کتاب صوتی بره ئی در پوست گرگ
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب بره ئی در پوست گرگ
بیش از دو دهه از آغاز انتشار مجموعۀ «تجربههای کوتاه» با نظارت حسن ملکی میگذرد. این مجموعه برای خوانندگانی شکل گرفت که با کمبود وقت روبهرو بودند اما میخواستند از لذت مطالعه دور نمانند. آثار این مجموعه فرصتی فراهم میکند تا مخاطبان با نمونههایی از ادبیات داستانی و نمایشی جهان آشنا شوند و انگیزۀ بیشتری برای کتابخوانی پیدا کنند. این مجموعه اخیراً با تلاش نشر چشمه بار دیگر تجدید چاپ و عرضه شده است.
کتاب "برهئی در پوست گرگ" اثر رفیق شامی، دوازدهمین عنوان از مجموعۀ «تجربههای کوتاه» است. داستان روایتگر ماجرای برهای باهوش و جستوجوگر به نام هیلو است که توانایی تقلید صدای حیوانات دیگر را دارد. همین استعداد او را وسوسه میکند تا پوست گرگی مرده را بر تن کند و گوسفندان را بترساند. اما این بازی خطرناک، او را به دل گلۀ گرگها میکشاند و وارد موقعیتی پیشبینینشده میکند. گرگها وقتی متوجه میشوند هیلو میتواند صدای گوسفندان را تقلید کند، از او میخواهند در شکار همراهشان باشد و به آنها کمک کند. این کتاب با ترجمۀ بیژن شکرریز منتشر شده و نشر چشمه آن را در اختیار مخاطبان قرار داده است.
خلاصه کتاب بره ئی در پوست گرگ
جلد دوازدهم مجموعۀ «تجربههای کوتاه» به داستانی از رفیق شامی اختصاص یافته است. روایت این کتاب حول شخصیت برهای به نام هیلو شکل میگیرد؛ برهای باهوش اما پرتوقع که همواره در پی اثبات برتری خود نسبت به دیگران است. او حتی هنگام یورش گرگها نیز بیاعتنا میایستد و گوسفندانی را که از ترس میگریزند، دست میاندازد.
با گذشت زمان، حملههای گرگها بیشتر و تلفات گله سنگینتر میشود. چوپان که نگران از دست رفتن دامهایش است، تصمیم میگیرد چارهای بیندیشد. او اسلحهای تهیه میکند و در کمین مینشیند. زمانی که گرگها دوباره سر میرسند، چوپان به آنها شلیک میکند و رهبرشان را از پا درمیآورد. باقی گرگها نیز هراسان میگریزند.
چوپان پوست گرگ شکار شده را جدا میکند و به نشانۀ دلاوری بر دیوار خانهاش میآویزد. هیلو که شیفتۀ این پوست شده، آن را میپوشد تا دیگر گوسفندان را بترساند. اما بازی او از کنترل خارج میشود؛ از گله عقب میماند و ناگهان خود را میان گرگها مییابد. گرگها وقتی میفهمند او میتواند صدای گوسفندان را تقلید کند، از او میخواهند در شکار همراهشان باشد. هیلو ناچار میشود با آنها همکاری کند، ولی این نقشآفرینی خطرناک نمیتواند تا ابد ادامه یابد. سرانجام طمع و خودخواهی او چه پیامدی به همراه خواهد داشت.
گزیده کتاب بره ئی در پوست گرگ
گرگ وسطی که میخواست جانبِ هیلو را بگیرد گفت: «تو هم عجب احمقی هستی. معلومه دیگه، هر گرگِ باتجربهای میدونه که گرگها وقتی زیاد گوسفند دریده باشند، بوی گوسفند به پوستشون میمونه.» گرگ جوان از خشم میلرزید. هیلو کمی آرام گرفت و پیش خود گفت: «بد نیست کمی از من بترسند.» و دوباره احساس قدرت کرد.
روزها سپری شدند و بره گرگ کاملاً ترسش از گرگها ریخت. با آنها بازی میکرد. مثلِ آنها خیلی کم میخوابید و روزبهروز زیباتر زوزه میکشید. پوست طوری به تنش چسبیده بود که انگار راستیراستی پوستِ خودش بود. حتی شروع کرد به لیسیدنِ پوستش و از بقیه زیباتر به نظر میرسید. فقط گهگاه مجبور میشد یواشکی کمی گِل به پروپایش بمالد. اما گرگها اصلاً متوجه این قضیه نبودند، چون چنگالهای خودشان هم همیشه کثیف بود. فقط یک کار را هیلو نمیتوانست مثلِ گرگها انجام بدهد: دویدن. او نمیتوانست مثل گرگها بدود و برای همین هم همهی خرگوشها از دستش در میرفتند. سه تا گرگ، دیگر مثلِ گذشته دوروبرش را نمیگرفتند و حتی بعد از چند روز بدترین تکهی شکار را برایش میگذاشتند. اما بره گرگ به هرچه سهمش میشد راضی بود.
گهگاه میل شدیدی به علفها و گیاهان تروتازه و خوشبو پیدا میکرد و وقتی گرگها متوجه نبودند، دلی از عزا در میآورد. اما گرگ جوان که آخرین رتبه را در دستهی گرگها داشت، روزبهروز بیشتر به هیلو فشار میآورد؛ یکبار وقتی هیلو ازش خواهش کرد یک تکه از خرگوشی را که شکار شده بود به او بدهد، جواب داد: «خودت برو شکار کن.» هیلو میخواست بهانهای بیاورد، گفت: «بله. ولی.» و همزمان نگاهی التماسآمیز به گرگِ پیر کرد. اما دید که او هم اینبار نگاهی غریب به او میاندازد. گرگ پیر گفت: «ولی نداره. درجهها و مقامها باید از نو داده بشند.»
خرید و دانلود کتاب صوتی بره ئی در پوست گرگ
نشر چشمه نسخۀ چاپی کتاب برهای در پوست گرگ را روانۀ بازار کرده و استودیو ماهآوا نیز نسخۀ صوتی آن را منتشر کرده است. در حال حاضر امکان خرید و دانلود کتاب برهئی در پوست گرگ با صدای نورالدین جوادیان، از طریق اپلیکیشن فراکتاب وجود دارد.
