میلیشیا

نظرات کاربران و نقد و بررسی میلیشیا

ادبیات
دسته بندی
مریم رمضانی
نویسنده
خرید و مطالعه
نمره کلی
5 /
3.6
8
الکترونیکی
3.6
نظر شما چیست؟
7 نظر
User avatar
روح اله نوروزی

#چالش_مرور_نویسی_فراکتاب «میلیشیا»؛ روایتی متفاوت از فریب و سرنوشته. رمان «میلیشیا» نوشته مریم رمضانی، اثری است که با محوریت سازمان مجاهدین خلق و فعالیت‌هایش در دهه 1360، داستانی پرکشش و تفکربرانگیز را روایت می‌کند. این کتاب، بیش از آنکه یک داستان صرف باشد، بازخوانی تأثیرات یک سازمان بر سرنوشت افراد و خانواده‌هاست؛ سرنوشتی که با فریب، خیانت و دگرگونی‌های فکری گره خورده است. کامران، راوی این قصه، نویسنده‌ای است که لال شده و حالا باید داستان عطا، یکی از اعضای سابق سازمان را روایت کند. عطا، شخصیتی است که میان ایدئولوژی، حقیقت و زندگی شخصی‌اش درگیر است و گذشته‌اش او را رها نمی‌کند. مخاطب از خلال روایت کامران، با زندگی عطا و دنیای پیچیده‌ای که سازمان برایش ساخته بود، آشنا می‌شود. یکی از نقاط قوت کتاب، فضاسازی واقع‌گرایانه و تنش‌آلود آن است. نویسنده با زبانی ساده اما پرکشش، خواننده را به دل روزهای پرالتهاب دهه 60 می‌برد و روایت کسانی را که در این دوران، درگیر ایدئولوژی‌های افراطی شدند، به تصویر می‌کشد. همچنین، پرداختن به شخصیت‌های آسیب‌دیده از سازمان، نشان می‌دهد که حتی جداشدگان از آن، تا سال‌ها سایه‌ی سنگین گذشته را روی زندگی‌شان حس می‌کنند. اما رمان خالی از اشکال نیست. در برخی بخش‌ها، شخصیت‌پردازی‌ها سطحی به نظر می‌رسد و بعضی تغییرات در رفتار و باورهای شخصیت‌ها، ناگهانی رخ می‌دهد. همچنین، کتاب می‌توانست عمیق‌تر به تأثیر سازمان بر نوجوانان و نحوه‌ی جذب و کنترل ذهنی آنها بپردازد؛ موضوعی که همچنان در برخی فرقه‌ها و گروه‌های افراطی امروزی نیز دیده می‌شود. با این حال، «میلیشیا» اثری خواندنی برای کسانی است که به داستان‌های تاریخی، سیاسی و اجتماعی علاقه دارند. این کتاب، صرفاً یک روایت داستانی نیست، بلکه به نوعی بازخوانی تاریخ است؛ تاریخی که هنوز هم سایه‌ی آن بر زندگی برخی افراد باقی مانده است. اگر به رمان‌هایی با مضامین روان‌شناختی، سیاسی و تاریخی علاقه‌مندید، «میلیشیا» را از دست ندهید. نوشته شده برای چالش مرورنویسی فراکتاب.

۱۴۰۳/۱۲/۳۰
User avatar
نعیمه

رمان «میلیشیا» نوشته‌ی مریم رمضانی، یه سفر تو زمانه؛ برمی‌گردیم به دهه‌ی 60، وقتی که سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با شعارهای پر زرق‌وبرق، جوونای این سرزمین رو فریب می‌داد و سرنوشت خیلی‌ها رو به تباهی می‌کشوند. این کتاب، بدون حاشیه‌پردازی اضافه، به دل ماجرا می‌ره و نشون می‌ده که چطور این سازمان تونست با تبلیغات و وعده‌های فریبنده، جوونا رو به سمت خشونت و ترور بکشونه. داستان درباره‌ی کامرانه؛ نویسنده‌ای که حرف نمی‌زنه، اما حالا مجبور شده قصه‌ی زندگی عطا، یکی از اعضای سابق سازمان رو بنویسه. توی این مسیر، کم‌کم زخم‌های گذشته سر باز می‌کنن و رازهایی که سال‌ها پنهون مونده بودن، یکی‌یکی آشکار می‌شن. نویسنده با مهارت خاصی روایت می‌کنه که چطور این سازمان، نه‌تنها جوونا، بلکه کل خانواده‌ها رو تحت تاثیر قرار می‌داد و چجوری بی‌اعتمادی و شکاف بین اعضای خانواده‌ها رو به‌وجود می‌آورد. ماجرای عطا، فقط قصه‌ی یه نفر نیست، بلکه داستان خیلی از جووناییه که فریب خوردن و وقتی به خودشون اومدن، دیگه راه برگشتی نداشتن. یکی از چیزایی که «میلیشیا» رو خاص می‌کنه، اینه که سعی نکرده یه داستان سیاه‌وسفید بسازه. به‌جای قضاوت، روایت می‌کنه و می‌ذاره مخاطب خودش تصمیم بگیره. اما یه پیام مهم داره: هوشیار باشیم و نذاریم تاریخ تکرار بشه. این رمان، یه یادآوری تلخه؛ اینکه چطور اعتماد کورکورانه و ناآگاهی می‌تونه سرنوشت یه نسل رو تغییر بده. برای جوونای امروز هم یه هشداره که تو دنیای پر از تبلیغات و فریب، قبل از هر تصمیمی، خوب فکر کنن و آگاهانه انتخاب کنن. این مرور برای #چالش_مرور_نویسی_فراکتاب نوشته شده است.

۱۴۰۳/۱۲/۳۰
User avatar
ناهید سعادت

#چالش_مرور_نویسی_فراکتاب میلیشیا" اثر مریم رمضانی، رمانیه درباره سازمان مجاهدین خلق و فعالیت‌هایش در دهه 1360. داستان حول محور نویسنده‌ای لال به نام کامران می‌گذرد که به اجبار، راوی قصۀ عطا، عضو سابق سازمان می‌شود. رمضانی در این رمان، به نفوذ عمیق سازمان در لایه‌های زندگی خانوادگی می‌پردازد؛ نفوذی که می‌تواند یک زندگی عاشقانه را به نابودی بکشاند. کتاب با وجود خیالی بودن، به‌خوبی واقعیت مغزشویی را ترسیم می‌کند، اما می‌توانست به تأثیر سازمان بر نوجوانان بیشتر و دقیق‌تر بپردازد؛ مسئله‌ای که همچنان در جامعه امروز وجود دارد و تفکرات مشابه با تبلیغات گسترده بر ذهن نوجوانان کار می‌کنند. "میلیشیا" با استفاده از نشانه و نماد، به فضای روز جامعه نزدیک می‌شود و با پایان‌بندی خود، این پیغام را می‌رساند که جداشدگان از سازمان نیز لکه‌دار باقی می‌مانند. داستان جذاب کتاب، مخاطب را تا پایان همراه می‌کند، اما شخصیت‌های رمان در حد تیپ باقی می‌مانند و تغییراتشان ناگهانی است. عطا و کامران مکمل هم می‌شوند تا قصه را جلو ببرند، اما پیرنگ کتاب علت‌های محکمی ندارد و حوادث ناگهانی پیش می‌روند. "میلیشیا" روایت مغزهایی زنگ‌زده در سازمان است که پوسیدگی‌شان بر اطرافیانشان هم اثر می‌گذارد و این عنوان، به ماجرای جذب نیرو توسط منافقین و باورها و شیوه مدیریت آنها اشاره دارد. این رمان سراسر هیجان، شما را با تکه‌ای از تاریخ کشورمان آشنا می‌کنه. نوشته شده برای چالش مرورنویسی فراکتاب.

۱۴۰۳/۱۲/۳۰
User avatar
مریم ترابی فرخانی

#چالش_مرور_نویسی_فراکتاب کتاب میلیشیا روایت گر انسان هایی است که به باور خودشان و براساس فلسفه ی فکری خودشان با رژیم حاکم پهلوی می جنگیدند و در این جنگیدن خط و مرزی برای خودشان نداشتند جز رسیدن به آن آرمان و هدفی که تعیین کرده بودند. به قولی جمله ی هدف وسیله را توجیه می کند برای آنها همان اسلوب جنگیدن بود و هرآنچه باعث حواسپرتی آنها می شد یا دست به کاری می زدند که خدشه ای به این هدف وارد می آورد برای آنها به عنوان مانع به حساب می آمد و آن مانع باید به هر طریقی حذف می شد. حتی اگر می گفتند ما برای رفاه و عدالت می جنگیم اما در کنارش برای رسیدن به این هدف ناگزیر مجبور می شدند جان کسی را یا بهتر است بگوییم بی گناهی را بگیرند. یک مجاهد یا یک مبارز از نظر آنها نباید دلبستگی خارج از سازمان داشته باشد حتی اگر آن دلبستگی پدر، مادر، همسر یا حتی فرزند باشد تمامی آنها باید کنار گذاشته شود وگرنه ممکن است آن مبارز در لحظه ی حساس اهمیت آن دلبستگی برایش مهمتر از هدف سازمان تلقی شود و سازمان را با خطر مواجه کند. عطا در کتاب میلیشیا اگر چه فهمیده بود راهی که انتخاب کرده اشتباه بود اما برای اصلاح آن زندگی تلاشی نکرد و مثل انسانی که در باتلاق گرفتار شده دست از تلاش برداشت و گذاشت که باتلاق او را به قعر خود فرو ببرد. چنین انسان هایی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند به واقع جز دسته ی خطرناک ها به حساب می آیند. کتاب به زعم من یک زنگ خطر هم درون خودش داشت و آن خواندن کتاب هایی با خط فکری نادرست در زمان نادرست بود. پروا در حساس ترین شرایط کتاب هایی مثل مادر، غرب زدگی و ... را خواند و چون در اطراف خودش بیشتر از سمت عمویش حرف شنوی بیشتری داشت به راه او نیز کشیده شد. این نکته ی خیلی مهمی است، باشد که پند گیریم. این متن را برای چالش مرور نویسی فراکتاب نوشته‌ام.

۱۴۰۳/۱۰/۱۷
User avatar
فاطمه عزیزخانی

کتاب خوبی است

۱۴۰۳/۴/۱۰
User avatar
زهرا مهدی پور

کتاب خوبی است اوایل کتاب برام خوندنش کمی سخت بود ولی داستانش که فکر میکنم یک داستان واقعی باشه داستان خوبی بود و چهره منافقین را تا حدی نشان می داد.

۱۴۰۲/۶/۷
User avatar
98917****1275

کتاب عالی هست ایا شیراز میتونم تهیه کنم

۱۴۰۱/۱۱/۱۳