کتاب خاطرات یک لباس شخصی

4.7 از 6 نظر

کتاب الکترونیکی

حجم دانلود: 308.6 کیلو بایت
صفحات کتاب : 96

خلاصه کتاب خاطرات یک لباس شخصی

ساعت حدود 21:30 تا 22 بود رفتیم سمت امیرآباد شمالی.

دیدم مأمورهای ناجا حدود 200 نفر چهار راه به سمت بالا را مسدود کرده بودند.

من چون در کوی دانشگاه زندگی کرده بودم می فهمیدم که وقتی این چها راه با این همه آدم بسته شده حتما یا خبری شده یا احتمال وقوع اتفاقی است.

اتوبان کردستان را خلاف رفتیم بالا.

از آخر کوچه هفدهم موتورها را از جوی آب رد کردیم و از ته کوچه رفتیم داخل.

هنوز به ته کوچه نرسیده بودیم که چشمتون روز بد نبینه ...

کتاب های مرتبط

بیشتر

برچسب ها

مشخصات

نوع اثر : کتاب

صفحات کتاب : 96

کنگره : ‫JQ1789‭‬ ‭/آ5‫‬‭خ86 1391

دیویی : ‫‬‭324/955

کتابشناسی ملی : 2749794

شابک : 978-964-7416-86-3

سال نشر : 1391

نظرات

محمد علی محمدی

مظلومیت نیرو های انقلاب..

1397/2/4

پاسخ
98937****6434

کتاب خوبیه
اطلاعاتِ خوبی در مورد فتنه ی سال 88 و واقعیت ماجرا میده

1395/3/1

پاسخ
98935****3462

نمیشه گفت کتاب بی طرفیه. ولی من بازم نفهمیدن این لباس شخصی ها کی هستند.نه بسیج نه سپاه.چه نیروی مردی هست که جلسه میزارن و با چوب و چماق و قفل فرمون میان جلو.؟؟؟؟من موافق نظامم و ولایت مدار.ولی نمیتونم این گروه رو هضم کنم و نمیفهمم یعنی چی که یک سری تیپ خاص و اینطور برخوردها.درسته کتک هم میخورد و کتک هم میزنند ولی یعنی چی ما از هیچ کس دستور نماییم ما رئیس نداریم؟؟

1394/11/6

پاسخ