امتیاز
5 / 0.0
نصب فراکتاب
مطالعه در کتابخوان
1,000
نظر شما چیست؟
روزی بود، روزگاری بود
هر که به فکر کاری بود
یواش یواش بهار می‌شد
دوباره فصلِ کار می‌شد
شکوفه‌ها قشنگ قشنگ
گل‌ها، هزار هزار رنگ
گل بود و چشمه و بهار
روستایی سبز و سبزه‌زار
یک دِه و صد تا ماجرا
دهکده‌ی قصه‌ی ما.
کنار ده، بیشه‌ای بود،
تو بیشه، صد پرنده بود
اما مثلِ همیشه
درست میان بیشه
تو آن همه پرنده
گنجشککی غمی داشت
غُصّه و ماتمی داشت:

کتاب های مشابه لباس عید گنجشک