کتاب صدای شکستن می‏ آمد

3 از 1 نظر

ناشر: آواهیا

نویسنده:

ویراستار: محمد نجاری

کتاب الکترونیکی

حجم دانلود: 438.3 کیلو بایت
صفحات کتاب : 120

خلاصه کتاب صدای شکستن می‏ آمد

معرفی کتاب صدای شکستن می‏ آمد

نوشته جمال میر صادقیاست که توسط انتشارات آواهیا منتشر شده است.

گزیده کتاب صدای شکستن می‏ آمد

وقتی رسید، سالن پُر از خبرنگارها شده بود. رئیس بالای سالن نشسته بود. دنبال جایی می گشت بنشیند که منیر دستش را بلند کرد. دختری که کنار او نشسته بود، از جایش بلند شد و جایش را به او داد. 

خبرنگارها به نوبت دست بلند می کردند و رئیس به سؤال های آن ها جواب می داد و می خندید و نگاهش می گشت و لُپ های چاقش پُر باد و خالی می شد.

«عجله نکنین، دوستان، من به همۀ شما جواب می دم. وظیفۀ ملّی و میهنی من حُکم می کنه که بیست و چهار ساعته در خدمت ملت عزیز که شما نماینده اش هستین باشم. »

یکی از جا بلند شد.

«خبرنگار روزگار نو: وضع معیشتی مردم بَده آقای رئیس، چه برنامه ای برای این معضل دارین؟ »

«چه سؤال خوبی، مَردُم، مَردُم، من عاشقِ این مَردُمَم، براشون کاری می کنم که هیچ کس پیش از من نکرده باشه. کاری می کنم که هیچ کس نیازی به کس دیگه ای نداشته باشه، هیچ کس دستش پیش کسی دراز نباشه. »

زری گفت: «خالی بندی رو می بینی، استاده. »

تک خنده ای کرد.

«آره چه بذل و بخشی. »

زری دست بلند کرد.

«خبرنگار روزنامۀ افق نو: خوشحالم که می بینم فرمودین تشریفاتو کنار می ذارین و وقت تونو در اختیار مردم و ما می گذارین. »

رئیس خندید.

«خانم من بیست و چهار ساعته در خدمت مردم عزیز و شمام. تشریفات منو از وظیفۀ مقدسم بازمی داره. »

«خبرنگار آفتاب: جناب از این که شما به این مقام والا رسیدین، چه احساسی دارین؟ »

«خوشحالم که عهده دار این مهم شده ام و این وظیفۀ بزرگ میهنی رو به من سپرده ان و می تونم در راه سر بلندی و افتخار این ملت بزرگوارمون قدم بردارم و در راه حل مشکلات این مردم خوب، بکوشم و به مام میهن و عزیزانم خدمت کنم. »

«خبرنگار ستارۀ صبح: چه برنامه ای برای پیشبرد وظیفه تون دارین؟ »

«بی برنامه که نمی شه خانم. به موقع از طریق رسانه ها مطلع می شین. نفر بعدی. . . »

دستش را بلند کرد.

«بفرمایین، گوشم با شماست. »

«خبرنگار روزنامۀ آسمان آبی: فرمودین بیست و چهار ساعته در راه خدمت و حل مشکلات این مردمِ خوب خواهید کوشید، کِی فرصت می کنین به خانم و وظیفۀ مقدس شوهری تون برسید؟ »

سالن ترکید. هِرهِرها بلند شد.


کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 120

کنگره : ‏‫‭PIR8223‭‬

دیویی : ‏‫‭8‮فا‬3/62

کتابشناسی ملی : 7400627

شابک : ‫‭978-622-97366-1-6

سال نشر : 1399

نظرات