
«آنک آن یتیم نظر کرده» به قلم استاد محمدرضا سرشار، شاخصترین تلاش ادبیات معاصر ایران برای دراماتیزه کردن زندگی شخص اول جهان اسلام، پیامبر مهربانی، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) در قالب رمان است. اثری که خواندن آن برای علاقهمندان به ادبیات داستانی تجربهای بس شیرین و گیراست. شاید مهمترین دستاورد سرشار، برشهای انسانیای است که از شخصیت پیش از نبوت در نیمه اول کتاب ارائه میدهد: کودکی که مزهی یتیمی را میچشد و نوجوانی که بیآنکه به گناه آلوده شود، با رنج و تناقضهای جامعهاش درگیر است. نویسنده با تکیه بر منابع کهن شیعه و سنی، شکاف میان «عصمت» و «زندگی طبیعی» را چنان ماهرانه پر میکند که نه خواننده مذهبی احساس بیحرمتی میکند، نه خوانندۀ غیرمذهبی اثر را شعاری مییابد. فصل سفرهای تجاری، اوج این تعادل ظریف است. نقطه ثقل و برگ برنده این کتاب، بیشک قلم توانمند نویسنده و فضاسازیهای آن است. سرشار با بهرهگیری از نثری فاخر با رگههایی از ادبیات کهن و توصیفاتی به شدت زنده و جزئینگرانه، اتمسفر مکه و شبهجزیره عربستان را پیش چشم خواننده مصور میکند. اگر به ادبیات علاقهمند باشید، این کتاب فراتر از یک روایت تاریخی، برایتان یک ضیافت ادبی خواهد بود که خواندنش به دلیل همین زبان داستانی، با سرعت و کشش بالایی پیش میرود. سرشار در برانگیختن همدلی نیز استادانه عمل کرده: مرگ عبدالمطلب، وداع با حلیمه و گریههای آمنه، همگی با نثری تصویری چنان جاندار از کار درآمدهاند که از معدود لحظات ناب ادبیات دینی فارسی به شمار میروند و نه فقط خاطره خواندن آن بلکه دیالوگهایش تا مدتها در ذهن خوانندگان میماند. نویسنده برای روایت بخشهای مختلف زندگی پیامبر از تکنیک «تعدد راوی» استفاده کرده است. این تکنیک، از یک سو به داستان پویایی بخشیده و ابعاد مختلفی از وقایع را از زاویه دید شخصیتهای گوناگون نشان میدهد؛ اما از سوی دیگر در برخی موارد تمرکز مخاطب را بر هم میزند. البته باید توجه داشت اصل ایده خوب است -و احتمالاً بیشتر یک تمهید اعتقادی است تا فنی، چرا که پیامبر اسلام را نمیتوان از درون روایت کرد، در واقع هیچ نویسنده مسلمانی نمیتواند و نباید به ذهن و احساسات درونی پیامبر دسترسی روایی ادعا کند-، اما در بعضی موارد در اجرا ضعیف است. یکی از نقدهای وارد بر این اثر، لکنت در ترسیم دقیق جامعه عرب جاهلی است. درک یکی از شئون عظمت کار پیامبر، در گرو شناخت دقیق عمق تاریکی و لجنزار اخلاقی و فرهنگی عرب جاهلی است؛ اینکه پیامبر چگونه از درون جامعهای بیگانه با علم، تمدن و حقوق انسانی، پیشروترین تمدن دینی را پایهریزی کرد. متأسفانه کتاب در این زمینه دچار نوعی گسست، سکتهی روایی و در نهایت شتاب جبرانی برای تصویرسازی است. نویسنده در بخش عمدهای از پیشدرآمد داستان، به دلیل تمرکز بر شخصیت شریف عبدالمطلب، ناخواسته تصویری خنثی و گاه مثبت از رسوم عرب جاهلی ارائه میدهد، اما درست در یک قدمی بعثت، به صورت ناگهانی و گلدرشت، شروع به ارائه تصویری غرق در منجلاب از جامعه جاهلی میکند که این تغییر، در ذوق مخاطب آگاه میزند. یکی دیگر از آسیبهای فرمی اثر، افت محسوس کیفیت داستانپردازی در نیمهی دوم رمان (بهویژه از مقطع بعثت و وقایع هجرت حبشه به بعد) است. در این بخشها، نوعی خستگی در قلم و فرم روایی نویسنده مشهود است؛ بهگونهای که اثر از یک درام درجه یک، رفتهرفته به یک گزارشنویسی با روکشی نازک از داستان تنزل پیدا میکند. گویی نویسنده که در نیمهی اول با حوصله به فضاسازی و خلق موقعیت میپرداخت، در نیمهی دوم انتقال سریع اطلاعات را بر پرداخت حسی و داستانی ترجیح داده است. به صورت کلی یکی از مهمترین پیشفرضهایی که مخاطب پیش از مطالعهی این اثر باید در نظر بگیرد اینست که این اثر یک رمان است، نه یک کتاب تاریخ. نویسنده در جایجای اثر، بنا بر اقتضائات درام و برای پر کردن خلأهای روایی موجود در متون مرجع، ناگزیر به استفاده از تخیل و اضافات داستانی شده است. حتی در مواردی، برای پیشبرد پیرنگ داستان، به روایات تاریخیِ ضعیفتری که پتانسیل دراماتیک بالاتری داشتهاند، استناد شده است مثل ماجرای تعریف وقایعی که هنگام وحی بر پیامبر رفته برای ورقه بن نوفل توسط خدیجه سلام الله علیها. بنابراین، نباید از این کتاب انتظار تحلیلهای سندی، رجالشناسی و موشکافیهای یک پژوهشگر تاریخ را داشت. هرچند در قیاس با سایر آثار این ژانر، پشتوانه پژوهشی اثر فراتر از توقع از یک رمان است. «آنک آن یتیم نظر کرده» برای مخاطبی که به دنبال درک کلیات زندگی پیامبر در بستری داستانی و پرکشش است، انتخابی لذتبخش است. اما اگر ذهنی تحلیلگر دارید و دغدغهتان کشف واقعیات مستند تاریخی است، این کتاب شما را سیراب نخواهد کرد. اگر اهل تاریخ هستید و به دنبال استناد، تحلیل و درک عمیقتری از سیره و زمانهی ایشان میگردید، پیشنهاد میشود به سراغ منابع تاریخیتر و تحلیلیتر بروید. خواندن «فروغ ابدیت» اثر آیتالله سبحانی برای یک نگاه جامع، مستند و تحلیلی، و برای مخاطبانی که قصد دارند با لنز دقیقتر و سیاسی-اجتماعیتری به تاریخ اسلام بنگرند، مطالعهی «تاریخ سیاسی اسلام (جلد اول: سیره رسولالله)» اثر استاد رسول جعفریان، توصیه میشود.
نویسنده این کتاب استاد محمدرضا سرشار هستند نمیدونم چرا اشتباهاً اقای رهگذر در توضیحات کتاب نوشته شده؟
این کتاب بسیار عالیه حتما بخونید ، توانمندی استاد رهگذر و توصیف عالی ایشون ما رو میبره به اون دوران و زمان زندگی پیامبر.