برایم شمع روشن کن

نظرات کاربران و نقد و بررسی برایم شمع روشن کن

ادبیات
دسته بندی
افق
ناشر
خرید و مطالعه
نمره کلی
4 /
3.5
2
چاپی
0.0
نظر شما چیست؟
1 نظر
User avatar
شمیم

به نام خدایی که دل‌های تنها را با آشنایی‌های ناغافل گرم می‌کند... مدت ها پیش معرفی کوتاهی از کتاب «برایم شمع روشن کن » را در یک کانال معرفی کتاب دیدم، آن پیام را ذخیره کردم تا بعداً کتابش را پیدا کنم؛ چند روز قبل که طاقچه تعداد زیادی از کتاب های نشر افق را رایگان کرد، خواندن این کتاب را شروع کردم... داستان در مورد سارا دختری 12 ساله است که مادرش در بیمارستان بستری شده و سارا اطلاعات دقیقی از وضعیت بیماری مادرش و وخامت حالش ندارد چرا که پدرش تابه‌حال او را به ملاقات مادرش نبرده و هر دفعه که سارا به پدرش اصرار می‌کند تا او را همراه خود ببرد پدر خواسته اش را بی جواب می‌گذارد... سارا جز مادربزرگ پدری اش فک و فامیل دیگری ندارد و به تازگی تنها دوست صمیمیش هم اسباب کشی کرده‌اند و به محل دیگری رفتند، به همین خاطر سارا خیلی احساس تنهایی می‌کند. پدر سارا که گویا مهندس ساختمان است بیشتر وقتش را بیرون از خانه می‌گذراند و به دلیل مشغله های زیاد، زمان خاصی را به تنها دخترش اختصاص نمی‌دهد. قسمت جالب کتاب برای من مربوط به ایمیل های سارا و مرد ناشناسی است که به گمان سارا نسبتی با مادرش دارد؛ داستان این مرد از یک عکس قدیمی شروع می‌شود، عکس تولد 5 سالگی مادر. در آن عکس مردی کنار مادرش است که سارا تابه‌حال آن را ندیده اما با جستجو در اینستاگرام مردی با همان مشخصات پیدا کرده که شباهت زیادی به مرد درون عکس دارد. سارا به مرد ایمیل می‌زند و درمورد اتفاقات روزمره و آدم های اطرافش برای مرد تعریف می‌کند؛ در ابتدا از این صمیمیت تعجب کردم اما در پایان داستان با آشکار شدن هویت مرد حس محبت و راحتی که سارا نسبت به او داشت برایم قابل درک تر شد. سارا برای من نماد دختری تنها بود که درک شخصیتش برای هر کسی آسان نبود، دختری که پدرش او را دست کم می‌گرفت و حقیقتی که دانستن آن حقش بود را از او پنهان می‌کرد، دختری که برای فرار از دنیای واقعی و درددل کردن به فضای مجازی پناه می‌برد... و اما در پایان در مورد اسم داستان... (تازگی ها به علت نامگذاری کتاب ها توجه بیشتری نشان می‌دهم😅) همسایه جدید سارا خانواده ای مسیحی هستند که دختری همسن و سال سارا به نام آرمینه دارند. آرمینه به همراه پدر،مادر،برادر و مادربزرگش در واحد روبه‌روی خانه سارا زندگی می‌کنند، مادربزرگ آرمینه پیرزن مهربانی است که هر یکشنبه به نیت شفای بیماری مادر سارا برایش شمع روشن می‌کند...

۱۴۰۵/۶/۲۱