
به نام خدایی که در دل ناتوانی جسم، قدرت روح را آشکار میسازد... بالاخره بعد از یک ماه و سه هفته تصمیم گرفتم یادداشت بنویسم...🥲 نسخه صوتی داستان «ساداکو و هزار درنای کاغذی» را از برنامه ایران صدا گوش دادم؛ دقیقاً وقتی که به شنیدن همچین داستانی نیاز داشتم. داستان در مورد دختر نوجوانی به نام «ساداکو ساساکی» است که عشق دویدن و مسابقه دو است، دختری امیدوار و با انگیزه که دنیای رنگی خودش را دارد و از بودن کنار خانواده و دوستانش احساس آرامش می کند؛ اما دست تقدیر چیز دیگری برای ساداکو رقم زده... هنگامی که آمریکا، هیروشیمای ژاپن را بمب باران اتمی کرد، ساداکو دو سال داشت. در آن سن کسی متوجه نشد که ساداکو تحت تاثیر تشعشعات اتمی قرار گرفته و مبتلا به بیماری لوسمی(سرطان خون) شده است زیرا مادرش ساداکوی دو ساله را پس از بمباران سالم پیدا کرده بود؛ اما با گذشت سال ها آثار بیماری بیش از قبل در ساداکو نمایان میشد و درنهایت پزشکان مجبور شدند ساداکو را در بیمارستان بستری کنند... ساداکو در این داستان تأثیرگذار و غمگین، نماد یک دختر امیدوار و صبور بود، دختری که با وجود سن کمش، در بستر بیماری هم انگیزه و امید خود را از دست نداد و سعی کرد با ساختن هزار درنای کاغذی رنگارنگ از شر بیماری سرطان خلاص شود؛ صد حیف که دنیا همیشه آن طور که می خواهیم پیش نمیرود😢 با شنیدن این روایت که بر اساس واقعیت بود، قدر سلامتی ام را بیش از پیش دانستم و تصمیم گرفتم به خاطر هر درد و رنج کوچکی شکایت نکنم زیرا کسانی هستند که با وجود سن کم، با بیماری های وحشتناکی دست و پنجه نرم می کنند. خدا را شکر می کنم بابت این نعمت با ارزشی که به من عطا کرده است و از صمیم قلبم آرزو دارم تمامی بیماران به خصوص بیماران سرطانی شفا پیدا کنند و به آغوش خانواده هایشان بازگردند🤲🏻😢 این داستان ذهن من را برد سمت انیمیشن کوتاه (A Folded Wish/ یک آرزوی تا شده) که مدت ها قبل دیده بودم؛ داستان دو خواهر دوقلو که از بیماری رنج می برند و تصمیم می گیرند طبق افسانه ژاپنی قدیمی با ساختن هزار درنای کاغذی به آرزویشان برسند اما ...
سند تلخی دیگر از جنایت های ناتمام آمریکای منحوس..🥲 مرگ بر آمریکااا، که هزاران ساداکو را قربانی زیاده خواهی خودشون کردند..
واقعهای بسیار وحشتناکی که بر هیروشیما و ناکازاکی گذشت اونقدر فجیعه که فکر میکنم هر چقدر کتاب هم نوشته بشه نمیتونه وسعت اون جنایتی که بر بشریت گذشت رو بازگو کنه. جنایتی که فقط معطوف به زندههای اون موقع نبوده و به نسلهای بعدی هم کشیده شده و اونها هم ناخواسته زندگیشون تحت تاثیر قرار گرفت. ساداکو روایت یکی از همان بچههایی رو بازگو میکنه که در زمان فاجعه جزو آدم بزرگها به حساب نمیومده، حق فرار نداشته چون هنوز خیلی کوچولو بوده که بتونه تشخیص بده چه اتفاقی افتاده. وقتی بزرگ شد و تصمیم گرفت که برای خودش رویا بسازه سایهی اون جنایت به روی زندگیش افتاد و اونم درگیر خودش کرد. فکر نمیکردم کتاب ساداکو اینقدر جذاب باشه، اونقدر جذاب که بنظر من واقعا حقشه که از روش انیمیشنی ساخته بشه تا اون فاجعه وحشتناک نه تنها از ذهن مردم ژاپن که از کل دنیا پاک نشه و تا دنیا دنیاست بازگو بشه و مردم بدونن چه قتل عامی اتفاق افتاده. واقعا پیشنهادش میدم. تنها نکتهی منفی کتاب رنگی نبودن یا بعضی از جاها گنگ بودن تصاویر کتاب بود. همین و بس. این متن را برای چالش مرور نویسی فراکتاب نوشتهام. #چالش_مرور_نویسی_فراکتاب