کتاب روایتی از تاریخ پزشکی دفاع مقدس

3 از 1 نظر

کتاب الکترونیکی روایتی از تاریخ پزشکی دفاع مقدس

حجم دانلود: 63.1 مگا بایت
صفحات کتاب : 544

معرفی کتاب روایتی از تاریخ پزشکی دفاع مقدس


کتاب روایتی از تاریخ پزشکی دفاع مقدس، نگاهی روائی برای مخاطب گروه پزشکی از وقایع دفاع مقدس دارد. ضمن این روایت نقل قول های زیادی آورده شده و نیز به مباحث بسیار تخصصی مربوط به مسمومیت های شیمیایی اشاره شده است.


گزیده کتاب روایتی از تاریخ پزشکی دفاع مقدس


هنوز یک هفته به عملیات والفجر یک مانده بود و برای تعمیر کانکس های اتاق عمل و آماده سازی آنها در منطقه فکه مشغول کار شبانه روزی بودم، ساکشن ها، هیدرولیک تخت ها و چراغ های اتاق عمل اکثرا ایراد داشت. یک روز بعدازظهر پس از کار سنگین روزانه، ساعتی به خواب رفتم اما با چشم درد از خواب بیدار شدم. دو نفر دیگر هم از بستگان که پیش من بودند همین حال را داشتند. علاوه بر چشم درد و اشک ریزش، نور نیز ناراحتمان می کرد. غروب درد شدیدتر شد تا حدی که نزدیک نیمه شب مجبور شدیم سه نفری با چراغ خاموش راه بیفتیم. راننده دیگری نداشتیم و با همان درد و تورم پلک و ملتحمه و مشکل بینایی، با یک ماشین لندرور به سمت دزفول حرکت کردیم. یک نفر رانندگی می کرد و دو نفر دیگر در مسیر پرپیچ و باریک، راننده را راهنمایی می کردند. در مسیر هیچ علائم راهنما وجود نداشت و وسیله دیگری هم در تردد نبود، بسیار نگران بودیم که نکند راه را گم کنیم و اسیر عراقی ها شویم.

وقتی به بیمارستان افشار دزفول رسیدیم ساعت 2 نیمه شب بود، با اصرار زیاد توانستم چشم پزشک کشیک را از بستر خوابش برای معاینه بیاوریم زیرا از نگاه دیگران ناراحتی ما چیز مهمی نبود. ما را با اسلیت لامپ معاینه کرد و گفت: «شاید به علت کار با ساکشن ها باشد که از اعمال جراحی قبلی درست شسته نشده و عفونی بوده اند.» دکتر به جز التهاب قرنیه، لک هایی هم در قرنیه یکی از بچه ها مشاهده کرد اما بیش از این حوصله نداشت و کنجکاوی هم نکرد و گفت: «نگران نباشید درست می شود!» دارو نوشت و رفت بخوابد. داروی بی حس کننده ای که برای معاینه چشم ریخت خیلی آرامم کرد و آنتی بیوتیک و استروئید نیز به تدریج اثر کرد و روز بعد قادر شدم به بیمارستان برگردم. اگرچه تا چند روز دیگر همه کاملاً خوب شدیم ولی سؤالات بی پاسخی در مورد علت این حادثه ذهنم را آزار می داد: آیا گاز شیمیایی مرموزی در منطقه پخش شده بود که علت ورم قرنیه بود؟ پس چرا دیگران دچار نشدند؟ آیا مربوط به سنگر محل استراحت ما بود که بعدازظهر آنجا خوابیده بودیم؟ چون تازه در دل خاک کنده بودند و گاه از سقف آن غباری به صورتمان می ریخت، ممکن بود خاک اینجا مواد خاص معدنی یا آلی مضر داشته باشد؟

پس چرا فقط ما سه نفر دچار شدیم و دوستان دیگری که به همراه ما آنجا خوابیدند مشکلی نداشتند؟ نظریه چشم پزشک نیز در مورد کار با لوازم آلوده اتاق عمل قانع کننده نبود، زیرا اگرچه وجه مشترک ما سه نفر، کار در اتاق های عمل و تعمیر هیدرولیک تخت ها، لامپ ها و ساکشن ها و سیستم برق بود ولی یادم هست که افراد دیگری هم به جز ما در روزهای مختلف مشغول اینگونه کارهای اتاق عمل بودند و مشکلی پیدا نکردند. چند روز گذشت و من همچنان نگران بودم...

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها کتاب روایتی از تاریخ پزشکی دفاع مقدس

مشخصات کتاب روایتی از تاریخ پزشکی دفاع مقدس

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 544

کنگره : ‫‬‭DSR1616‏‫‬‮‭/ف4ن8

دیویی : 955/0843

کتابشناسی ملی : 5541856

شابک : 978-600-03-2885-6

سال نشر : 1397

خرید نسخه چاپی : bookroom.ir

خرید نسخه چاپی کتاب از سوره مهر : لینک

نظرات درباره کتاب روایتی از تاریخ پزشکی دفاع مقدس