کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته مجموعه ای از واژگان نو برای بیان عواطف است. رسالت این واژه نامه تاباندن نور آگاهی بر غرابت بنیادی انسان بودن است؛ تمامی دردها افکار اهریمنی احساسات و احوالات خوشی ها و امیالی که زمزمه شان در پس زمینه ی حیات روزمره به گوش می رسد.
- معرفی کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
- خرید کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
- خلاصه کتاب واژه نامه حزن های ناشناخته
- برشی از متن کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
معرفی کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
این کتاب مجموعه ای از واژگان نو برای بیان عواطف است. رسالت این واژه نامه تا باندن نور آگاهی بر غرابت بنیادی انسان بودن است؛ تمامی دردها افکار اهریمنی احساسات و احوالات خوشی ها و امیالی که زمزمه شان در پس زمینه ی حیات روزمره به گوش می رسد
کتاب «واژه نامه حزن های ناشناخته» اثری است شگفتانگیز و تأملبرانگیز که با خلق واژگانی تازه، به احساسات ناشناخته و نامگرفته ما هویت میبخشد. جان کونیگ با نگاهی عمیق و شاعرانه، تجربیات مشترک انسانی را از ورطه فراموشی و بینامی نجات میدهد و به ما یادآوری میکند که در پیچیدگیهای عاطفی خود تنها نیستیم.
این کتاب نه یک فرهنگ لغت معمولی، که شعری درباره همه چیز است؛ مجموعهای از واژگان که هر کدام میتواند پنجرهای تازه به سوی شناخت خود و دیگران بگشاید.
موجب آرامش خاطر است وقتی دریابید برای چیزی که در تمام عمر آن را احساس می کردید و نمی دانستید دیگران نیز تجربه اش کرده اند کلمه ای وجود دارد. حتی شاید یادآوری این حقیقت که تنها نیستید و دیوانه هم نیستید بلکه تنها انسانی هستید که می کوشد راه خود را از میان شرایط غریب متعدد پیدا کند قدرت بخشی غریبی داشته باشد.
ایده ی نگارش این کتاب به همین ترتیب متولد شد؛ در آن جرقه ی آشنایی که هنگام آموختن کلمات خاص برای عواطف خاص در خود احساس می کنید به خصوص در زبان های بیگانه هیگه hygge ساوداجه /saudade/، دوننده /duende اوبونتو /ubuntu شادن فروید /schadenfreude/ برخی از این اصطلاحات ممکن است به نوعی ترجمه ناپذیر باشند.
خرید کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.
.jpg)
خلاصه کتاب واژه نامه حزن های ناشناخته
کتاب «واژه نامه حزن های ناشناخته» اثر جان کونیگ، نویسنده و فیلمساز آمریکایی، مجموعهای منحصربهفرد از واژگان تازهساخته برای توصیف احساساتی است که تا پیش از این در زبانها نام و نشانی نداشتند. این کتاب حاصل سالها تلاش نویسنده برای نامگذاری تجربیات عاطفی مشترک انسانی است که به دلیل فقدان واژه، نادیده گرفته میشدند.
کتاب با استقبال گستردهای روبهرو شده و در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار گرفته است. واشنگتن پست درباره آن نوشته: «کونیگ در این کتاب به گوشههای تنهایی تجربهٔ انسانی نور میتاباند و کلماتی را برای عجیبترین احساساتی که غیرقابل انکارند، بیان میکند.»
معنای عنوان کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
جان کونیگ در ابتدای کتاب توضیح میدهد که منظور او از «حزن» در عنوان کتاب، اندوه و غم به معنای امروزی نیست. واژه «حزن» در اصل معنای پُربودن میداده است. در گذشتهای نهچندان دور، اندوهگینبودن به این معنا بود که شما از تجربهای پرشور سرشار شدهاید؛ نه صرفاً نقصی در کارکرد دستگاه شادی، بلکه حالتی از آگاهی، تمرکز بر بینهایت و بهیکباره به جان خریدن تمام احساسات، چه غم و چه شادی.
ایده و هدف کتاب
ایده محوری کتاب این است که در زبان احساسات نقطهٔ کور بزرگی وجود دارد. ما هزاران کلمه برای توصیف انواع مختلف پرندگان، قایقها و اشیای تاریخی داریم، اما برای بهتصویرکشیدن ظرافتهای تجربهٔ بشری، چیزی جز واژگان اولیه و بدوی نداریم.
هدف نویسنده این است که به آن بخش سرگردان و رامنشدنی ذهن خود نظمی بدهیم تا بتوانیم آشفتگیهای عاطفی را با کلام ذهنی خود حلوفصل کنیم؛ با این آگاهی که همهٔ ما کموبیش گمگشتهایم و در تجربه این احساسات تنها نیستیم.
ساختار کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
کتاب با تعاریفی که براساس مضمون گروهبندی شدهاند به شش فصل تقسیم شده است :
۱. جهان بیرون (The World Out There)
۲. خود درون (The Self Within)
۳. آدمهایی که میشناسید (People You Know)
۴. آدمهایی که نمیشناسید (People You Don‘t Know)
۵. گذر زمان (The Passage of Time)
۶. جستجوی معنا (The Search for Meaning)
تعاریف بیهیچ ترتیب خاصی مرتب شدهاند و زندگی نیز به همین طریق است؛ درست مانند احساسات که همچون آب یا هوا، بیمقصد در ذهن جاری و ساریاند.
نمونه واژههای کتاب
در اینجا چند نمونه از واژههای ابداعی کتاب و توضیحات آنها آورده شده است :
کنوپسیا (KENOPSIA)
حالوهوای مکانی که اغلب غرق در جنبوجوش جمعیت است و اکنون متروک و بیصدا مانده.
دِ وو (DÉJÀ VU)
آگاهی از اینکه این لحظه به خاطره بدل خواهد شد.
نودوس تولنز (NODUS TOLLENS)
این احساس که طرح زندگی شما دیگر معنایی برایتان ندارد.
اِنومان (ENUMANN)
این احساس تلخوشیرین که به آینده رسیدهاید و میبینید اوضاع چگونه پیش رفته، اما نمیتوانید چیزی به خودِ گذشتهتان بگویید.
اُنیزم (ONISM)
عجز از گیرافتادن در یک جسم واحد که در یک زمان واحد تنها در یک مکان حاضر است.
ساندر (SANDER)
نیل به این ادراک که هر رهگذر شخصیت اصلی داستان خود است و شما در آن داستان تنها سیاهلشکری در پسزمینهاید.
درونمایهها و پیامهای کتاب
یک. تنهایی نباشیم در احساسات
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که ما انسانها در تجربه پیچیدهترین و عجیبترین احساسات خود تنها نیستیم. وقتی میفهمیم برای چیزی که تمام عمر آن را حس میکردیم و فکر میکردیم مختص خودمان است، کلمهای وجود دارد، آرامش خاطر عجیبی پیدا میکنیم.
دو. قدرت نامگذاری
نامگذاری احساسات به ما کمک میکند تا آنها را بهتر بشناسیم، بپذیریم و مدیریت کنیم. این کتاب تلاشی است برای پر کردن حفرههای عاطفی که به دلیل فقدان واژه ایجاد شدهاند.
سه. بازتعریف اندوه
نویسنده با بازگرداندن معنای اصلی «حزن» (پُربودن از احساس)، نگاه ما را به غم و اندوه تغییر میدهد. اندوهگینبودن یعنی به چیزی در این دنیا آنقدر بها میدهید که خزیدن آن را به زیر پوست خود بپذیرید.
مطالعه کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته مناسب کیست؟
این کتاب برای گروههای زیر بسیار مناسب است :
روانشناسان و روانکاوان
کسانی که به احساسات انسانی و پیچیدگیهای آن اهمیت میدهند
افرادی که به دنبال شناخت بهتر خود و دیگران هستند
نویسندگان و شاعران برای الهامگیری در خلق مفاهیم تازه
همه کسانی که گاه احساس میکنند کلمات برای بیان آنچه در درونشان میگذرد کافی نیستند
برشی از متن کتاب واژه نامه ی حزن های ناشناخته
اُزیوری (اُزوری) oz-you-ree/OZURIE/ یا ozhuhree
احساس سرگردانی میان زندگی ای که می خواهید و زندگی ای که دارید
دوروتی دختر یتیمی از کانزاس را در نظر بگیرید که در پایان فیلم جادوگر شهر از روی تختش نشسته است. در حین پخش تیتراژ پایانی موسیقی به گوش می رسد و سرزمین از هنوز از پیش چشمانش محو نشده با خود زمزمه می کند هیچ جایی مثل خانه نیست.
گرچه در نهایت او می داند که باید از رختخواب بلند شود دمپایی معمولی سیاه رنگش را بپوشد و به زندگی در مزرعه ادامه دهد؛ جوجه ها را بشمارد به دام ها بدو بیراه بگوید و تخم مرغ های خاکستری را درون تابه ی چدنی بچیند. او مثل قبل با تو تو بازی می کند و هنگامی که در را می گشاید به دنیایی سیاه و سفید قدم می گذارد به سرزمین وسیعی که از تمامی جهات به لبه ی آسمان می رسد. او خواهد فهمید که دیگر در از نیست. او رو مشپرینگای خود را داشت و با این حال بازگشت را برگزید. این یعنی حالا او دیگر به راستی اهل کانزاس است.
با این حال، حتی وقتی صبح روز بعد راهی مدرسه میشود، حد معینی از آگاهی تزلزل ناپذیر همراه اوست؛ این آگاهی که پیراهن خاکستری رنگش از درون آبی است، این که گیسوان زغالی اش در واقع بلوطی پررنگ است این که وقتی خورشید غروب می کند، آسمان آتش می گیرد. او می کوشد پلکی بزند و رنگ ها را از چشمانش بیرون براند، اما هرگز از یاد نخواهد برد که هر چیز بعد کاملی در درون خود نهفته دارد.
اکنون همه چیز را سکوتی ناپایدار فراگرفته که تاب تحملش را ندارد. او می داند این دنیای روزمره ی ملالت بار ممکن است به ناگاه از هم بپاشد و با حجمی از رنگ و توانایی و آشوب شکوفا شود. تنها او می تواند درخشش لرزان طلا را در جاده ی سنگریزه ی خاکستری و غرش شیری را که در صدای دوستی پنهان شده حس کند. او حس نارضایتی جدیدی از سطوح و فواصل خواهد داشت احساس خواهد کرد می خواهد پرده ها را کنار بزند قلب مردم را بشکافد و آنها را به آتش بکشد تنها برای آن که دریابد از چه ساخته شده اند.
.jpg)
.jpg)
.jpg)

