
موضوع کتاب خیلی زیباست ولی نویسنده خیلی چیزهای خستا کننده ای مطرح میکنه و اینکه یه سری نکات مثل نسبت های فامیلی شخصیت ها رو خیلی گنگ مطرح کرده است
ایثار و فداکاری و اخلاص سطر به سطر کتاب موج میزنه دلاوری ایرانی ها از زمان میرزا تا دفاع مقدس از عطاخان و پدر و بچه هاش باید فیلم بسازن
واقعا این کتاب رو پیشنهاد میکنم، و یه زندگی متفاوت بود، فقط شیوه نگارش کتاب گاها سوال در ذهن مخاطب ایجاد میکنه و کمی که تامل میکنی متوجه منطور نویسنده میشوی.
کتاب فرشته ها حواسشان جمع است... کتاب قشنگی است مثل اکثر کتاب های شهدایی🥺 داستان زندگی مادر دو شهید کم سن و سال هست با تربیت فوق العاده... نکات درس گرفتنی داره برای تربیت بچه ها... معنویت حاکم در این زندگی واقعا درک میشه... فقط انتقادی هست اینکه یک مقدار مطالب پس و پیش میشه برای خواننده سئوال ایجاد میکنه، پس به نظرم سئوال هاتون رو اگه تا آخر کتاب پاسخ نگرفتید، میشه انتقال داد به نویسنده. پس تا آخرش صبر کنید.
جنگ برای خیلیها با صدای آخرین شلیک و امضای قطعنامهها تمام شد اما برای دیوارهای این خانه جنگ هنوز در جریان است کتاب فرشتهها حواسشان جمع است فقط بازخوانی خاطرات جبهه و خط مقدم نیست روایتی عریان، صبور و بیپرده از سنگر ساکت یک خانه است خانهای با دو داغ، دو قامت بر خاک افتاده و دو قلبی که سالهاست به مدار صبوری میچرخند.
کتاب فوق العاده زیبایی بود گاهی در اوایل یا اواسط کتاب ، نوع نگارش کمی جذابیت کتاب رو پایین میاره به شدت توصیه میکنم کتاب رو کنار نگذارید، قراره به جاهای خیلی خیلی جذاب برسید که نمیتونید کتاب رو زمین بذارید
عطاخان گفت: کلافه ام.... صبر و استقامت... جانبازی رو با عمق جانمون حس کردیم...
نگارش کتاب و این که از دو دیدگاه متفاوت پدر و مادر شهید روایت شده بود، بسیار جالب بود و زندگی این شهدا و مادر صبورِ خانواده هم الگویی برای زندگی هایمان اما جای معرفی اشخاص و شخصیت های داستان در عکس های پایانی کتاب خالی بود
کتابی کوتاه، جالب و دلنشین از زندگی شهدای غیاثوند... و چه زیبا که کتاب با خاطره ای از آقای شهیدمان به پایان رسید. نگارش دو فصل مجزا از زبان مادر و پدر شهید نوآوری نویسنده این کتاب است. شخصیت و رفتار و نوع رابطه والدین شهدا با شهدا از متن کاملا مشخص بود. شخصیت شهید علی به شدت برای من دوست داشتنی بود. انشاءالله دعاگوی ما باشند.
خیلی خوب بود که هم از زبان پدر شهیدان هم مادرشون ، روایت شد. خیلی کتاب رو دوست داشتم. باهاش خندیدم و گریه کردم. چقدر این پدر و مادر مظلوم بودن. خیلی سخته فقط دو تا بچه داشته باشی، دوتاشون شهید بشن و دیگه... از صبر و رضایتشون لذت بردم. ان شاء الله شفیع ما هم باشن🥺
با خوندن این کتاب به این فکر میکردم که چقدر خانواده های شهدا و به خصوص جانبازان عزیز ، سختی کشیدن و ما اصلا نفهمیدیم که چقدر اذیت شدن و اصلا پر مورد بعضیا هاشون حتی نمیدونیم که چه اتفاقاتی توی زندگی شون افتاده و ما چقدر مدیون این مادران و همسران شهدا و جانبازان هستیم
این کتاب از جمله کتابهایی بود که اگر به من بگن که به کسی پیشنهاد بده بخونه حتما پیشنهاد میکنم.کتاب سرشار از لحظاتی بسیار زیبا از عشق و زندگی است.واقعا در آن زمانه اینکه مادربزرگ این دو شهید این قدر با عشق به خدا و اهل بیت این دو شهید بزرگوار را با وجود شاغل بودن مادر تربیت کرده بسیار ستودنی است.برای من این کتاب بسیار جذاب بود از این جهت که با وجود اینکه قبلا خانم ها اکثرا خانه داربودند،مادر این دوشهید عزیز شاغل بودند و این حجم از توجه به درس در کنار تربیت دینی در آن دوران که چه بسا به اندازه زمانه ما به درس بچه ها اهمیت نمیدادند،بسیار ستودنی و قابل توجه است.در این کتاب در کنار روایت مادر شهید از زندگیشان،پدر شهید هم صحبت کردند و برای من خیلی زیبا بود که روایتگر این کتاب بسیار زیبا پدر و مادر شهید هستند و فقط به روایتگری مادر بسنده نشده است.مطالعه این کتاب بسیار زیبا را به تمامی بزرگوار پیشنهاد میکنم.