0.0از 0
مشاهده نمونه

کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا

زندگی مادرم

شروع قیمت از:
%10
۳۳۵٬۰۰۰
۳۰۱٬۵۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
چاپی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا؛ زندگی مادرم اثری منحصربه‌فرد و صمیمی است که با قلمی صادقانه، تصویری چندبعدی از یکی از محبوب‌ترین ستاره‌های تاریخ سینما ارائه می‌دهد. شان هپبورن فرر، پسر آدری، با بهره‌گیری از خاطرات شخصی، اسناد خانوادگی و عکس‌های دیده‌نشده، روایتی تأثیرگذار از زندگی مادرش خلق کرده است؛ از کودکی سخت در سال‌های جنگ، اوج‌گیری در هالیوود، فراز و نشیب‌های زندگی شخصی و سرانجام، سال‌های پایانی که به بشردوستی و کمک به کودکان محروم جهان اختصاص یافت.

معرفی کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا

آدری هپبورن، ستارهٔ سرشناس هالیوود، علیرغم اصرار دوستان و همکارانش، هیچ‌وقت زندگینامه‌ای از خود ننوشت، زیرا احساس می‌کرد زندگی‌اش آنقدر ساده و معمولی است که اگر هم نوشته شود، کسی دلش نمی‌خواهد آن را بخواند. اما پسر بزرگ او، شان هپبورن فرر، در کتاب «آدری هپبورن؛ یک روح زیبا» ثابت کرد زندگیِ تأثیرگذار و روحیات ویژهٔ مادرش ارزش بازگویی مجدد را دارد.

این کتاب که چهار سال پس از مرگ آدری هپبورن نوشته شده، روایتی صمیمی و معتبر از زندگی یکی از درخشان‌ترین ستاره‌های تاریخ سینما به قلم پسرش است. شان در این اثر، به‌دور از هیاهوها و داستان‌های هالیوودی، از دید کسانی که آدری را می‌شناختند، دریچه‌ای جدید به‌سوی شناخت مادرش می‌گشاید. این کتاب مجموعه‌ای خیره‌کننده از نزدیک به ۳۰۰ عکس است که بسیاری از آنها مستقیماً از آلبوم خانواده بوده و هرگز پیش از این منتشر نشده‌اند.

خرید کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا

نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.

کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا

خلاصه کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا

خلاصه داستان زندگی

۱. کودکی در سایهٔ جنگ

کتاب با روایت دوران کودکی آدری در بلژیک و هلند آغاز می‌شود؛ دوره‌ای که مصادف با جنگ جهانی دوم بود. شان با پرداختن به داستان این سال‌ها به مخاطبان نشان می‌دهد که این اتفاقات چگونه در شکل‌گیری شخصیت وی در بزرگسالی نقش داشته‌اند. او برایمان تعریف می‌کند که وقتی شش ساله بود پدرش خانه را ترک کرد. در سال‌های جنگ، با فقر و بی‌پولی دست‌وپنجه نرم کرد و هرگز آن روزها را فراموش نکرد؛ روزهایی که برادرانش غذای سگ می‌خوردند، دیگران پیاز گل لاله می‌خوردند و نان سبز بود چون تنها آرد موجود از لوبیا به دست می‌آمد. آدری گاهی تمام روز را در رختخواب صرف خواندن می‌کرد تا احساس گرسنگی نکند.

۲. کشف استعداد و اوج شهرت

استعداد هنری آدری به‌طور تصادفی توسط یک کارگردان تئاتر در لابی یک هتل کشف شد. او با سخت‌کوشی فراوان و اقبال بسیار خوبش دیده شد، با بهترین بازیگران و کارگردانان زمانه‌اش همکاری کرد و به موفقیت رسید. آدری توانست ۴ بار نامزد جایزهٔ اسکار شود و در سال ۱۹۵۳ برای فیلم «تعطیلات رمی» این جایزه را دریافت کند. او با نقش‌هایی همچون الیزا دولیتل در فیلم «بانوی زیبای من» و هالی گولایتلی در فیلم «صبحانه در تیفانی» میلیون‌ها نفر را خیره کرد. همکاری او با هربرت دو ژیوانشی، طراح مد مشهور فرانسوی، تقریباً نیم قرن به طول انجامید و او را به یکی از پیشگامان اصلی جریان مد در جهان تبدیل کرد.

۳. مادر، همسر و انسان پشت نقاب شهرت

شان در این کتاب بی‌پرده و صادقانه به مسائلی همچون مشکلات جسمانی مادرش، ازدواج‌های متعددش و بیماری سرطان که در نهایت موجب مرگ وی شد می‌پردازد. مخاطب در این اثر می‌تواند چهره‌ای تازه از آدری هپبورن ببیند، چهره‌ای که پشت نقش‌ها و زیبایی مسحورکننده‌اش پنهان بود.

شان فاش می‌کند که مادرش یک راز بزرگ داشت: او غمگین بود. نه به این دلیل که زندگی با او بد کرده باشد، بلکه به خاطر دیدن آنچه در جهان برای کودکان اتفاق می‌افتاد. شان می‌نویسد: «مادرم فکر می‌کرد زندگی‌اش ساده بوده و بنابراین نوشتن دربارهٔ آن هم ارزش زیادی ندارد. تربیتش براساس ارزش‌های دورهٔ ویکتوریایی تلقین می‌کرد آدم نباید هیچ‌وقت به خودش توجه کند. احتمالاً مادرش گفته بود "تو زیاد جذاب نیستی". بنابراین او سخت کار کرد. مادر خوبی بود و در بقیهٔ چیزها هم تلاشش را کرد».

۴. فعالیت‌های بشردوستانه با یونیسف

آدری هپبورن در کنار زندگی هنری خود، داوطلبانه به عضویت یونیسف درآمد و زندگی‌اش را صرف نجات میلیون‌ها کودک از فقر و بیماری کرد. در اکتبر ۱۹۸۷، هپبورن دعوتنامه‌ای دریافت کرد تا در کنسرتی به نفع یونیسف سخنرانی کند. او یک سخنرانی صمیمانه و خالصانه ایراد کرد که توجه جیمز گرانت، مدیر اجرایی یونیسف را جلب کرد و او نقش سفیر حسن‌نیت را به آدری پیشنهاد داد. به این ترتیب، هپبورن کار خیریه خود را در آوریل ۱۹۸۸ آغاز کرد.

او در دوران حضورش در یونیسف برنامهٔ فشرده‌ای داشت. از پروازهای کلاس تجاری استفاده نمی‌کرد و بدون پرواز مستقیم به کشورهای در حال توسعه، زمان زیادی را در هواپیما سپری می‌کرد. در طول سال، بدون داشتن هیچ تعطیلاتی مشغول کار بود و دائماً به دور دنیا سفر می‌کرد.

سومالی آخرین کشوری بود که هپبورن در دوران همکاری‌اش با یونیسف از آن دیدن کرد و این مهم‌ترین سفر او بود. در سال ۱۹۹۲، سومالی درگیر جنگ و منازعات داخلی بود. هپبورن به محض ورود به سومالی، از وحشتی که به استقبالش آمده بود شوکه شد. او شاهد عواقب نسل‌کشی و همچنین ده‌ها هزار قربانی قحطی بود؛ صحنه‌هایی که باعث ناراحتی و اندوه شدید او شد.

۵. روزهای پایانی و میراث جاودان

شان از دیدگاه خود، نگاهی صمیمی به سال‌های پایانی زندگی مادرش دارد. شان می‌گوید: «اولین انتخاب زندگی آدری، شغلش بود. سپس خانواده‌اش را انتخاب کرد و هنگامی که ما، فرزندان او بزرگ شدیم و زندگی خود را آغاز کردیم، او فرزندان کمتر خوش‌شانس جهان را انتخاب کرد». اشتیاق هپبورن به کارهای خیریه را می‌توان ناشی از فقدان عشق پدرانه در کودکی و همچنین سقط جنینی که در دوران بارداری سوم خود متحمل شد دانست. توانایی کاستن از رنج کودکان محروم جهان به او رضایت معنوی بخشید و درد دوران کودکی‌اش را کاهش داد.

جمع‌بندی

کتاب «آدری هپبورن؛ یک روح زیبا (زندگی مادرم)» اثری منحصربه‌فرد و صمیمی است که با قلمی صادقانه، تصویری چندبعدی از یکی از محبوب‌ترین ستاره‌های تاریخ سینما ارائه می‌دهد. شان هپبورن فرر، پسر آدری، با بهره‌گیری از خاطرات شخصی، اسناد خانوادگی و عکس‌های دیده‌نشده، روایتی تأثیرگذار از زندگی مادرش خلق کرده است؛ از کودکی سخت در سال‌های جنگ، اوج‌گیری در هالیوود، فراز و نشیب‌های زندگی شخصی و سرانجام، سال‌های پایانی که به بشردوستی و کمک به کودکان محروم جهان اختصاص یافت.

این کتاب به خواننده نشان می‌دهد که پشت آن زیبایی مسحورکننده و ظرافت افسانه‌ای، انسانی عمیق، حساس و دغدغه‌مند زندگی می‌کرد که درد کودکان گرسنهٔ جهان را از درد خود بیشتر احساس می‌کرد. شان با این بیوگرافی بی‌نظیر، داستان زندگی مادر و انسانیت او را جشن می‌گیرد و با اهدای درآمد حاصل از این کتاب به صندوق کودکان آدری هپبورن، به کارهای خیرخواهانهٔ او ادامه می‌دهد.

درباره نویسنده آدری هپبورن یک روح زیبا

شان هپبورن فرر، تهیه‌کننده و نویسندهٔ آمریکایی، فرزند آدری هپبورن و مل فرر است. او سال‌هاست در صنعت سینما به فعالیت‌های مختلفی مشغول است و در چندین فیلم، دستیار کارگردان بوده است. شان بعد از مرگ مادرش صندوق کودکان آدری هپبورن را تأسیس کرد تا ادامهٔ راه مادرش در زمینهٔ کمک به کودکان محروم دنیا باشد. او همچنین به همراه همسرش کتابی دربارهٔ کودکی آدری هپبورن در اروپا منتشر کرد و تمام درآمد حاصل از آن را به سازمان بیماری‌های نادر بخشید.

شان در پیش‌گفتار کتاب می‌نویسد: «این پیش‌گفتار را در حالی می‌نویسم که حدود ۹ سال است آدری کاتلین هپبورن راستون ما را ترک کرده است. او مادرم بود، یا باید بگویم هنوز مادرم است. نوشتن این کتاب را در ۲۱ ژانویه ۱۹۹۳، روز بعد از فوت او شروع کردم. تقریباً چهار سال طول کشید تا اولین کلمات را روی کاغذ بیاورم».

جملات برگزیده از کتاب

 «مادرم یک راز داشت. فکر نمی‌کنم از اینکه آن را می‌گویم ناراحت شود. ما چیزها را بعد واضح‌تر می‌بینیم؛ بنابراین، آن راز بزرگ این است: او غمگین بود. نه اینکه زندگی با او بد کرده باشد. زندگی او سخت، ولی خوب بود. مادرم به خاطر دیدن آنچه در این جهان برای کودکان اتفاق می‌افتاد غمگین بود».

 «او برایمان تعریف کرد وقتی چیز دیگری برای خوردن نبود، برادرانش غذای سگ می‌خوردند و دیگران پیازهای گل لاله می‌خوردند و اینکه نان سبز بود، چون تنها آردی که در دسترس بود از لوبیا به دست می‌آمد؛ او گاهی تمام روز را در رختخواب صرف خواندن می‌کرد تا احساس گرسنگی نکند».

 «مادرم فکر می‌کرد زندگی‌اش ساده بوده و بنابراین نوشتن دربارهٔ آن هم ارزش زیادی ندارد. تربیتش براساس ارزش‌های دورهٔ ویکتوریایی تلقین می‌کرد آدم نباید هیچ‌وقت به خودش توجه کند. احتمالاً مادرش گفته بود «تو زیاد جذاب نیستی». بنابراین او سخت کار کرد. مادر خوبی بود و در بقیهٔ چیزها هم تلاشش را کرد».

مطالعه کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا مناسب چه کسانی است؟

این کتاب برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است :

 طرفداران آدری هپبورن که می‌خواهند تصویری واقعی و صمیمی از زندگی او ببینند
 علاقه‌مندان به زندگینامه هنرمندان و ستاره‌های سینما
 دانشجویان رشته‌های هنر، سینما و ادبیات
 کسانی که به دنبال الهام گرفتن از زندگی شخصیت‌های تأثیرگذار هستند
 خوانندگانی که می‌خواهند با جنبه‌های انسانی و بشردوستانه یک چهرهٔ مشهور آشنا شوند

متن کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا

متن کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا

برشی از متن کتاب آدری هپبورن یک روح زیبا

مقدمه

بوسه بر گونه

این داستان دختری کوچک به همراه مادری قدرتمند است که ارزشهای سخت کوشی و صداقت را به او آموخت داستان دختری کوچک است که وقتی شش ساله بود پدرش خانه را ترک
کرد.
داستان کودکی است که در طول جنگ جهانی دوم با غذای کم و بدون پول بزرگ شد و بقیه ی عمرش آن وضع را فراموش نکرد داستان زن جوانی است که به واسطه ی سخت کوشیهای فراوان و اقبال بسیار خوب کشف شد و با بهترین بازیگران نویسندگان و کارگردانان احاطه شد و به خاطر استعداد و بصیرت آنها به موفقیت رسید. داستان بازیگری است که صبح، زود معمولاً بین چهار تا پنج پا میشد و سخت تر از دیگران کار میکرد تا کاستی هایش را جبران کند.
داستان ستاره ای است که نور خودش را نمیدید؛ در عوض خود را فردی بسیار لاغر با قوز بینی و پاهایی بزرگ میدید بنابراین به خاطر توجهات دیگران به خود مفتخر و سپاسگزار بود به همین دلیل همیشه وقت شناس بود حد خودش را می دانست و با هرکسی با تواضع و احترام برخورد میکرد داستان دختری رشد یافته است که تصمیم گرفت به این حقیقت احترام بگذارد که پدرش هرگز بعد از اینکه او مشهور شد با او تماس نگرفت، پدری که بیست سال در زندگی اش غایب بود ولی او از آن پدر تا روزهای پایانی زندگی اش مراقبت کرد. او مردی بود که دخترش با دیدگاه های سیاسی اش به شدت مخالف بود.
داستان همسری است که دو بار در ازدواج ناامید شد که بخشی از آن هم به خاطر درد وقتی بود که پدرش او را ترک کرد و نتوانسته بود آن درد را التیام ببخشد؛ دردی که همان اوایل عمر قلبش را شکسته بود.