کتاب هوای این روزهای من

خاطرات جانباز قطع نخاع مدافع حرم؛ فرمانده تیپ آفندی سیدالشهداء

3 از 1 نظر

کتاب الکترونیکی

حجم دانلود: 1.9 مگا بایت
صفحات کتاب : 372

خلاصه کتاب هوای این روزهای من

معرفی کتاب هوای این روزهای من

کتاب هوای این روزهای من" خاطرات تفصیلی امیرحسین حاج نصیری جانباز قطع نخاع و فرمانده تیپ هجومی سیدالشهداء در سوریه است. این کتاب تنها خاطرات امیرحسین حاج نصیری نیست. این فرمانده بازمانده دست دوستان دیگر را هم گرفته است و خاطرات آن ها را نیز با خودش به کتاب هوای این روزهای من آورده است. 

کتاب هوای این روزهای من بیشتر از اینکه خاطرات راوی باشد خاطرات مقاومت در حلب و خان طومان و لاذقیه است. خاطرات ناگفته از مصطفی صدرزاده، محمدحسین محمدخانی و شهدایی که رفتند و خاطراتشان را بردند.

گزیده کتاب هوای این روزهای من

گاهی یکی باید بماند. کسی که تا قلب دشمن رفته و بوی باروت و گلوله را تا عمق جانش نفس کشیده است. کسی که تا یک قدمی سنگرهای دشمن رفته. آن قدر نزدیک که صدای سرفه های دشمن را هم شنیده باشد. بی آنکه دشمن بفهمد که چشمان تیزی همه جا را زیر نظر دارد؛ در سکوت محض، مثل سایه. یکی که صدای عبور گلوله ها را از کنار گوشش شنیده باشد. تشنگی، خستگی، محاصره، لحظه به لحظه به سربردن بین مرگ و زندگی را چشیده باشد. گاهی یکی باید دوباره برگردد و برای آن هایی که ندیده اند و نشنیده اند این قصه را دوباره روایت کند. نه فقط از دشمن که از دوستانش بگوید.

 از کسانی که روزی در کنارشان جنگیده است. با آن ها خندیده است. گریه کرده است. در کنارشان نفس کشیده است و روزی شاید تکه پاره های تنشان را از زمین با دست های خودش جمع کرده است. از دوستانش بگوید. بگوید که چه می خواستند؟ به چه فکر می کردند؟ آرزویشان؟ باورشان؟ اصلا چرا رفتند؟ چطور یکی می تواند دل بکند از دختر شیرین زبانش و برود؟ بگوید که چطور مصطفی صدرزاده رفت؟ دوستی که از نوجوانی پابه پای هم در یک کوچه قد کشیده اند. باید بماند و از عمار بگوید؛ از روح الله، از قدیر، از میثم. یکی باید بماند تا بگوید سجاد چطور رفت. بگوید که سجاد خودش را به آب وآتش زد برای رفتن. از کودکی کسانی بگوید که حالا رفته اند دیگر و فقط رد پاهایشان مانده است. بچه هایی شبیه تمام بچه های این آب و خاک. از شیطنت هایشان بگوید؛ از خنده هایشان، از بازی و شوخی هایشان.

 بچه هایی که در کوچه پس کوچه های ما قد می کشند، بازی می کنند، می خندند و بزرگ می شوند و برای همیشه با ساکی کوچک از پیچ کوچه ای از کوچه های ما می گذرند و شاید روی دست های مردم شهر برگردند و شاید برنگردند. بچه های که از آسمان نیامده اند. اسطوره های عجیب و دور از دسترس نیستند. یکی باید بماند وقتی که همه رفته اند. باید دست ما را بگیرد و با خودش ببرد به جاهایی که اگر او نباشد کسی آدرسش را نمی داند. قصه اش را هم.

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 372

کنگره : DS98/6

دیویی : 956/91042

کتابشناسی ملی : 7384065

شابک : 978-622-717798-5‬

سال نشر : 1399

نظرات