
داستان در مورد یک دنیای آخرالزمانیه که چند سالی میشه بخاطر یک بیماری واگیردار و کشنده موسوم به طاعون سرخ، رو به نابودی رفته و جوامع انسانی تا حد زیادی از بین رفته و بازماندهها که اکثراً کودک و نسلهای جدیدی هستن که از این فاجعه جون سالم به در بردن، چیز زیادی از دنیای قبل از بیماری نمیدونن و هر خاطرهای که راوی داستان از گذشته براشون تعریف میکنه، غیرقابل باور و عجیبه. چیزی که باعث میشه کتاب تا حد زیادی برای من شبیه کتاب آخرین انسان باشه، اما کلاسیکتر. اما نکته جالب برای من اینه که با اینکه داستان در سال 2013 میگذره، اما حدود صد سال قبل و در سال 1912 نوشته شده! و شنیدن/خوندن داستانی که در سالهایی اینقدر نزدیک و تجربه شده به ما میگذره اما خبری از گوشی تلفن و اینترنت و تکنولوژیهای دیگه در اون نیست جالبه. فقط همینقدر براتون بگم که تو دنیای داستان، خبری از هواپیما نیست و مردم برای فرار از بیماری، از وسایل حملونقلی نظیر بالن و کشتی هوایی استفاده میکنن. خوندن درمورد دنیایی که تجربه کردم از دید انسانی در قرن گذشته و بدون این چیزها، خیلی هیجانانگیز و جالب بود.