0.0از 0
مشاهده نمونه

کتاب سرزمین آلوچه های نارس صوتی و pdf

۵۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
الکترونیکی
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب صوتی سرزمین آلوچه های نارس رمانی از هرتا مولر رمان نویس آلمانی رومانیایی برنده نوبل2009 است. این رمان نخستین بار در 1993 چاپ و منتشر شد. رمان درباره زندگی چهار جوان از اقلیت آلمانی کشور رومانی در زمان دیکتاتوری چائوشسکو است. 

معرفی کتاب صوتی سرزمین آلوچه‌های نارس

سرزمین آلوچه‌های نارس داستانی در مورد ظلم، ستم و دیکتاتوری حاکمان بر مردم جامعه. هرتا مولر نویسنده این کتاب که خود ملیتی رمانیایی- آلمانی دارد. داستان را در مورد استبداد حکومت رمانی نوشته است و توضیح داده است یک حکومت دیکتاتور چطور می‌تواند روی جزیی‌ترین نکات زندگی افراد جامعه تاثیر بگذارد. هرتا مولر در سرزمین آلوچه‌های نارس ظلم و استبداد حکومت آن زمان رمانی را به تصویر می‌کشد که چگونه زندگی شهروندانش را به تباهی می‌کشاند. شخصیت‌های اصلی داستان چهار جوان آلمانی‌تبار هستند که در روستایی در کشور رمانی زندگی ‌می‌کنند و برای فرار از فقر و سختی زندگی تصمیم می‌گیرند که به شهر مهاجرت کنند تا زندگی بهتری برای خودشان بسازند اما متاسفانه در آنجا هم دچار ناکامی می‌شوند و هم رابطه دوستانه‌شان به زوال می‌گراید و هم خودشان به انحطاط می‌روند.

این رمان داستان گروهی از جوانان را روایت می کند که به امید یافتن وضعیت و ارتباطاتی بهتر، ولایت فقرزده ی خود را به مقصد شهر ترک می گویند. اما خیلی زود امیدشان در هم می شکند، چرا که شهر هم، درست مثل مناطق روستایی، ردپای ظلم و ستم حکومت دیکتاتوری کاملا هویداست. تمامی دوستان راوی به او خیانت کرده و یا خود را به نابودی می کشانند. با از هم پاشیدگی این اتحاد، می توان دید که چگونه یک حکومت مستبد و دیکتاتور به جزئی ترین حوزه های زندگی انسان ها سرک کشیده و چگونه همه ی افراد، حتی قوی ترین آن ها مجبور می شوند یا با ستمگران سازش کرده و یا در برابرشان مقاومت کرده و از بین بروند...

دانلود کتاب صوتی سرزمین آلوچه‌های نارس

شما می‌توانید کتاب سرزمین آلوچه‌های نارس را در قالب  صوتی و الکترونیک از سایت یا اپلیکیشن فراکتاب دانلود و مطالعه نمایید.

برشی از متن کتاب سرزمین آلوچه‌های نارس

«آلوسق‌زن‌ها دهقانانی بودند که دیدن آلوچه آن‌ها را از خود بی‌خود می‌کرد. بر خلاف مقررات شروع به خوردن می‌کردند. به دوران کودکی بازگشته بودند، آن زمان که از درختان ده آلوچه می‌کندند و فرار می‌کردند. می‌خوردند نه از آن‌رو که گرسنه بودند، که مشتاق طعم ترش فقری بودند که بر زندگی کودکی‌شان سایه افکنده بود، به یاد پدر سختگیری که در برابرش سرها خمیده می‌شد و چشم‌ها به زیر می‌افتاد.»

«همه‌ی کلمات محکم به ذهنم بسته شده بود و هرگز هم باز نمی‌شد. می‌باید کلی با خودم کلنجار می‌رفتم تا کلامی‌ از دهانم خارج شود. دوست داشتم از لولا حرف بزنم اما دختران اتاقک مکعبی‌شکل می‌خواستند که ساکت شوم. دخترها دریافته بودند که بدون لولا ذهنشان آسوده‌تر است. در اتاقک مکعبی‌شکل، تخت لولا جای خود را به یک میز و صندلی داده بود. روی میز گلدانی کوچک قرار داشت با چند شاخه‌ی بلند از غنچه‌های کوتاه رز و برگ‌های ظریف و نوک‌تیز که از پارک آشفته چیده شده بود. ریشه‌ی سفید شاخه‌ها در آب بود. در اتاقک مکعبی‌شکل دخترها راه می‌رفتند و می‌خوردند و می‌خوابیدند و از این‌که در مقابل برگ‌های لولا آواز بخوانند هیچ واهمه‌ای نداشتند.»