بچه تان مبارک

نظرات کاربران و نقد و بررسی بچه تان مبارک

یارمند
ناشر
عطیه پژمان
ویراستار
نشر صاد
ارائه دهنده
خرید و مطالعه
نمره کلی
5 /
4.3
8
الکترونیکی
4.2
نظر شما چیست؟
4 نظر
User avatar
98937****2114

#چالش_مرور_نویسی_فراکتاب از عوامل فراکتاب سپاسگزارم که من رو با این کتاب آشنا کردن، موضوعاتی پیرامون پدر و مادر و تربیت فرزندان برای من بسیار جذاب هستن و از خوندن این کتاب بسیار راضی ام. اکثر کتاب هایی با موضوع دانش خانواده که در بازار شهرت دارن و به مقادیر بالایی به فروش میرسن کتاب هایی با نویسنده های خارجی اند که شاید برای فرهنگ ایرانی ما، قابل تعمیم و قابل درک نباشه ولی این کتاب که نویسنده ایرانی اون را نگارش کرده کاملا قابل درک برای من بود. اگه میخواید کتابی درمورد تربیت فرزند بخونید، این کتابو حتما به لیست مطالعه تون اضافه کنید. کم حجمه  و زمان زیادی قرار نیس از شما بگیره ولی روی آگاهی تون تاثیر میذاره. با این کتاب هم میتونید جای فرزند قرار می گیرید و با تفکرات فرزندان  آشنا بشید و هم جای پدر و مادر باشید و اونا رو درک کنید. داستان های کتاب اکثرا موضوعات غم انگیزی هستند و قرار نیست با خوندن این کتاب، احساس خوشنودی داشته باشید ولی بهتون توصیه میکنم  خوندن این کتاب رو متوقف نکنید و ادامه بدید. درباره طراحی جلد، باید بگم جلد کتاب زیباست ولی موضوع کتاب هم درباره نقش مادر بود و هم پدر، اگر طراح جلد پدر رو هم کنار فرزند طراحی می کرد، بهتر بود. این کتاب من رو یاد کتابی به نام نیمه تاریک مامان انداخت و اون کتاب هم به روانشناسی فرزند و والدین می‌پرداخت. امان از فرزندان ناخلف، همیشه وقتی میبینم که بچه ها با پدر و مادرشون بدرفتاری می‌کنن خصوصا وقتی پدر و مادر پیر شدن، قلبم میشکنه ، نویسنده همچین روایتی رو در کتاب آورده بود که من رو به گریه انداخت. خود من علاقه زیادی به حیوانات دارم و چند سال هست که طوطی خریدم و در منزل ازش مراقبت میکنم. روایت آقای توک من رو به شک انداخت، که شاید نباید حیوانات رو در منزلم زندانی کنم. کتاب مفید، کم حجم، آموزنده و قابل ملموس برای ما ایرانی هاست. برش کتاب: مثل همۀ آخر هفته ها خانم و آقای توک سگشان را در خانه گذاشتند و به مهمانی رفتند البته خودشان از شنیدن کلمه سگشان به شدت ناراحت میشوند و ترجیح میدهند سگشان را یا پسرشان بگوییم یا اسمش را ناندا.   این یادداشت را برای چالش مرور نویسی فراکتاب نوشتم.

۱۴۰۳/۲/۳۱
User avatar
صدیقه سندگل

#چالش_مرور_نویسی_فراکتاب خلاصه کتاب: این کتاب روایت هایی حول موضوع فرزند و فرزند آوری بیان میکند، هرکدام از شخصیت ها به نوعی با بچه داری دست و پنجه نرم می‌کنند. یک زوج بچه دار نمیشوند،  یک زوج می‌خواهد  کودکی را به فرزندی بگیرد، زوج دیگری حیوان خانگی را به عنوان فرزند قبول کردند و یک زوج فرزند معلول دارند و... این کتاب را به همه به ویژه زوج هایی که در فکر بچه دار شدن هستند توصیه میکنم‌. بعد خواندن این کتاب تصورتان درمورد بچه و بچه داری تغییر خواهد کرد، لااقل برای من اینطور بود. این کتاب مصداق فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه، بود. با اینکه حجم بسیار کمی داشت ولی ذهنم را کاملا بهم ریخت و من را به فکر فرو برد. حقایق تلخی را آشکار کرد که اصلا انتظارش را نداشتم. اگر در شرایط روحی مناسبی نیستید توصیه میکنم این کتاب را در وقت دیگری بخوانید‌. نویسنده اسم کتاب را بسیار خوب انتخاب کرده ، کاملا به مضمون کتاب مرتبط است مفاهیم روانشناختی بسیار مهمی درکتاب آمده مثل افسردگی بعد زایمان، شرایط سخت و غیرقابل تحمل ماه های اول به دنیا آمدن فرزند، کمبود ها و عقده هایی که فرزندان در دوران کودکی تحمل می‌کنند ، شرم فرزند از والدینش (والدینی که موقعیت اجتماعی نامناسبی دارند برای مثال درگیر اعتیاد شدند یا فقیر هستند یا...)، فرزند ناخلف که بلای جان پدرومادر می‌شود و... روایت آقا همت برای من دردناک بود و بسیار غمگین شدم که سرنوشت آقا همت این طور شد. روایت خانم توک برای من پندآموز بود و از نویسنده ممنونم که به موضوع  جایگزینی سگ، گربه‌ و.. به جای فرزند پرداخته بود، مسئله پذیرفتن حیوان خانگی به جای فرزند، در کشور ما بسیار جای تاسف دارد. بعد از خواندن این کتاب احساس میکنم ده سال بزرگتر شدم، از آن دسته کتاب های آموزنده و کمیابی است که مثل اش را پیدا نخواهید کرد. برش کتاب: مثل همۀ آخر هفته ها خانم و آقای توک سگشان را در خانه گذاشتند و به مهمانی رفتند البته خودشان از شنیدن کلمه سگشان به شدت ناراحت میشوند و ترجیح میدهند سگشان را یا پسرشان بگوییم یا اسمش را ناندا. این یادداشت را برای چالش مرور نویسی فراکتاب نوشتم.

۱۴۰۳/۲/۳۰
User avatar
98992****6317

مطالعه کنید

۱۴۰۳/۲/۲۳
User avatar
مریم ترابی فرخانی

کتاب بچه‌تان مبارک مجموعه ای از داستان های ایرانی (یکم ترسناک) بود که در نهایت به هم ربط پیدا میکردن و همینش به ترسناک بودنش اضافه میکرد و باعث میشد برگردی و ببینی اون طرف اول کتاب چه اتفاقی افتاد براش که اینجا و در این قسمت دوم اینجور گفته میشه. من اولش اینجور بودم که یسری داستان تو این کتاب اومده که ربطی بهم ندارن و میخوندم و عبور میکردم اما دیدم نه! اینا بهم ربط داره (پس اگه میخواهید کتابو بخونید از همون داستان اول دقت کنید که یادتون باشه کی به کیه چون اشخاص زیادی تو کتاب اومدن و هر کدوم داستان خودشون دارن) اما انتظار من از این کتاب بیشتر از اینا بود. تخیلی بودن کتاب باعث میشد کمتر عمیق شم و سرسری بگذرم ولی یجاهایی هم خب عجیب بود اونم زیاد شدن تعداد بچه هایی که عوض شده بود و انگاری کار، کار شبنم بوده. فکر میکردم کتابی رو میخونم که شادی و حس خوب مادرشدن به آدم تزریق میکنه اما این کتاب اینجور نیست حین خوندنش با خودم گفتم چرا این کتاب باید برای چالش تعیین میشد؟ کتابی که از نظر من بخش آموزنده بودنش خیلی خیلی کمتره و از قضا ماورایی بودنش زیاد (دیدن اون پسر بچه پشت پنجره) #چالش_مرور_نویسی_فراکتاب اگه نویسنده ایرانی سعی کرده کتاب تخیلی و ماورایی بنویسه باید گفت راه خیلی طولانی داره و نیاز داره که حتما از دُز جیغ و دادهای زن ها تو کتابش کم کنه. آدم بدون جیغ زدن هم میتونه ترسناک باشه. این کتاب، کتابی نیست که نه از حیث داستان بودنش و نه حتی به واسطه اسم کتاب که گول زننده است به کسی معرفی کنم و بگم حتما بخونه ولی اگه هم قرار بر معرفی به کسی باشه حتما باید شروطی رو لحاظ کرد. داشتم به این فکر میکردم اگه یکم پرداخت بهتری داستان پیدا کنه میتونه به شکل تله فیلم و یا فیلم عادی ساخته بشه. این متن را برای چالش مرور نویسی فراکتاب نوشته‌ام.

۱۴۰۳/۲/۲۳