تیر 1401

نقد کتاب هزار خورشید تابان

نقد کتاب هزار خورشید تابان

کتاب هزار خورشید تابان نوشته خالد حسینی است. این کتاب داستان مردم ستم‌دیده افغانستان و زندگی دو خانم که در دوران اشغال این کشور توسط شوروی و استقرار حکومت طالبان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌گردند صحبت می‌کند. این کتاب جز پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز است.
این کتاب به زبان انگلیسی نوشته شده و به چندین زبان دیگر نیز ترجمه شده است. کتاب هزار خورشید تابان بعد از رمان بادبادک‌باز توانست موفقیت چشمگیری را برای نویسنده داشته باشد. در این بخش به نقد کتاب هزار خورشید تابان می‌پردازیم؛ تا انتها همراه ما باشید.

خلاصه کتاب هزار خورشید تابان

داستان این کتاب درباره دختری با نام مریم شروع می‌شود. مریم فردی حرام‌زاده خوانده می‌شود و اطرافیان او این‌گونه وی را تحقیر می‌کنند. شخصیت اصلی داستان به همراه مادرش در یک کلبه روستایی زندگی می‌کند؛ با اینکه پدری ثروتمند دارد حمایت‌های مالی از سمت وی دریافت نمی‌کند و برای نیازهای روزمره خود و مادرش تلاش زیادی می‌کنند.
مریم در سن 15 سالگی به‌اجبار و ناخواسته با مردی بزرگسال به نام رشید که اخلاق خوبی نیز ندارد ازدواج می‌کند. کل زندگی مریم در تحقیر، کتک، توهین و … خلاصه شده و تمامی این موارد از سمت شوهر وی صورت می‌گیرد.

در یک بخش دیگر از کتاب درباره دختری با نام لیلا صحبت می‌شود. لیلا با پسری به نام طارق دوست بوده اما به دلیل مشکلاتی که این دو داشته‌اند مدت زیادی را جدا از هم می‌ماندند. در ادامه داستان درباره زندگی لیلا گفته می‌شود که پدر و مادر وی در جنگ داخلی کشته شده و شخصیت دوم داستان ما از طارق باردار است.
ارتباط این شخصیت با مریم که شخصیت اول داستان ما است مربوط به یک آوار است. لیلا با شرایط سختی که داشت توسط رشید همسر مریم از زیر آوار نجات می‌یابد.

در این کتاب با داستان آشنایی مریم و لیلا و مشکلاتی که دارند می‌پردازد و این دو هسته مرکزی داستان هستند. البته جا دارد به این نکته اشاره کنیم که رشید با لیلا نیز ازدواج کرده و این دو شخصیت هووی یکدیگر هستند و هر دو نیز توسط رشید مورد آزار، اذیت و شکنجه‌های مختلفی قرار می‌گیرند؛ همین یکسان بودن شرایط و مشکلات ایجاد شده باعث ایجاد صمیمت و ارتباط بین دو شخصیت اصلی می‌شود.

هدف کتاب هزار خورشید تابان

یکی از بخش‌های مهم در نقد کتاب هزار خورشید تابان ذکر هدف نویسنده از کتاب است. خالد حسینی در این کتاب زندگی خانم‌هایی را روایت می‌کند که در این دنیا دیده نمی‌شوند و توجهی به آنها نمی‌شود، افرادی که بیشترین آسیب را از جنگ، جهل و خشونت می‌بینند.
نویسنده در این کتاب اشاره می‌کند که خانم‌ها قربانی موشک و جنگ‌های طالبان شده و به سخت‌ترین شکل مجازات می‌شوند و در واقع حقی برای زندگی‌کردن ندارند.

نویسنده کتاب هزاران خورشید تابان

نویسنده این کتاب خالد حسینی یک پزشک و نویسنده افغانستانی مقیم امریکا است. وی در این کتاب درباره دنیایی صحبت می‌کند که در آن خانم‌ها مظلوم‌ترین و تنهاترین موجودات هستند. با به قدرت رسیدن طالبان نیز زندگی سخت‌تری را تجربه می‌کنند. او در این کتاب به‌خوبی رنج و اندوه را به تصویر می‌کشد.
این کتاب برگرفته از شعر صائب تبریزی است. این شاعر بزرگ و شناخته شده در سفری که به کابل داشته است قصیده‌ای در ستایش این شهر گفته و این‌گونه آغاز می‌شود: ” خوشا عشرت‌سرای کابل و دامان کُهسارش/ که ناخن بر دل گل می‌زند مژگان هر خارش”. صائب تبریزی کابل را شهری هزار شمس رخشنده توصیف کرده و این شعر شد منبع الهامی برای این نویسنده محبوب تا کتاب جنجالی هزار خورشید تابان را بنویسد.

افتخارات کتاب هزار خورشید تابان

  • برندة جایزة ملی کتاب انگلستان 2008
  • جزو لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز
  • برندة جایزة بوک سنس سال 2008
  • برندة تندیس بهترین کتاب سال 1386 برگزیده فروشندگان از دومین جایزه ادبی روزی روزگاری

بخش از متن کتاب هزار خورشید تابان

مهمان‌های عید هم آمدند. همه‌شان مرد بودند، دوستان رشید. در که می‌زدند مریم می‌دانست که باید به طبقه بالا برود و در را ببندد. آن‌ها چای می‌نوشیدند، دود راه می‌انداختند و گپ می‌زدند. رشید به مریم گفته بود تا زمانی که مهمان‌ها نرفتند از اتاقش بیرون نیاید. برای مریم مهم نبود.
درحقیقت، حتی خوشحال هم می‌شد که رشید روابط زناشویی‌شان را مقدس می‌دانست و از ناموسش حمایت می‌کرد. او از این حمایت احساس شادی می‌کرد. برایش مهم و باارزش بود. رشید روز سوم و آخرین روز عید به دیدن دوستانش رفت، مریم که تمام شب حالت تهوع داشت برای خودش آب جوشاند و چایی سبز درست کرد و کمی هل خرد شده در آن ریخت.

شروع کرد به تمیزکردن بازمانده‌های عید دیدنی شب قبل: فنجان‌های واژگون، پوست تخمه‌ها در میان تشک‌ها ریخته بود و اضافه‌های خوراک روی بشقاب‌ها خشک شده بود. مریم همین‌جور که ریخت‌وپاش‌های شب قبل را پاک می‌کرد با خود گفت چقدر مردها در تنبلی پرتوان‌اند.
نمی‌خواست به اتاق رشید برود. اما کار نظافت او را به آنجا کشاند از اتاق نشیمن شروع کرد بعد پله‌ها، راهروی بالا و سر آخر اتاق رشید. می‌دانست که برای اولین‌بار است که وارد اتاق او می‌شود. روی تخت نشست و احساس تجاوز به حریم دیگران به او دست داد.

سخن آخر

نویسنده این کتاب داستان را بر اساس اتفاق‌ها و شرایط سیاسی افغانستان و زندگی دردناک دو خانم افغانستانی نوشته است. او در این کتاب به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به این مورد اشاره می‌کند که در این کشور و حتی برخی از مناطقی که درگیر خرافات هستند خانم‌ها کمتر از یک گربه ارزش دارند.
این کتاب تنها بخش کوچکی از دردهای خانم‌های افغانستانی است، خانم‌های که درگیر دنیای خشن، مردسالار و وحشتناک هستند. در این دنیا به موجودات شگفت‌انگیز اجازه زندگی‌کردن و حتی لذت بردن از زندگی داده نمی‌شود. در این بخش به نقد کتاب هزار خورشید تابان از خالد حسینی پرداختیم؛ این نویسنده کتاب‌های زیادی دارد که جز پرفروش‌ترین‌ها بوده و می‌توانید این موارد را نیز از سایت فراکتاب تهیه کنید.

 

شما اولین نفری باشید که درباره این مطلب نظر می دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مدیر
مدیر

... بیوگرافی کامل