کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
مژده گل امام جواد (ع)
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع) یازدهمین جلد از مجموعه داستانی «مژده گل» است که به زندگی چهارده معصوم میپردازد. این مجموعه که به قلم مجید ملامحمدی و محمود پوروهاب نگاشته شده، یکی از پرمخاطبترین مجموعههای داستانی مذهبی برای کودکان و نوجوانان در ایران است.
- معرفی کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
- خرید کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
- درونمایههای اصلی کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
- برشی از متن کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
معرفی کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع) یازدهمین جلد از مجموعه داستانی «مژده گل» است که به زندگی چهارده معصوم میپردازد. این مجموعه که به قلم مجید ملامحمدی و محمود پوروهاب نگاشته شده، یکی از پرمخاطبترین مجموعههای داستانی مذهبی برای کودکان و نوجوانان در ایران است.
ویژگی برجسته این کتاب، زبان ساده، روان و خوشخوان آن است که مخاطب کودک را به خوبی با داستان همراه میکند و مفاهیم عمیق دینی را در قالبی قابل فهم و جذاب به او منتقل مینماید.
کتاب شامل ۱۰ حکایت زیبا از زندگی امام جواد (ع) است و نویسنده در پایان، خلاصهای از زندگینامه آن حضرت را برای آشنایی بیشتر کودکان ضمیمه کرده است.
ساختار و محتوای کتاب
کتاب «مژده گل» با ده داستان کوتاه و مستقل، مخاطب را با فرازهای گوناگون زندگی نهمین امام شیعیان آشنا میسازد. این داستانها با روایتی ساده و صمیمی، کرامات، اخلاق، علم و منش امام جواد (ع) را به تصویر میکشد.
.jpg)
فهرست داستانهای کتاب:
۱. جانشین پدر: روایت سفر امام رضا (ع) به مرو و معرفی فرزند خردسال خود، امام جواد (ع)، به عنوان جانشین.
۲. عموی مهربان: داستان احترام شگفتانگیز علی بن جعفر صادق، عموی امام رضا و پیرترین بازمانده بنیهاشم، به امام جواد (ع) در کودکی.
۳. صحنهای شگفتآور: روایت ولادت امام جواد (ع) از زبان حکیمه خاتون و روشن شدن اتاق با نور ایشان.
۴. سخن گفتن نوزاد سهروزه: روایت شهادت دادن امام جواد (ع) به یگانگی خدا و رسالت پیامبر (ص) در روز سوم ولادت.
۵. آگاهی از درون افراد: داستان تشنگی محمد بن علی هاشمی در شب عروسی و اطلاع امام از تشنگی او.
۶. بخشش و دستگیری: روایت کمک امام جواد (ع) به احمد ابن حدید و همراهانش که در سفر حج اموالشان به سرقت رفته بود.
۷. درخت خشکیده: معجزه امام در مسجد کوفه؛ سبز شدن و میوه دادن درخت سدر خشکیده به برکت وضوی ایشان.
۸. برگ زیتون: تبدیل برگ درخت زیتون به پول رایج زمانه به دست امام جواد (ع).
۹. سفر در یک چشم به هم زدن: داستان علی بن خالد و مرد زندانی که امام او را در یک شب به کوفه، مدینه و مکه برد.
۱۰. خوب شدن چشم مریض: روایت شفای چشم محمد توسط امام جواد (ع).
خرید کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
نسخه چاپی این کتاب را با استفاده از سایت یا نرم افزارهای با تخفیف فراکتاب خریداری کنید.
درونمایههای اصلی کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
یک. امامت در کودکی: کتاب با زبانی ساده نشان میدهد که سن کم، هرگز مانعی برای برگزیدگی الهی نیست. امام جواد (ع) در هشت سالگی به امامت رسید و با علم و حکمت خود، همه را متحیر ساخت.
دو. علم و دانش الهی: داستانهای کتاب، آگاهی امام از اسرار نهانی و پاسخگویی به پرسشهای دشوار را به تصویر میکشد و مخاطب کودک را با مفهوم «علم امام» آشنا میسازد.
سه. کرامت و مهربانی: روایتهای بخشش، دستگیری از نیازمندان و شفای بیماران، چهرهای مهربان و کریم از امام جواد (ع) به کودکان نشان میدهد.
چهار. احترام به بزرگان: داستان «عموی مهربان» به کودکان میآموزد که امامت، جایگاه الهی است و احترام به امام، فراتر از سن و سال ظاهری است.
پنج. تولد نورانی: روایت ولادت امام جواد (ع)، تصویری شاعرانه و پر از نور از تولد یک امام در ذهن کودک ترسیم میکند.
ویژگیهای برجسته کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
یک. زبان متناسب با کودک: نثر کتاب روان، ساده و خوشخوان است و کودک بهراحتی با آن ارتباط برقرار میکند.
دو. بهرهگیری از منابع معتبر: داستانها برگرفته از منابع روایی معتبر همچون اصول کافی، مناقب ابن شهرآشوب، کشف الغمه و بحارالانوار است.
سه. تقدیر در جشنواره ملی: این کتاب به عنوان اثر برگزیده دهمین جشنواره بینالمللی کتاب سال رضوی انتخاب و تقدیر شده است.
چهار. پیوست زندگینامه: نویسنده در پایان کتاب، خلاصهای از زندگینامه امام جواد (ع) را برای آشنایی بیشتر کودکان ضمیمه کرده است.
پنج. استقبال و تجدید چاپ: چاپ چهارم کتاب در سال ۱۴۰۱، نشاندهنده استقبال پایدار مخاطبان از این اثر است.
جمعبندی
کتاب «مژده گل: داستانهایی از زندگی امام جواد (ع)» پلی است میان میراث کهن حدیثی شیعه و دنیای کودک امروز. این اثر با بهرهگیری از روایات معتبر و قلمی روان، تصویری روشن، مهربان و الهامبخش از نهمین امام شیعیان به مخاطب کودک و نوجوان ارائه میدهد.
امام جواد (ع) در این کتاب، نه یک شخصیت دور از دسترس در تاریخ که الگویی زنده و نزدیک است؛ کودکی که مانند او باهوش و مهربان است، جوانی که با وجود سن کم، پاسخگوی پرسشهای بزرگترین دانشمندان زمانه است، و امامی که دستگیر نیازمندان و شفابخش بیماران است.
داستان «عموی مهربان» به تنهایی میتواند درس بزرگی برای کودکان باشد: فضیلت و برگزیدگی الهی، به سن و سال ظاهری نیست؛ به تقوا و علم و اخلاص است. و این، پیام نهایی این کتاب ارزشمند برای نسل آینده است.
نویسنده: مجید ملامحمدی
مجید ملامحمدی از نویسندگان پرکار و شناختهشده در حوزه ادبیات دینی کودک و نوجوان است. او به همراه محمود پوروهاب، مجموعه «مژده گل» را تألیف کرده که هر جلد آن به زندگی یکی از معصومین (ع) اختصاص دارد. قلم روان و تسلط ایشان بر منابع تاریخی و روایی، آثارشان را به منبعی معتبر و درعینحال جذاب برای مخاطبان کودک تبدیل کرده است.
مطالعه کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع) مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای گروههای زیر بسیار مناسب است:
کودکان دبستانی که به دنبال آشنایی شیرین و داستانی با امام جواد (ع) هستند
نوجوانان برای مطالعه شخصی و آشنایی با سیره اهل بیت (ع)
والدین برای خواندن همراه با فرزندان و پاسخ به پرسشهای دینی آنان
مربیان و معلمان برای استفاده در کلاسهای درس، جلسات مذهبی و جمعخوانی
مهدهای کودک و پیشدبستانی برای آشنایی کودکان با نام و خلق و خوی امامان
.jpg)
.jpg)
برشی از متن کتاب داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)
این قلب من
یکی بود یکی نبود شهر بغداد بود و یک مرد عرب تک و تنهایی که قلبی پر از کینه داشت آن قلب پر از کینه اولش صاف بود درست شبیه آب چشمه؛ اما چندتایی از دوستانش آن قدر آمدند و رفتند و گوشهای او را از حرفهای دروغ پر ،کردند تا این که قلب ،او خانه ی خشک کینه شد اسم او بود حسین بن عبدالوهاب . یک روز صبح حسین به سراغ رودخانه دجله رفت. آفتاب اول صبح هنوز گرمای خودش را نشان نداده بود آسمان شهر کمی غبارآلود بود و آب دجله تندتر از همیشه پیچ و تاب میخورد و به جایی دور میرفت حسین قدم زد و فکر کرد راه رفت و با خودش حرف زد.
او هر بار می ایستاد و رو میکرد به دجله و میگفت کاش قلب کوچک من از غم و غصه آزاد میشد کاش کینه ی دلم را پیش پایت خالی میکردم و آدم عصبانی و کینه توزی نبودم... ناگهان چشمش به کسی افتاد که در چندقدمی او ایستاده بود. خوب نگاهش کرد و با خودش گفت .نه... گمان نمیکنم که او باشد او الآن باید توی خانه ی بزرگ و زیبایش غرق در خواب باشد جلو رفت و فکر کرد هرکه» هست شاید در اینجا هم صحبتِ خوبی برای من باشد!
اما خوب که نگاه کرد فوری ایستاد و پاهایش برای رفتن شست شد قلبش به تاپتاپ افتاد و با عصبانیت :گفت ای وای او در اینجا چه میکند؟ همان مردی که امام شیعیان است و خشم و کینه ی من به خاطر اوست!»
حسین فکر کرد از همان راهی که آمده برگردد؛ اما برنگشت و گفت: «چرا من برگردم؟ بهتر است کاری کنم که او از جلوی چشمم دور شود؛ همان کسی که چند روزی است مرا به خاطر کارهایش عصبانی کرده برگشت و به دور و برش نگاه کرد کسی در آنجا نبود. تصمیم گرفت جلو برود و کینه ی دلش را سر مرد غریبه خالی کند احساس میکرد این طوری میشود و دیگر قلبش خشمگین نیست.

