5 امتیاز
3 نفر

داستانهای سرنوشت ساز

نوع اثر : کتاب

ناشر : مؤسسه فرهنگی انتشاراتی خاتم

نویسنده :

ارائه دهنده : علیرضا ابوالفضلی کریزی

قیمت نسخه چاپی : 3,000 تومان

تعداد صفحات نسخه چاپی : 198

برچسب ها:

خلاصه اثر

بر اساس داستانهای مستند و خواندنی که در زندگی به وقوع پیوسته،داستانهایی که آموزنده است، داستانهایی که تجربه شصت ساله است، داستانهای عبرت آموز برای همگان، داستانهایی واقعی که حقیقت دارد، داستانهای براساس رؤیاهای واقعی و تطبیق آن در عالم رؤیا و زندگی شخصی، اموری که می تواند هریکی از آن رخدادها زندگی فرد را متحول کند. پندهایی که آموزنده است از زبان بزرگان وداستانهایی براساس کرامات ائمه معصومین(ع)وشفا بخشی عینی و حرکات واقعی جامعه در امور مختلف.نصایح از لسان امام متقین(ع)وامام هشتم وامام کاظم(ع)وپندهایی از سعدی شیرین سخن وحکایاتی از پادشاهان ماضی و دهها پندو حکایت دیگر.

کتاب دیجیتال

1,500 تومان

حجم : 447.5 کیلو بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 192

کاربر گرامی، برای مطالعه این کتاب ابتدا می بایست نرم افزار کتابخوان فراکتاب را دانلود و نصب نمایید.جهت دریافت بر روی لینک زیر کلیک کنید.
دریافت نسخه iOS دریافت نسخه اندروید

موضوعات

فهرست

مقدمه:
حیوانی که متوجه شد صاحبش فوت کرده:
با هر دست که ببخشی با همان دست خواهی گرفت:
ساختن کاروانسرای شاه عباسی:
حکایت صاحب خانه به دانشجو در سمنان:
حکایت دو شریک:
مادری که سنگ دل بود و نمی توانست از قاتل فرزندش بگذرد:
حکایت بر اساس روئیای که به حقیقت پیوسته:
عاقبت دستگیری از مادر مریض:
حکایت درباره پرستاری پدر:
داستانی بر اساس رویایی واقعی:
داستانی بر اساس رؤیایی واقعی و اختلاف بر سرزمین:
داستانی بر اساس رؤیای واقعی:
رسیدگی به مداوای یتیم:
نمره ارزیابی رئیس به کارمند خود:
همان طور که شهید می گفت تیر به سرش اصابت می کند:
داستان واقعی از یک شهید که می دانست جنازه‌اش در منطقه می ماند:
شهید می داند چه وقت شهید می شود:
قطع نخاع مهم نیست:
زنی که از مرگ خود خبر می داد:
در راهپیمایی شرکت نمی کنم:
داستان گوساله کربلائی مراد علی:
دعای شیخ حسن برای خانم مریض:
ملخ‌ها تمام مزارع را خوردند و سارها هم ملخ‌ها را:
گندم سه کیلو چهار تا یک تومانی:
مردی که خانه اش را فروخت تا در جبهه جنگ شرکت کند:
عروس که به خواستگاری داماد رفت و سرانجام داماد شهید شد:
گندم نداشتم یکی یکی بچه ها را سر می برم:
شخصی که میخ روی پالتو خود کوبید و غش کرد:
حمام کوچک و مجنونی و ارکانی:
مردی که با دست پلنگ را خفه کرد:
در زمستان گرگ گرسنه آدم می خورد:
مردی که ادای افراد مبتلاء را در می آورد:
حلوای لیسیده را کسی نمی خورد:
روباه زرنگ عاقبت در دام افتاد:
از قبری که شعله آتش در می آمد:
فرزندی که پدرش را از کوه پرت کرد:
نذر برای بوته های هندوانه:
گردوی درخت نذر نه افتاده از درخت:
شخصی ادعا می کرد افغانی دیده که مواد مخدر حمل می‌کند:
تو نیکی می کن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز:
سگ قدرشناس و بزی که زایمان کرد:
شغال گناه کار مرغ می دزدید:
خبر بردن مرگ پدر برای پسر:
شرایط ازدواج پیرمرد 75 ساله:
سزای بدچشمی باعث انتقام گرفتن یک زن شد:
امر به معروف و نهی از منکر و داستان سرباز که آشخور خطاب شد:
سیاست فقیر و غنی نمی شناسد:
کلاغ از بچه اش زرنگ تر است:
شیره انگور را چه طور باید خورد:
روزگاری که به منطقه ای از کشور سخت گذشت:
هنر باعث نجات جان شاه عباس شد:
بی بی آغای مظلومه و ترک اعتیاد:
بی بی آغا و نفرین به پسرش و اثرات این نفرین:
جوان بهانه گیر:
موتور سواری باعث شد تمام اموالش را ببخشد:
دزدان و خوردن گوشت:
اسبی که با مادرش جفت گیری کرد و مرد:
در قرآن خداوند انسان را به شکر نعمت و احسان به فقیران می آزماید:
متهمان افغانی 20 میلیون گرفتیم پیرمرد را با ساطور کشتیم!
غیرت نا به جا از من آدم کش ساخت:
روسری مرگ به گردن رمال میلیونر گره خورد:
قاتل اعضای خانواده خواستگار به مرگ محکوم شد:
شرم
خوب و بد:
حکایت تسبیح:
حکایت از شیخ کلینی:
حکایت مردی نادان:
حکایت حجاج ابن یوسف سقفی:
حکایت یکی از موحدان:
حکایت بهلول:
حکایت سه نفر در سرما:
حکایت مردی بر سر دو راهی:
حکایت پادشاهی به دیوانه:
حکایت اسکندر به دیوژن مشهور:
حکایت کنفوسیوس:
حکایت ابوعلی سینا:
از جاه تا چاه:
امام (ع) در عالم خواب به زائر خود گفت برای زیارت فرزندم ناز می‌کنی:
به برکت وجود امام درب حرم هم شفا می دهد:
عنایت دیگر امام هشتم درباره انتقال منزل از تهران به مشهد:
شهدای معراج مرا صدا می کردند کجا می روی:
به کرامت امام حسین کلیه ای که 70% آن تخریب شده بود بعد از عمل به حالت اول برگشت:

محصولات مشابه

بیشتر