دانلود کتاب راهی برای رفتن (ماجرای پرستاری بنام بتول خورشاهی)

کتاب دیجیتال راهی برای رفتن

حجم دانلود: 13.2 مگا بایت
توضیحات درباره کتاب

معرفی کتاب راهی برای رفتن

کتاب راهی برای رفتن ماجرای پرستاری به نام بتول خورشاهی است که از مبارزان دوران طاغوت است و پس از شهادت برادرش، برای کمک رسانی، راهی جبهه های حق علیه باطل می شود.
این پرستار به خاطر اعتقادش که باور داشت نباید راه برادرش زمین گذاشته شود، در نقش یک امدادگر به جبهه جنگ می رود و در ابتدا در عملیات خیبر که در جزیره مجنون بود، شرکت می کند.
او پس از حضور در این عملیات، در سال 66 به حج مشرف شده و در برائت از مشرکین، توسط رژیم آل سعود اسیر می شود که نهایتا به طرز معجزه آسایی موفق به فرار می شود.

 

نویسنده کتاب راهی برای رفتن

نویسنده کتاب راهی برای رفتن، مریم عرفانیان است و این کتاب توسط نشر سوره مهر به انتشار رسیده است.

 

بخشی از متن کتاب راهی برای رفتن

ناگهان شیء سنگین و سختی بر سرم کوبیده شد. چشمانم سیاهی رفت و با همان حال گیج، دوباره لنگان لنگان پا به فرار گذاشتم. تشنگی زبانم را چون چوب خشکیده ای تلخ کرده بود.
دست بر قمقمه ای که همراهم بود گذاشتم. قمقمه شکسته و در پهلوی راستم فرو رفته بود. دست بر پهلویم گذاشتم و به سختی پیش رفتم. 
دو مرد، که نمی دانستم ایرانی اند یا خارجی و قمقمه آب از کجا آورده اند، تا خواستند به سر و صورتشان آبی بزنند، با عجله دستانم را جلو بردم و مشتی آب به صورتم زدم.
اما نتوانستم آبی بنوشم. دوباره شروع به دویدن کردم. حین فرار همراه جمعیت به خرابه ای رسیده و داخل ساختمان نیمه ساخته ای شدیم. اتاقی بود که چهارچوب پنجره اش شیشه نداشت. 
با سر و پای برهنه، چند نفری به دنبال هم رفتیم داخل اتاق. روحانی بلند قدی که جلوی جمعیت حرکت می کرد ناگهان در جا ایستاد. من، که لاغر بودم، پشت سر روحانی ایستادم.
شرطه ای که از مقابل به ما نگاه می کرد مرا پشت سر او نمی دید. شرطه کوتاه قد بود و سیاه چهره و کلاه قرمزی بر سر داشت. با دیدن ما به عربی فحش های رکیک می داد. 
صدایش را که بلند کرد، بقیه شرطه ها هم از در دیگر به اتاق ریختند. خانمی تقریباً هیکلی نیز همراه ما بود که پشت سر من ایستاده بود و نیروهای آل سعود می توانستند به راحتی او را ببینند.
شرطه ها با اسلحه به سوی ما نشانه گرفتند. تا خواستیم بازگردیم، به سمت ما شلیک کردند. گلوله ای به خانم همراه ما اصابت کرد. 
گلوله هایشان طوری بود که وقتی به بدن کسی می خورد، داخل بدن منفجر می شد؛ مثل گلوله های معمولی نبود. گلوله درون بدن زن منفجر و شکمش دریده شد.
روده هایش بیرون ریخت! تمام تنم از خون زن خیس شد. آمدیم فرار کنیم که پای برهنه ام میان روده های گرم و پر از خون زن بیچاره گیر کرد. 
لنگان لنگان با همان روده ها کشان کشان می گریختم. روده ها به پایم گیر کرده بود و فرصت نداشتم آن را از پایم رها کنم. از این رو، نمی توانستم به راحتی بدوم.
فقط یادم هست که در نیمه باز خانه ای توجهم را جلب کرد. به سمت در رفتم. خواستم خودم را داخل خانه بیندازم، دستی مرا عقب کشید و از داخل چهارچوب در بیرونم انداخت! 
سر برگرداندم، یکی از ایرانیان مُحرم بود که مدام فریاد می زد: «داخل هیچ خانه ای نرین... داخل هیچ خانه ای نرین.» 
تازه فهمیدم آل سعود پنجره خانه ها و درهای حیاط ها را باز گذاشته بود تا حین فرار به منازل پناه ببریم و همان جا ماجرای زندگی مان تمام شود.

 

دانلود کتاب راهی برای رفتن (pdf)

در فروشگاه اینترنتی فراکتاب امکان دانلود کتاب pdf راهی برای رفتن، فراهم شده است و شما می توانید این اثر را در قالب یک فایل الکترونیکی تهیه کنید.

مشخصات کتاب
صفحات کتاب :
378
کنگره :
DSR۱۶۲۹ ‭/خ۹۴۳۵آ۳ ۱۳۹۶
دیویی :
۹۵۵/۰۸۴۳۰۹۲
کتابشناسی ملی :
4906550
شابک :
978-600-03-1718-8‬‬
سال نشر :
1396
نظرات درباره کتاب راهی برای رفتن
hosei****.com

خداوند متعال به خانم بزرگوار بتول خورشاهیان عمر دوباره داده است وباتحمل سختی های بسیار دوران جنگ وجانبازی ایشان واسارت دست آل سعود وفرار از دست آنها ...درصورت امکان از نویسنده محترم کتاب خواستارم موضوع این خاطرات گرانمایه بصورت فیلم درآمده وبرای نسل آینده به یادگار بماند ... خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و مارستگار... خوشخونیشابور

1401-7-14 12:41:01

پاسخ
98936****9796

خدا به خانوم خورشاهی و به شما تهیه کنندگان این اثر سلامتی بده ...
عالیه

1401-5-29 17:26:34

پاسخ
آیت قنبری آبیز

خانم خورشاهی سرنوشت شما خیلی غیر عادی است ، لطفا کاری بکنید تا مردم بیشتر شما رو بشناسند یا لااقل داستان زندگی شما بصورت فیلم ساخته شود، چون جوانان الان کتاب نمی خوانند ، دوباره راه بیفتید به سازمان ها سر بزنید و ...

1401-4-24 17:00:33

پاسخ