امتیاز
5 / 0.0
خرید الکترونیکی (TEXT)
مطالعه در اپلیکیشن فراکتاب
ت 25,900
نظر شما چیست؟
در کتاب نردبان جادویی برای رسیدن به موفقیت اثر ناپلئون هیل، رازهای موفقیت، سرمایه گذاران مهم و ناخدایان صنعت را در می یابید. این ها تندیس های شاخصی هستند که نام آنان در تاریخ زنده است؛ نه در بدنامی.

برخلاف عنوان سازان امروز، این ها نابغه هستند نه جنایتکار؛ برنده اند نه شاکی. چیزی که داشتند فراتر از قدرت بود: آن ها شأن اجتماعی داشتند. اگرچه از مقدسان نبودند، بی شک عظیم تر از زندگی بودند و اغلب کارهایی را انجام می دادند که دیگران می گفتند انجام شدنی نیستند. در زمان فیدر پایین ها، هنگامی که در دفاتر دست برده می شود و سهامداران رسوا می شوند، ما بیشتر از همیشه به تعلیمات غول های آمریکایی نیاز داریم.

قانون موفقیت، همان طور که از طریق هفده عامل موفقیت خلاصه شده در این کتاب توضیح داده شد، کلیه ی شیوه های معروف تحریک ذهن را ارائه می دهد که بلند همتی را به فرد القا و شهامت لازم را برای دستیابی به هدف تأمین می کند. کافی نیست بگویم اگر شخص، مسؤولیت بیشتری بپذیرد، بیشتر موفق خواهد شد. هدف نویسنده این است که یک محرک ذهنی مفید، یا منبع الهامی در اختیار افراد قرار دهد که بتوان از آن برای ایجاد بلند همتی بیشتر و ایجاد انگیزه برای اجرای آن بلند همتی سود جست.

نود و پنج درصد انرژی انسان در طول زندگی دست نخورده باقی می ماند. هدف عمده ی این فلسفه ی موفقیت ایجاد انگیزه هایی است که این نودوپنج درصد خفته ی انرژی ذهن را بیدار کند و به کار گیرد. چگونه؟ با قرار دادن انگیزه ای قوی در ذهن که به عمل منجر شود؛ با تشدید کردن ذهن، از طریق تماس با ذهن های دیگر، و واداشتن آن به ارتعاش در سطحی بالاتر.

یکی از بررسی های روز آمریکا از رهبران دنیای تجارت به نام بیندیشید و ثروتمند شوید معروف است، که امروز که بیش از چهل سال از چاپ آن می گذرد، به عنوان یکی از پرفروش ترین کتاب های تجارت الهامی و یکی از پنج کتاب مؤثر در حوزهٔ خود شناخته شده است. همان اطلاعات جادویی موجود در آن کتاب را می توان در این کتاب یافت، که فقط فاجعهٔ مالی که بقیهٔ آمریکا را به زانو درآورد می توانست آن را به کلی متوقف کند.

کتاب نردبان جادویی برای رسیدن به موفقیت (Your magic power to be rich) در شروع بحران اقتصادی بزرگ چاپ شد؛ هفت سال پیش از بیندیشید و ثروتمند شوید. بنابراین، اقتصاد آمریکا احتمال موفقیت آن را شست و با خود برد. لیکن تفکرات موجود در این کتاب ثابت کردند که بزرگ هستند، و بذر این کتاب بسیار معروف را افشاندند تا ادامه یابد. در نردبان جادویی، هفده قانون موفقیت معروف هیل آزمایش شدند و ثابت شد که معجزه می کنند.

ناپلئون هیل (Napoleon Hill) در این کتاب تعلیمات را مستقیم از ذهن های بزرگ ترین نام ها در تاریخ تجارت آمریکا بیرون می کشد و در کنار نتایج پانصد مصاحبه با غول های تجارت زمان خویش قرار می دهد. ناپلئون هیل در سال 1883، در کلبه ای یک اتاقه در تپه های شهرستان وایز ویرجینیا، به دنیا آمد. این بچهٔ سرکش و تفنگ به دست وحشی، در سیزده سالگی حرفهٔ نویسندگی خود را به عنوان «خبرنگار کوهستانی» برای روزنامه های شهرستانی شروع کرد، و هرگز اشتیاق خود را برای کسب اطلاعات درست دربارهٔ افرادی که بر مشکلات غلبه کردند، از دست نداد. همین شغل دوران کودکی بود که به او یاد داد چگونه با پانصد فردی مصاحبه کند که فلسفه های موفقیت شان در تعلیمات منسجم این کتاب خلاصه شده است.

داستان او یکی از آن داستان هایی است که به نظر می رسید بد است، ولی خوب از کار در آمد. خیلی کوچک بود که مادرش از دنیا رفت، ولی خانم تحصیل کرده و متهوری که بعدها پدرش با او ازدواج کرد، تحمل فقر را نداشت؛ همان طور که بعداً گفت. نامادری اش مسؤولیت مغازه و مزرعهٔ خانوادگی را پذیرفت، پدرش را در چهل سالگی به دانشکدهٔ دندان پزشکی فرستاد، و آن جرأتی را به ناپلئون بخشید که برای دل کندن از کوهستان ویرجینیا لازم داشت. او اندیشه ای در ذهن ناپلئون قرار داد که به خاطرش خیلی معروف شد: «او می تواند هر آنچه ذهن انسان بتواند درک و باور کند، به دست آورد».

همین امروز نام ناپلئون هیل را در سایتی وارد کنید تا ببینید که با حدود هجده هزار مرجع روبه رو خواهید شد. چرا؟ چون همواره از این غول انگیزشی درجهٔ یک کشور، در کتاب هایی با موضوع های گوناگون نقل قول می شود؛ موضوع هایی همچون رژیم غذایی، ورزشکاران، ارتباطات، فراوانی ساده، تجارت آنلاین، فنگ شویی، رهبری، دستگیری راهزنان و موضوع های بی شمار دیگر. وی موفق شد نام خود را مثل نام های افرادی که با آن ها مصاحبه کرد معروف کند. ناپلئون هیل با هیچ شروع کرد، رازها را از افراد موفق فرا گرفت، چند همسر و ثروت هایی به دست آورد و از دست داد، و در نوامبر سال 1970، در هشتادوهفت سالگی از دنیا رفت. روی سنگ قبرش، از ناپلئون معروف دیگر به خوبی نقل قول شده است: «شرایط به جهنم. من خودم شرایط ایجاد می کنم.»

در بخشی از کتاب نردبان جادویی برای رسیدن به موفقیت می خوانید:

هر شخصی که درباره ی وضعیت پیشرفت ذهن انسان اظهار نظرهایی کرده باشد، با در نظرگیری ذهن خودش، نمی تواند چیزی غیر از این گفته باشد که آنچه ما افکار می نامیم به دو دسته ی متمایز تقسیم می شوند: افکاری که در درون خود از طریق تأمل و عمل اندیشیدن تولید می کنیم، و افکاری که خودبه خود وارد ذهن می شوند. من همواره این را یک قانون قرار داده ام تا با این مهمانان بی دعوت بانزاکت برخورد کنم و تا جایی که می توانم با دقت بررسی کنم و ببینم آیا لیاقت پذیرایی دارند؛ و تقریبا کل دانشی را که دارم از آن ها کسب کرده ام. درباره ی دانشی که هر شخصی از تحصیل در مدرسه فرا می گیرد، فقط مثل سرمایه ای کوچک عمل می کند تا او را در راهی قرار دهد که پس از آن خودش به یادگیری بپردازد. هر شخصی که دانش یادگیری داشته باشد عاقبت معلم خودش می شود، زیرا اصولی را که بنا بر شرایط از ویژگی متمایز برخور دارند، نمی توان به حافظه تفهیم کرد؛ محل اقامت ذهنی آن ها درک است، و هرگز به اندازه ی زمانی که با تصور شروع می شوند، بادوام نیستند.
کنگره :
‏‫‬‮‭HF5386‏‫‬‭/ھ9ن4 1397
دیویی :
‏‫‬‮‭650/1
کتابشناسی ملی :
5094513
شابک :
978-964-236-924-9
سال نشر :
1397
صفحات کتاب :
182

کتاب های مشابه نردبان جادویی برای رسیدن به موفقیت