تولد در کالیفرنیا

نظرات کاربران و نقد و بررسی تولد در کالیفرنیا

خرید و مطالعه
نمره کلی
5 /
4.2
6
الکترونیکی
4.3
چاپی
0.0
نظر شما چیست؟
3 نظر
User avatar
98912****1530

به نظرم عالی بود، جا داره یک بار دیگه بخونم

۱۴۰۳/۸/۱۷
User avatar
مریم ترابی فرخانی

کتاب تولد در کالیفرنیا اینبار روایت گر یه دختربچه ایرانیه که بخاطر شرایط پدرش به لندن میرن. شرایط جامعه‌ای که لندن سعی در القای زن مدرن و امروزی و البته غیراسلامی داره روی این دختر تاثیر خودشو میزاره و کم کم متوجه میشیم با اینکه به مسلمون بودن خودش پایبنده اما اندیشه‌ای پشتش نداره و تو دلش میترسه. میترسه از مسخره شدن (که ممکنه همچین حالتی در ماها هم باشه) این دختر بزرگ میشه و برمیگردن ایران. با پسری ایرانی به نام محمد ازدواج میکنه و بخاطر درسی که شوهرش داره به آمریکا میرن. توی آمریکا دوستی داره که یه روز تصمیم میگیره جلسه دعای حدیث کساء رو تو خونش برگزار کنه و خب ستوده ناراضیه و دوست نداره اما بلاخره و آخر از همه به اون مراسم میره و به عنوان کمک کننده تو آشپزخونه میمونه و نمیاد پیش مهمونا. همون شب خواب میبینه. خوابی که قریب به مضمون یک رویای صادقه است و این رویا سبب میشه که ستوده متحول بشه و برگرده به مدار اصلی. میفهمه اون مجلس از سمت خود حضرت پذیرفته شده. گاهی آدما به یه تلنگر، به یه اتفاق، به یک عنایت الهی عوض میشن و اینکه این مسیر ادامه دار باشه یا نه دیگه بستگی به همت اون فرد داره نکته‌ی دیگه اینکه بازم مبرهن هست که شرایط محیطی بر تفکرات انسان اثر گزاره و نمیشه این مقوله رو کتمان کرد و ما دیدیم که ستوده هم مستثنی نبود. عقاید فمنیستی که غرب سعی در القای اون به زنان و دختران داره جریانی به شدت آرام و ادامه داره و این میان ما باید هوشیار باشیم. وقتی ستوده تغییر کرد و این تغییر در رفتار و سکناتش (مثلا رفتاری که با شوهرش داشت اونم خارج از ایران) نمود پیدا کرد باعث شد توجه شوهرش هم به کارهایی که میکنه جلب بشه و اونم همراه خودش کنه. پس یعنی حرف زدن زیاد ملاک نیست مهم اون عقیده‌ای هست که در رفتارت نشست کرده اونه که مهمه و نگاه رو جذب یا دفع میکنه. این متن را برای چالش مرور نویسی فراکتاب نوشته‌ام. #چالش_مرور_نویسی_فراکتاب

۱۴۰۳/۶/۱۲
User avatar
گیتی پیروزه

#کتاب_خواندم #تولددرکالیفرنیا سری کتاب های تولد که راجع به روایت مسلمان شدن یا مسلمان واقعی شدن آدم هاست رو خیلی دوست دارم و یک حس مشترک از خوندن هر کدومشون بهم دست میده، اینکه چقدر حیف همه ی آدم ها این مسائل رو درک نکنند و این حس های خوب رو تجربه نکنند. این کتاب ماجرای دختری ایرانی که در اوایل نوجوونی با خانواده به انگلیس میره و تا بزرگسالی اونجا زندگی میکنه بخاطر خانواده مذهبی که داشته حجاب نگه میداره ولی خیلی دنبال مباحث مذهبی و دینی نیست. بعد ازدواج که با همسرش به آمریکا میره و اونجا در اوج رسیدن به آرزوهای دنیایی زندگیش باز هم احساس خلأ داره... فکر میکنم ما آدم ها احساس خلأ بعد از رسیدن های پیاپی رو هممون تجربه میکنیم ولی در عجبم که چرا قلبمون رو برای دریافت حقیقت باز نمی کنیم. نقطه ی زیبای کتاب برای من همین جا بود دویدن و نرسیدن و اقرار... اینجاست که نور به زندگیت میپاشه و قدم قدم دستت رو میگیرن و جلو میبرن فقط کافیه بگی بلد نیستم... اشتباه کردم... بذار به حساب کوچک بودنم... نکته جالب دیگه ای که داشت تغییر سبک زندگیش به واسطه ی تغییر میزان حُبّش بود. به قول خود راوی نشانه ها رو می‌گرفت و جلو میرفت... کتاب خوبی برای معرفی به نوجوون هاست. #چالش‌مرورنویسی‌فراکتاب

۱۴۰۳/۵/۳۱