
یک کتاب طنز، گاهی تلخ که ریشه های اصلی افسردگی رو نشونه میگیره و تلاش میکنه اونها رو به ما معرفی کنه. کتاب خیلی خوبی هست. بر خلاف اسمش. تاکید اصلی این کتاب روی این هست که شادی در اصل در لحظاتی هست که ما اونها رو نادیده میگیریم. مثل نور پنجره، موسیقی زیبا، رنگ های شاد، توجه به خواسته های ریز و به ظاهر کوچک قلب و بدن. همچنین قدرشناسی، سلام و احوال پرسی، دیدار دوستان تحرک و .... . افسردگی با فراموش کردن اینها آغاز میشه. نقش اصلی داستان کودکی هست که با حس کنجکاوی کودکانه و بیان واقعیت های زیبای آدم های اطرافش خارج از کلیشه های خانواده و رسم و رسومات گذشتگان فکر میکنه و ما رو به خودمون یادآوری میکنه و در نهایت از داستان خارج میشه و به قلب خواننده وارد میشه. خیلی خوبه
تلخ....غمگین....ناراحت....افسرده.
بسیار تلخ با پایانی کاملا دور از ذهن و تلخ تر
کتاب بسیار ناامید کننده ای هست. از اسمش هم مشخصه. اگر مشکل روحی دارین اصلا این کتاب رو نخونین.