کتاب صوتی برف خاموش، برف مرموز
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب برف خاموش، برف مرموز
«برف خاموش، برف مرموز»، داستان تخیلات و رویاهای نوجوانی را روایت میکند که برف به محور ذهن او تبدیل شده و کمکم تمام وجودش را دربرمیگیرد. این اثر، با عنوان اصلی Silent Snow, Secret Snow، دنیای خاص و درونی پسری را تصویر میکند که بهتدریج از اطرافیانش فاصله میگیرد و وارد جهانی بیصدا و سفید میشود؛ جهانی که حاصل قطع ارتباط شنیداری او با واقعیت است. سبک روایت داستان، مدام میان دنیای عینی و ذهنی در حرکت است. در نسخۀ صوتی نیز این ویژگی حفظ شده و گوینده با تغییر لحن، مرز این دو دنیا را مشخص میکند و شنونده را با رمز و راز ذهن شخصیت اصلی همراه میسازد.
کنراد آیکن، نویسنده و شاعر آمریکایی، در کارنامۀ ادبی خود رمان، مجموعه داستان کوتاه، نمایشنامه و دفتر شعر دارد و بیش از پنجاه کتاب منتشر کرده است. از آثار شعری او میتوان به «زمین پیروز» در سال ۱۹۱۱، «گورستان گل سرخ» در سال ۱۹۱۸ و «در باغهای محزون» در سال ۱۹۳۳ اشاره کرد. او در سال ۱۹۳۴ مجموعه داستان «برف خاموش، برف مرموز» را منتشر کرد. آیکن جوایز متعددی دریافت کرده و برای کتاب «اشعار منتخب» در سال ۱۹۳۰ برنده جایزه پولیتزر شد. همچنین نخستین برندۀ جایزه شلی از سوی انجمن شعر آمریکا در سال ۱۹۲۹ بود و از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۲ به عنوان مشاور کتابخانه کنگره آمریکا فعالیت کرد.
خلاصه کتاب برف خاموش، برف مرموز
«برف خاموش، برف مرموز» نوشتۀ کنراد آیکن، روایت دنیای درونی و خاموش پسربچهای است که بهتدریج از زندگی واقعی، خانواده و همکلاسیهایش فاصله میگیرد و در فضایی سفید، ساکت و رازآلود فرو میرود؛ فضایی که در نتیجه از دست دادن حس شنواییاش شکل گرفته است. داستان در دو سطح پیش میرود: جهان بیرونی و جهان ذهنی پسر. نویسنده با لحنی متفاوت این دو فضا را از هم جدا میکند و مرز میان واقعیت و خیال را بهخوبی نشان میدهد.
گزیده کتاب برف خاموش، برف مرموز
آنی فرصت نبود. تاریکی داشت با موجهای سفیدِ بلندش توُ میآمد. صفیری کشدار شب را پُر کرد ــ خروش عظیم و یکپارچهی این نفوذ سهمگین یک دفعه دل شب را شکافت ــ همهمهی سردِ آرامی پنجرهها را تکان داد. او در را بست و توی تاریکی لباسهایش را در آورد. کفِ لخت و سیاه اتاق عین تختهی کوچکی بود که دستِ امواج برف هِی کجومعوجاش میکرد. میرفت فرو، توی سفیدی پنهان میشد، دوباره میآمد بالا، زیر امواج گُنده و پُرپیچوخمِ پَر خُرد میشد. برف داشت میخندید: یک دفعه از همه طرف به حرف آمد: وقتی دوید و خوشحال پرید توی رختخواباش، برف نزدیکتر آمد و او را فشرد. برف گفت: «به ما گوش کن. گوش کن! ما اومدهیم قصهئی رو که گفتیم برات تعریف کنیم. یادت ئه؟ دراز بکش، چشمهات رو هم ببند، حالا ــ دیگه چیز زیادی نخواهی دید ــ توی این تاریکی کی میتونه ببینه، یا بهتر ئه بگم کی میخواد ببینه؟ ما جای همه چی رو برات میگیریم... گوش کن»ــ برف رقص قشنگی را جلوی اتاق شروع کرد، آمد جلو، بعد عقب کشید، به طرف کف اتاق پخش شد، بعد فوّاره زد طرف سقف، تاب خورد، دوباره از دانههای جدید برفی که خندهکنان توی همهمهی پنجره ریختند برای خودش نیرو جمع کرد، باز جان گرفت، و دستهای سفید بلندش را باز کرد. میگفت آرامش، میگفت دور از دست، میگفت سرد، میگفت ــ بعد اما از در، زخمِ هولناکی از نور بیرحمانه به تن اتاق افتاد ــ برف فشفشکنان عقب کشید ــ چیزی غریبه به اتاق آمده بود ــ چیزی خصم. این چیز به او حمله کرد، سخت تکاناش داد ــ وحشت وجودش را گرفته بود، اما فقط این نبود، نفرتی هم بود که تا آنموقع سابقه نداشت. این چی بود؟ این مزاحم سنگدل؟ این کار نفرتآور عصبانیکننده؟ ظاهراً برای آنکه آن را بشناسد باید دست به دامن دنیای دیگر میشد، ــ کاری که قدرتاش را نداشت. اما از آن دنیای دیگر اینقدر یادش بود که دعای دفع اجنه را به خاطر بیاورد. آن کلمات یک دفعه از آن دنیا ریختند بیرون...»
خرید و دانلود کتاب صوتی برف خاموش، برف مرموز
نشر چشمه نسخۀ چاپی کتاب برف خاموش، برف مرموز را روانۀ بازار کرده و استودیو ماهآوا نیز نسخۀ صوتی آن را منتشر کرده است. در حال حاضر امکان خرید و دانلود کتاب برف خاموش، برف مرموز با صدای بهناز بستاندوست، از طریق اپلیکیشن فراکتاب وجود دارد.
