3.0از 3
مشاهده نمونه

کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

بر ذهنت چیره شو و ناممکن را ممکن کن

کتاب
دسته بندی
میلکان
ناشر
شروع قیمت از:
%10
۴۲۰٬۰۰۰
۳۷۸٬۰۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
چاپی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی (Can't Hurt Me) اثری ترکیبی از خاطرات و خودسازی است که خوانندگان را به چالش می‌کشد تا با محدودیت‌های خود روبه‌رو شده و توانایی‌های واقعی‌شان را بازتعریف کنند. این کتاب در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و به سرعت به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز تبدیل گردید.

معرفی کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

دوران کودکی برای دیوید گاگینز نویسنده کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی مثل یک کابوس بود. فقر، پیش داوری و آزار فیزیکی تمام چیز هایی بود که روز و شب او را تشکیل می‌داد. اما او از طریق خودسازی، استقامت روحی و سخت کوشی توانست خودش را از یک جوان افسرده بدون آینده به یک ورزشکار استقامتی برتر جهان و چهره نیروی مسلح آمریکا تبدیل کند.

دیوید گاگینز در رخدادهای استقامتی مختلف دارای رکورد است و باعث شده است مجله Outside او را به عنوان آماده ترین مرد جهان معرفی کند. دیوید گاگینز در "نمی توانی به من آسیب بزنی"، داستان زندگی حیرت انگیز خود را به اشتراک می گذارد و فاش می کند که بیشتر ما فقط از 40 درصد از قابلیت های خود استفاده می کنیم. گاگینز این قانون را 40٪ می نامد و داستان او مسیری را نشان می دهد که هرکسی می تواند برای محو کردن دردهای گذشته، از بین بردن ترس، و رسیدن به پتانسیل کامل خود آن را دنبال کند.

خرید کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب خریداری کنید.

کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

خلاصه کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

کتاب نمی‌توانی به من آسیب بزنی (Can't Hurt Me) اثری ترکیبی از خاطرات و خودسازی است که خوانندگان را به چالش می‌کشد تا با محدودیت‌های خود روبه‌رو شده و توانایی‌های واقعی‌شان را بازتعریف کنند. این کتاب در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و به سرعت به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز تبدیل گردید.

دیوید گاگینز، نویسنده این کتاب، سفری شگفت‌انگیز از یک کودکی آکنده از trauma، فقر و تبعیض نژادی تا تبدیل شدن به یکی از سرسخت‌ترین ورزشکاران استقامتی و نیروهای ویژه نیروی دریایی (Navy SEAL) را روایت می‌کند. او تنها فردی در تاریخ است که توانسته آموزش‌های ویژه نیروی دریایی (SEAL)، نیروی زمینی (Army Ranger) و کنترل‌کننده تاکتیکی هوایی نیروی هوایی را با موفقیت پشت سر بگذارد. مجله Outside او را «ورزیده‌ترین (واقعی) مرد آمریکا» نامیده است.

خلاصه داستان زندگی

۱. کودکی آکنده از رنج

گاگینز در اوایل کتاب، دوران کودکی وحشتناک خود را در بوفالو، نیویورک توصیف می‌کند. پدرش به شدت با او، برادرش و مادرشان بدرفتاری می‌کرد. پس از فرار مادر از این شرایط، آنها به شهری کوچک در ایندیانا نقل مکان کردند، اما در آنجا نیز با چالش‌های جدیدی روبه‌رو شدند. گاگینز از لکنت زبان، اضطراب شدید و نژادپرستی آشکار رنج می‌برد و از نظر تحصیلی بسیار عقب افتاده بود.

۲. نقطه عطف: تصمیم برای تغییر

پس از ترک نیروی هوایی، گاگینز به عنوان نابودگر آفات در ایندیاناپولیس کار می‌کرد و بیش از ۱۳۶ کیلوگرم وزن داشت. شبی در حال تمیز کردن یک رستوران کثیف، مستندی از نیروهای ویژه نیروی دریایی (Navy SEALs) از شبکه دیسکاوری دید. استقامت و عزم راسخ آنان او را چنان تحت تأثیر قرار داد که تصمیم گرفت زندگی خود را متحول کند. او در سه ماه، بیش از ۴۵ کیلوگرم وزن کم کرد و با پافشاری، سرانجام پس از سه بار تلاش، وارد برنامه آموزشی طاقت‌فرسای BUD/S شد.

۳. موفقیت‌های خارق‌العاده

گاگینز پس از تبدیل شدن به یک نیروی ویژه، هرگز متوقف نشد. او علاوه بر خدمت در افغانستان و عراق، به یک ورزشکار استقامتی برجسته تبدیل شد و در مسابقات فوق‌ماراتن مانند Badwater 135 شرکت کرد. او همچنین رکورد جهانی بیشترین تعداد حرکت بارفیکس در ۲۴ ساعت (۴۰۳۰ بار) را به نام خود ثبت کرد.

مفاهیم کلیدی کتاب

۱. قانون ۴۰ درصد

گاگینز معتقد است زمانی که ذهن ما به ما می‌گوید به پایان توانایی‌هایمان رسیده‌ایم، تنها ۴۰ درصد از ظرفیت واقعی خود را به کار گرفته‌ایم. او استدلال می‌کند که با عبور از نقطه‌ای که ذهن اعلام خستگی می‌کند، می‌توانیم به ۶۰ درصد باقی‌مانده دست یابیم و نتایج فوق‌العاده‌ای کسب کنیم.

۲. ذهن پینه‌بسته

همان‌طور که پوست بدن در اثر اصطکاک مکرر پینه می‌بندد، ذهن نیز باید با قرار گرفتن آگاهانه در معرض ناراحتی و سختی، «پینه» ببندد. این استقامت ذهنی، فرد را برای رویارویی با چالش‌های زندگی آماده می‌کند.

۳. آینه پاسخگویی

گاگینز تکنیکی را معرفی می‌کند که خود از آن استفاده کرده است: نوشتن یادداشت‌هایی با پیام‌های بی‌پرده و صادقانه روی آینه، برای مواجهه با ضعف‌ها و تعیین اهداف مشخص. این آینه، فرد را مجبور می‌کند که با واقعیت‌های ناراحت‌کننده درباره خود روبه‌رو شود و مسئولیت کامل زندگی‌اش را بپذیرد.

۴. گرفتن جان‌ها

این مفهوم به معنای پیشی گرفتن از دیگران، نه از روی کینه، بلکه برای نشان دادن قدرت عزم و اراده است. گاگینز از این ذهنیت برای پیشی گرفتن از هم‌دوره‌ای‌های خود در آموزش‌های نظامی استفاده کرد.

۵. اهمیت رنج

گاگینز تأکید می‌کند که رنج، قدرت دگرگون‌کنندگی دارد. او خوانندگان را تشویق می‌کند که درد و سختی را به عنوان فرصتی برای رشد بپذیرند و با خروج از منطقه امن خود، محدودیت‌هایشان را بازتعریف کنند.

ساختار کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

کتاب «نمی‌توانی به من آسیب بزنی» ساختاری منحصربه‌فرد دارد. هر فصل با روایت بخشی از زندگی گاگینز آغاز می‌شود و با چالش‌های عملی پایان می‌یابد که خواننده را به پیاده‌سازی مفاهیم آموخته شده در زندگی خود دعوت می‌کند. این چالش‌ها شامل تمرین‌هایی مانند «ثبت گزارش پس از عمل» (After Action Report) برای تحلیل عملکرد و شناسایی نقاط قابل بهبود است.

نقدها و نظرات

نقاط قوت:

 صداقت بی‌پرده: گاگینز از بیان جزئیات تلخ زندگی‌اش هراسی ندارد.
 چالش‌های عملی: کتاب را از یک خاطره صرف به یک راهنمای عملی برای رشد شخصی تبدیل کرده است.
 داستان‌سرایی جذاب: روایتی روان که درس‌های زندگی را با داستان‌های شخصی در هم می‌آمیزد.
 درس‌های جهانی: اصول مطرح‌شده برای همه، از ورزشکار گرفته تا دانشجو، قابل استفاده است.

نقدها:

 تکرار مضامین: برخی خوانندگان ممکن است مفاهیم تکراری کتاب را خسته‌کننده بیابند.
 افراط‌گرایی: فلسفه «همه یا هیچ» گاگینز ممکن است برای همه قابل قبول نباشد.
 توجه محدود به بهبود عاطفی: کتاب بیشتر بر استقامت فیزیکی و ذهنی تمرکز دارد تا بهبود زخم‌های عاطفی.

جمع‌بندی

«نمی‌توانی به من آسیب بزنی» بسیار فراتر از یک کتاب خودسازی ساده است. این اثر، یک بیدارباش برای رهایی از زندگی متوسط و دستیابی به پتانسیل واقعی انسانی است. گاگینز با روایت صادقانه و بی‌پرده زندگی خود، نشان می‌دهد که گذشته هرگز نباید تعیین‌کننده آینده باشد و هر فردی می‌تواند با پذیرش مسئولیت، مواجهه با ترس‌ها و تلاش بی‌وقفه، قهرمان زندگی خود شود. او ثابت می‌کند که رنج و ناملایمات، اگر در مسیر درست هدایت شوند، می‌توانند به بزرگ‌ترین نیروی محرکه برای رشد و تعالی تبدیل شوند.

فهرست کتاب

مقدمه
فصل اول قرار بود فقط آمار باشم.
فصل دوم حقیقت تلخ است.
فصل سوم وظیفه ی غیر ممکن
فصل چهارم گرفتن روح
فصل پنجم ذهن زره پوش
فصل ششم مسئله جایزه نیست.
فصل هفتم قوی ترین سلاح
فصل هشتم نیازی به استعداد نیست.
فصل نهم خاص بودن در میان خاص‌ها
فصل دهم توان بخشی شکست
فصل یازدهم اگر بشود چه؟
پی نوشت‌ها

مطالعه کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی مناسب چه کسانی است؟

این کتاب برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است:

 افرادی که به دنبال غلبه بر محدودیت‌های ذهنی خود هستند
 ورزشکاران و علاقه‌مندان به حوزه استقامت
 دانشجویان و حرفه‌ای‌هایی که می‌خواهند انضباط شخصی خود را افزایش دهند
 هر کسی که با ناملایمات زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کند
 علاقه‌مندان به خاطرات و زندگینامه‌های الهام‌بخش

برشی از متن کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

مقدمه

آیا می‌دانید واقعاً چه کسی هستید و چه توانایی‌هایی دارید؟

مطمئنم گمان می‌کنید می‌دانید؛ ولی باور شما حقیقت را نشان نمی‌دهد. انکار بزرگترین منطقه‌ی امن است. نگران نباشید. شما تنها نیستید. در سراسر جهان در
هر کشور و شهری میلیون‌ها نفر با چشمانی بی روح مانند زامبی در خیابان ها می گردند به راحتی عادت میکنند خود را قربانی می دانند و از توانایی های شان بی خبرند. همه ی اینها را می‌دانم؛ زیرا همیشه این افراد را دیده و صحبت های شان را شنیده ام و من هم مثل شما روزی یکی از آنها بوده‌ام.

من هم بهانه ی لعنتی خوبی داشتم روزگار با من مهربان نبود. وقتی به دنیا آمدم بچه ی ضعیفی بودم. با کتک کاری بزرگ شدم. در مدرسه از لحاظ جسمی و روحی شکنجه شدم. آن قدر به من کاکاسیاه گفته اند که حسابش از دستم در رفته است ما زمانی فقیر بودیم و به سختی امرار معاش می کردیم در خانه ای دولتی زندگی می کردیم افسردگی ام داشت خفه‌ام می کرد.

به بدترین وضع ممکن زندگی می کردم و آینده ی تاریکی در انتظارم بود. کمتر کسی می داند زندگی در بدترین وضع چیست؛ ولی من میدانم شبیه ماسه ی روان است. شما را با تمام قدرت به زیر می کشد و رهای تان نمی کند. وقتی زندگی این گونه باشد برایت راحت تر اســت کـه خودت را به دست باد بسپاری و انتخاب های آسانی را تکرار کنی که تو را دائماً از پا در می آورند.
حقیقت این است که همه ی ما انتخاب های محدود کننده و طبق عادت می کنیم.
این مسئله مانند غروب آفتاب طبیعی و عادی و مانند جاذبه ی زمین بنیادی است. ذهن تان همین طور شکل می گیرد. به همین دلیل است که انگیزه ها از بین می روند. حتی بهترین سخنرانی انگیزشی یا روش خودیاری نیز فقط تأثیری موقتی دارند. آنها سیستم مغزتان را درست نمی کنند؛ آرزوهای تان را بزرگ و زندگی تان را شادتر
نمی کنند. انگیزه تقریباً هیچ کس را تغییر نمی دهد. جبران قرعه ی بد تقدیر من فقط و فقط بر دوش خودم بود.

متن کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

برشی از متن کتاب نمی توانی به من آسیب بزنی

مقدمه

آیا می‌دانید واقعاً چه کسی هستید و چه توانایی‌هایی دارید؟

مطمئنم گمان میکنید میدانید؛ ولی باور شما حقیقت را نشان نمی‌دهد. انکار بزرگترین منطقه‌ی امن است. نگران نباشید شما تنها نیستید. در سراسر جهان در هر کشور و شهری میلیون‌ها نفر با چشمانی بی روح مانند زامبی در خیابان‌ها می‌گردند به راحتی عادت می‌کنند خود را قربانی می‌دانند و از توانایی هایشان بی خبرند همه ی اینها را می‌دانم؛ زیرا همیشه این افراد را دیده و صحبت‌هایشان را شنیده ام و من هم مثل شما روزی یکی از آن‌ها بوده‌ام من هم بهانه‌ی لعنتی خوبی داشتم روزگار با من مهربان نبود وقتی به دنیا آمدم بچه ی ضعیفی بودم با کتک کاری بزرگ شدم در مدرسه از لحاظ جسمی و روحی شکنجه شدم آن قدر به من کاکاسیاه گفته اند که حسابش از دستم در رفته است!

ما زمانی فقیر بودیم و به سختی امرار معاش میکردیم در خانه ای دولتی زندگی می کردیم افسردگی ام داشت خفه ام می‌کرد. به بدترین وضع ممکن زندگی میکردم و آینده ی تاریکی در انتظارم بود کمتر کسی میداند زندگی در بدترین وضع چیست؛ ولی من میدانم شبیه ماسه ی روان است شما را با تمام قدرت به زیر می کشد و رهایتان نمی‌کند. وقتی زندگی این گونه باشد برایت راحت تر است که خودت را به دست باد بسپاری و انتخاب‌های آسانی را تکرار کنی که تو را دائماً از پا در می‌آورند.

حقیقت این است که همه ی ما انتخاب‌های محدود کننده و طبق عادت می‌کنیم این مسئله مانند غروب آفتاب طبیعی و عادی و مانند جاذبه زمین بنیادی است. ذهنتان همین طور شکل می‌گیرد به همین دلیل است که انگیزه ها از بین می‌روند. حتی بهترین سخنرانی انگیزشی با روش خودیاری نیز فقط تأثیری موقتی دارند. آن‌ها سیستم مغزتان را درست نمی‌کنند؛ آرزوهای تان را بزرگ و زندگیتان را شادتر نمی‌کنند. انگیزه تقریباً هیچ کس را تغییر نمی‌دهد جبران قرعه ی بد تقدیر من فقط و فقط بر دوش خودم بود.