای ما باقی بماند و نشان دهد که هرجایی هستی و هر چه که می دانی به همان عمل کن. بی محابا سراغ هرچیزی که می دانی درست و حق است برو.

قاسم چهارده پانزده ساله همان اندازه که می دانست از فساد زمانه دوری کرد، برای دور ماندن از ابتلائات رایج آن روزها خود را مشغول کرد و آن جا که می توانست بدون ترس جلوی آن را می گرفت. کم کم زمزمه های ضدیت شاه و حکومت با اسلام و خیانت هایش به گوش قاسم نوجوان رسید و باز هم ترسی به دل راه نداد و آن چه می دانست و تمام توان خود را برای مبارزه با حکومت به کار گرفت. وقتی هم که امام را شناخت باز بدون این که از چیزی بترسد با شجاعت به دنبال او رفت.

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها کتاب از چیزی نمی ترسیدم

مشخصات کتاب از چیزی نمی ترسیدم

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 136

کنگره : ‏‫‬‭DSR1668

دیویی : ‏‫‬‭955/0844092

کتابشناسی ملی : 7426600

شابک : ‏‫‭978-622-977660-5‬‬

سال نشر : 1399

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

نظرات درباره کتاب از چیزی نمی ترسیدم

98933****8917

عالی بود خیلی زیباست 🥰🥰🥰🌹🌹🌸🌸🇮🇷🇮🇷

1400/10/14

پاسخ
فراکتاب

گوارای وجودتان.


1400/10/14

98938****3040

عالی و فوق العاده بود

1400/6/4

پاسخ
98938****0947

خیلی خیلی خیلی قشنگه ❤️

1400/1/14

پاسخ
98902****5645

عالی

1399/11/11

پاسخ