3.0از 3
مشاهده نمونه

کتاب سایه ی باد

رمان
دسته بندی
نیماژ
ناشر
نشر سپید ماه آوا
ارائه دهنده
شروع قیمت از:
%15
۱٬۲۰۰٬۰۰۰
۱٬۰۲۰٬۰۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
چاپی
صوتی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب سایه‌ ی باد

««گورستان کتاب‌های فراموش‌شده»، نام مجموعه‌ای است چهارجلدی‌ که جلد اول آن سایه‌ی باد نام دارد. سایه‌ی باد اثر نویسنده اسپانیایی، کارلوس روئیث ثافون داستانی پرهیجان درباره یک شهر با یک گورستان کتاب است. نسخه اصلی این کتاب در سال 2005 منتشر شد و مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. این اثر تا به حال به 20 زبان ترجمه شده و یک کتاب پرفروش در سطح جهانی است.

داستانی که در فضایی دلهره‌آور و رمزآلود شکل می‌گیرد و این فضا تا آخرین واژه با مخاطب همراه است. اولین راوی قصه، «دنیل» است. ما همراه با او و پدرش در یک صبح پیش از طلوع، وارد گورستان کتاب‌های فراموش‌شده خواهیم شد. مکانی استثنایی و نهان که تنها عده معدودی از وجودش مطلع‌اند. در میان هزاران هزار جلد کتابی که دنیل می‌تواند یکی از آن‌ها را برای خودش انتخاب کند، دست بر کتابی می‌گذارد که «کاراکس» آن را نگاشته. کتابی نفس‌گیر و پیچیده که دنیل را وارد دنیای خودش می‌کند. اما دنیل تنها وارد داستان کاراکس نخواهد شد. بلکه این آغازی است بر قصه‌ای هیجان‌انگیز و در هم‌تنیدگی زندگی این دو. کارلوس روئیث ثافون در سایه‌ی باد از داستان‌های صد سال تنهایی، جن زدگی، داستان‌های کوتاه بورخس، آنک نام گل، سه گانه نیویورک و گوژپشت نتردام الهام گرفته و به نوعی ترکیبی از داستان‌های نام‌برده ساخته است.

خلاصه کتاب سایه‌ ی باد

 داستان در بارسلونا و در دهه 1950 رقم می خورد. «دنیل سمپر»، فرزند مردی کتابخانه دار که همسرش را از دست داده، در ده سالگی رمانی به نام سایه‌ی باد اثر «جولیان کاراکس» را پیدا می کند. رمان، اثری کمیاب است و نویسنده آن نیز ناشناخته، و شایعات از مردی با ظاهری عجیب سخن می گویند که مشغول سوزاندن تمام نسخه های این رمان بوده است. مرد، خود را «لائین کوبرت» می نامد: نام شیطان در یکی از رمان های «کاراکس». «دنیل» بزرگ می شود و شیفتگی اش نسبت به «کاراکس» اسرارآمیز، او را با کاراکترهایی آشنا می کند که هر کدام، رازهایی در سینه دارند. همزمان با تلاش «دنیل» برای کشف حقیقت، به تدریج شباهت هایی ترسناک میان زندگی خودش و «کاراکس» شکل می گیرد. 

زمانی که کتاب را در دست می‌گیریم درست مانند آن است که در پیچاپیچ قفسه‌های کتابخانه‌ای بسیار بزرگ و در دل تاریکی شب کسی را در انتهای راهرویی ببینیم؛ شبحی محو و ترسناک که با ما در آن کتابخانه سرد و مه‌زده تنهاست. اما کافی است که قدم به قدم به او نزدیک شویم، یکی یکی راهروها را بپیماییم و کم کم در نور مهتاب ببینیم که پیرمرد کتابدار است! سایه باد این گونه است. تمامی خطوط داستانی و تمامی شخصیت‌ها در ابهامی دلنشین هستند تا کم کم با تعاریف راوی از زندگی و گذشته و خاطراتش به این آدم‌ها و داستان‌ها نزدیک شویم و ترس و دلهره‌مان بریزد. اما بفهمیم تازه در ابتدای شنیدن داستان هستیم.

درواقع این رمان، داستانی در داستانی دیگر است. همان طور که اشاره شد، ما نه تنها زندگی دنیل را می‌خوانیم، بلکه به زندگی کاراکس نیز وارد می‌شویم. این موضوع باعث می‌شود وقتی کتاب را به دست گرفته‌اید، احساس کنید چندین کتاب خوانده‌اید! نه تنها تعدد خطوط داستانی در زمان‌های مختلف و با شخصیت‌های متفاوت موجب این امر می‌شود، بلکه عوض شدن راوی در بخش‌هایی از کتاب و نگاه کردن به اتفاقات از زاویه دیدی دیگر نیز این حس را به مخاطب منتقل می‌کند. اما همه این تغییر و تحولات آن چنان در هماهنگی با یکدیگر به سر می‌برند که در هیچ کجا، داستان را گم نمی‌کنیم و با وجود تعداد زیادی از آدم‌ها در روایت، نام شخصیت‌ها فراموش نخواهد شد.

واقعیت این است که سایه‌ی باد همانند «زندگی» است. آدم‌ها در این داستان درگیر همه‌چیز هستند. نه‌فقط یک روایت عاشقانه، یا نه‌فقط یک روایت سیاسی اجتماعی. داستان به نسبت خوبی همه این‌ها را باهم یکجا دارد. همان‌طور که زندگی می‌تواند گاهی عادی و معمولی بگذرد و گاهی پر از اکشن و هیجان باشد.

از کتاب سایه‌ی باد، میلیون‌ها نسخه در سراسر جهان و فقط در انگلستان بیش از یک میلیون نسخه به فروش رفت. آثار کارلوس ثافون در ۴۵ کشور جهان منتشر و به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده است. به همین دلیل نیز او پرفروش‌ترین نویسنده معاصر اسپانیایی‌زبان محسوب می‌شود. ثافون در سن ۵۵ سالگی و در سال ۲۰۲۰ بر اثر ابتلاء به سرطان درگذشت. 

گزیده کتاب سایه‌ ی باد

بارسلو مدتی بی‌آن‌که توجهی به حضور من نشان دهد با لبخندی آرام به روبرو خیره شده بود. دیگر امیدی نداشتم مرا به آن بانوی سفیدپوش معرفی ‌کند. با تمام وجود می‌خواستم بدانم او کیست، با این حال بارسلو طوری رفتار می‌کرد درست مثل این‌که آن دختر وجود خارجی ندارد و هیچ‌یک از ما وی را نمی‌بینیم. سعی کردم از گوشه‌ی چشم به بانوی سفیدپوش نگاه کنم. در حقیقت از نگاه مستقیم به آن چشم‌هایی که سرگردان به ناکجاآبادی در افق خیره شده بودند واهمه داشتم. پوست صورت و دست‌هایش پریده‌رنگ بودند و تقریباً براق. در چهره‌ی زیرکش نشانه‌هایی از استحکام و صلابت دیده می‌شد و موی درخشان سیاهش که در بالای سر محکم بسته شده بود به قطعه‌سنگی نمناک شباهت داشت. طراوت چهره‌اش نشان می‌داد که حداکثر بیش از بیست سال نداشت، اما نوعی پختگی و تسلط در رفتارش دیده می‌شد که هر نوع قضاوتی دربار‌ه‌ی سن او را غیرممکن می‌کرد. شاید او هم مثل مانکن‌های عروسکی پشت ویترین مغازه‌ها به دام جادوی جاودان جوانی افتاده بود تا نمایش‌دهنده‌ی چیزی باشد که از وی انتظار می‌رفت.

دانلود کتاب سایه‌ ی باد

این کتاب صوتی، از روی متن کتاب «سایه‌ی باد» (نشر نیماژ با ترجمه علی صنعوی) تولید شده است. شما می‌توانید نسخه صوتی این کتاب را از نرم‌افزار یا سایت فراکتاب دریافت کنید.